برگردان به زبان ساده
گهی ز مشک زند برگل شگفته رقم
گهی ز قیر کشد بر مه دو هفته قلم
هوش مصنوعی: گاه بوی خوش مشک بر روی گلها پاشیده میشود و گاه لکهای سیاه از قیر بر روی ماه دو هفتهای میافتد.
گهی زندگره زلف او سر اندر سر
گهی شود شکنِ جَعدِ او خَم اندر خَم
هوش مصنوعی: زمانی موهای او به شکلی به هم میپیچند که به نظرم میرسد در هم گره خوردهاند و گاهی دیگر، حالتشان به قدری زیبا و مرتب است که گویا همه چیز بر وفق مراد است و به هم تنیده نشده.
رخش چو لاله و بر لاله از شکوفه نشان
لبش جو بُسّد و بر بُسّد از بنفشه رقم
هوش مصنوعی: چهرهاش مانند گل لاله است و بر روی لالهها از شکوفههایش نشانی است. لب او همچون گل جو است و بر آن لب، نشانی از بنفشه دیده میشود.
به روی و موی نگارم نگاه باید کرد
اگر ضیا و ظلم راکسی ندیده به هم
هوش مصنوعی: برای دیدن زیباییهای چهره و موهای محبوب، باید به چهرهاش نگاه کرد. اگر کسی نور و تاریکی را مشاهده نکرده است، این به دلیل ناتوانی در درک زیباییهاست.
ظلم شگفت نماید کشیده گرد ضیا
ضیا بدیع نماید نهفته زیر ظُلَم
هوش مصنوعی: ظلم به طور عجیبی خود را نشان میدهد، در حالی که نور و روشنایی ظاهری خاص و تازه به وجود میآورد که در دل تاریکی و ستم پنهان شده است.
سمنبرا بقم و زعفران کساد شدست
که رنگ و روی من و توست زعفران و بقم
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که گیاهان سمنبر و زعفران از رونق افتادهاند و این وضعیت به رنگ و حال ما نیز مربوط است. در واقع، حال و روز ما مانند زعفران و سمنبر است که در این زمان دیگر شاداب و دلنشین نیستند.
به عاشقی چو من ایزد نیافرید شمن
به دلبری چو توگیتی نپرورید صنم
هوش مصنوعی: خداوند هیچکس را مانند من در عاشقی نیافریده و هیچکس را مانند تو در دلربایی خلق نکرده است.
اگر نکرد هوا چشم من چو ابر بهار
وگر نکرد قضا روی تو چو باغ ارم
هوش مصنوعی: اگر چشمانم در بهار مانند ابر نبارد و سرنوشتت همچون باغ ارم نباشد،
من هیچ امیدی به زیباییها ندارم.
ز روی تو به چه معنی همی بروید گل
زچشم من به چه معنی همی ببارد نم
هوش مصنوعی: به چه دلیلی گلها از چهره تو میرویند و اشکها از چشمان من میریزند؟
فراق توست ستمکار و من همی ترسم
که روز روشن من تیره شبکند به ستم
هوش مصنوعی: جدایی تو برای من بسیار سخت است و من نگرانم که در روشنایی روز، غم من مانند شب تیره شود و این درد من را بیشتر کند.
اگر فراق تو روزم چو شبکند شاید
شبم چو روز کند فر آفتاب کرم
هوش مصنوعی: اگر دوری تو روز مرا به شب تبدیل کند، شاید شب من هم با گرمای مهربانیات همچون روز شود.
ابوالمحاسن کاحسان جود او دارد
همیشه قاعدهٔ جود و سروری محکم
هوش مصنوعی: ابوالمحاسن مانند حسام، همیشه معیار سخاوت و بزرگی را با استحکام رعایت میکند.
پدرش بندهٔ رزاق نام کرد و بهقدر
امام بار خدای است در میان امم
هوش مصنوعی: پدرش او را بندهای از بندگان خدا نامید و او به اندازه امام، در میان مردم از جایگاه و اهمیت برخوردار است.
عمش رضی خلیفه است و محتشم باشد
کسی که او چو رضیّ خلیفه دارد عم
هوش مصنوعی: شخصی که عموی بزرگ و محترمی همچون رضی خلیفه دارد، میتواند به عنوان فردی با مقام والا و شخصیت برجسته شناخته شود.
