برگردان به زبان ساده
از رایت منصور تو ای خسرو منصور
بر چرخ همی فخر کند شهر نشابور
هوش مصنوعی: شهر نشابور به خاطر وجود تو، ای خسرو منصور، بر آسمان به خودش میبالد و افتخار میکند.
شاپور بنا کرد نشابور و تو را هست
صد میر جهانگیر بهر شهر چو شاپور
هوش مصنوعی: شاپور شهری به نام نشابور بنا کرده و صد فرمانروای بزرگ را برای این شهر دارد که مانند شاپور قدرت و عظمت دارند.
در دهر ز آثار تو فخرست علیالْفخر
در ملک به اقبال تو نورست علیالنُّور
هوش مصنوعی: در این زمان، آثار و نشانههای تو باعث افتخار و بزرگی هستند و در این سرزمین، به واسطهی خوششانسیات، نور و درخشانی وجود دارد.
هر وقتکه در بزم تو نَظّاره کند چرخ
سیاره برافشاند اگر باشد دستور
هوش مصنوعی: هر گاه که ستارهها در مجلس تو به تماشا بنشینند، اگر فرماندهی باشد، زیبایی و شکوه خود را به نمایش میگذارند.
خورشید جهانی تو و هرگه که بتابی
در مشرق و مغرب بود آثار تو مشهور
هوش مصنوعی: تو مانند خورشید در جهان میدرخشی و هر بار که نور میافکنید، آثار و نشانههای تو در شرق و غرب نمایان میشود.
تا تو ز عراق آمدهای سوی خراسان
در فتح برافراشتهای رایت منصور
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو از عراق به سمت خراسان آمدهای، پرچم پیروزی را برافراشتهای.
صد نائره بودست زآشوب تو در هند
صدصاعقه بودست زآسیب تو در طور
هوش مصنوعی: از آشوبی که تو در هند بر پا کردی، صدها نائره و طوفان به وجود آمده و مانند صد صاعقه که از آسیب تو در طور فرود میآید، اثر گذاشتهای.
از بیم دلیران و سواران تو رفته است
هوش از سر چیپال و روان از تن فغفور
هوش مصنوعی: از ترس دلیران و سواران تو، عقل از سر چیپال دور شده و روح از بدن فغفور خارج گشته است.
مرحوم شد آنکسکه شد از عدل تو محروم
رنجور