زمانه همت عالیش را شدست عیال
ستاره همت اصلیش را شدست حشم
هوش مصنوعی: دنیا به دست همت و تلاش بزرگ مردان میگردد و ستارههای واقعی نیز به واسطه آن همت و کوشش شکوفا میشوند.
جواهر خرداندر ضمیر او مضمر
فَذلک هنر اندر رسوم او مدغم
هوش مصنوعی: دانش و استعدادهای بزرگ در دل او نهفته است و این استعدادها در رفتار و آداب او به خوبی نمایان شدهاند.
قلم نشانهٔ توفیق دارد اندرکف
زبان زبانهٔ تحقیق دارد اندر فم
هوش مصنوعی: قلم نشانهای از موفقیت دارد و زبان هم بر دارایی تحقیق و جستجو دلالت میکند.
مگرکه در دهن و دست او زمانه نهاد
قضا به جای زبان و قدر به جای قلم
هوش مصنوعی: تنها در صورتی که سرنوشت به جای زبان، در دهن و دست او سخن بگوید و به جای قلم، تقدیر را در اختیار او بگذارد، میتوان به گفتهها و اعمال او اعتماد کرد.
ایا به سان صدف در کف ضمیر تو در
و یا به سان شَمَر در بر یمین تو یم
هوش مصنوعی: آیا در دل تو جواهراتی مانند مرواید نهفته است یا اینکه مانند دریایی در دست راست تو وجود دارد؟
چنان کجا ز نبی بود افتخار عرب
ز توست و از پدر توست افتخار عجم
هوش مصنوعی: افتخار عرب به نبی مربوط است و افتخار عجم به پدر تو برمیگردد.
عمت ز عدل یگانه شد و پدرت ز عقل
چنان کجا تو ز علمی یگانه در عالم
هوش مصنوعی: شما به خاطر عدالت مادرت و هوش پدرت در دنیا بینظیر شدهاید؛ حالا چطور میتوانید در علم و دانش نیز بینظیر باشید؟
بجز شما سه تن اندر جهان که دولت یافت
به یک نژاد در او عقل و عدل و علم به هم
هوش مصنوعی: جز شما سه نفر در دنیا وجود ندارند که همگی از یک نسل باشند و در آنها عقل، عدل و علم با هم جمع شده باشد.
بدین سه چیز امامت رسد تورا بر خلق
بدین سه چیز امامان تو را شوند خدم
هوش مصنوعی: با سه چیز میتوانی به مقام رهبری و امامت بر مردم دست یابی و به همین سه دلیل، امامان برای تو خدمات خواهند کرد.
اگر مراتب موسی و جم به معجزه بود
یکی زدست عیان کرد و دیگر از خاتم
هوش مصنوعی: اگر مقامات موسی و جم به وسیله معجزه به دست آمده بود، یکی بهوضوح از طریق معجزهاش نشان داده میشد و دیگری از طریق انگشتری که داشت.
شکفته شد به تو آثار مهمل و موقوف
گشاده شد به تو اسباب مشکل و مبهم
هوش مصنوعی: به خاطر تو، نشانههای ناشناخته و متوقف آشکار شدند و به واسطه تو، مسائل دشوار و نامشخص حل گردیدند.
ز پشت آدم بنمود صورت تو خدای
ز غیرت تو شد ابلیس دشمن آدم
هوش مصنوعی: از پشت آدم، چهره تو چون خدا نمایان شد و به خاطر غیرت تو، ابلیس دشمن آدم گردید.
تو از عدم به وجود آمدی و صورت بخل
ز بیم جود تو رفت از وجود سوی عدم
هوش مصنوعی: تو از هیچ به وجود آمدی و بهخاطر ترس از بخشندگیات، شکل بخل از وجودت محو شد و به هیچ برگشت.
مبشر است لقای تو دوستان تو را
به انقطاع هُموم و به ارتفاع هُمَم
هوش مصنوعی: لقای تو باعث خوشحالی دوستانت میشود و آنها را از افکار و مشکلات رهایی میبخشد و به بلندای آرزوهای بزرگ میکشاند.
زبهر خدمت تو نفع دل شود حاصل
چنانکه نفع تن از کفِّ عیسی مریم
هوش مصنوعی: برای خدمت به تو، دل من سود میبرد، مانند اینکه جسم انسان از دست عیسی مریم بهرهمند میشود.
نهد ستاره ز بهر مخالفان تو دام
زند زمانه بهکام موافقان تو دم
هوش مصنوعی: ستارهای را به خاطر دشمنانت قرار میدهد و زمانه به نفع دوستداران تو به حرکت درمیآید.
مشعبذست همانا قلم بهدست تو در
که حلق او چو دهان است و فرق او چو علم
هوش مصنوعی: قلم تو مانند یک دست جادویی است که در آن، دهانش به مانند حلقهای است و فرقش به شکل یک علم و دانش جلوهگر است.
همه دقایق داند همی و هست اکمه
همه حقایق داند همی و هست ابکم
هوش مصنوعی: هر لحظه و هر آنچه را که وجود دارد، میداند و بهطور کامل درک میکند، اما نمیتواند به زبانی بیان کند. تمام واقعیتها و حقیقتها را میداند و در عین حال، نمیتواند آنها را زیر زبان بیاورد.
زعقل و علم گر آگاه نیست از چه سبب
میان هر دو رسول است و پیش هر دو حکم
هوش مصنوعی: اگر عقل و دانش نتوانند بفهمند که چه چیزی باعث فاصلهگذاری بین دو پیامبر شده و چرا برای هر کدام حکم خاصی وجود دارد، در واقع از درک حقیقت ناتوانند.
درستگویی مار است و زو رسد شب و روز
به دوستان تو مهره به دشمنان تو سم
هوش مصنوعی: درستگویی مانند ماری است که در هر زمان، به دوستان تو کمک میکند و به دشمنان تو آسیب میزند.
بزرگوارا من مهر و شکر تو طلبم
نه مرد جاه و نه دینارم و نه مرد درم
هوش مصنوعی: ای بزرگوار، من فقط محبت و لطف تو را میخواهم، نه مقام و قدرتی را میطلبم و نه پول و ثروتی.
به سان تو که در این چند روز کامدهام
جدا ز خدمت تو بودهام ندیم نَدَم
هوش مصنوعی: من مانند تو که در این چند روز از خدمتت دور بودهام، هیچ گاه جدایی را تجربه نکردهام.
به سان آهوی دشتی مرا نبود قرار
قرار یافتم اکنون که باقیم به حرم
هوش مصنوعی: من مثل آهوی بیقرار در دشت، آرامش ندارم. اکنون که در حرم هستم، کمی آرامش پیدا کردهام.
همی ندید تو را چشم و دل همی غم دید
کنون که چشم ببیند تو را نبیند غم
هوش مصنوعی: چشمان و دل من همیشه غم را میدیدند و تو را نمیدیدند، اما حالا که چشمانم تو را میبینند، دیگر غم را نمیبینند.
همیشه تا نرود رنج و راحت از گیتی
همیشه تا نشود سور و ماتم از عالم
هوش مصنوعی: در زندگی همیشه باید درد و خوشی کنار هم وجود داشته باشد؛ تا زمانی که شادی و اندوه از جهان رخت برنبندند.
مخالفان تو را رنج باد بیراحت
موافقان تو را سور باد بیماتم
هوش مصنوعی: دشمنان تو، باعث آزار و رنجیدن تو هستند، در حالی که دوستانت، با خوشی و شادمانی، در کنار تو هستند و ایجاد شادی میکنند.
سر مخالف تو پست و همت تو بلند
قبول همت تو بیش و بدسگال تو کم
هوش مصنوعی: سر مخالفت تو پایین است و اراده و تلاش تو بالا. قبول داری که همت و تلاش تو بیشتر است و بدخواهی تو کمتر.
ولیت خرم و چشم تو روشن از پدرت
بهتو دو چشم پدر روشن و دلش خرم
هوش مصنوعی: به تو تبریک میگویم و شادیام را از خوشحالی تو ابراز میکنم. پدر تو به خاطر تو شاداب و خوشحال است و چشمانش پر از امید و روشنی است.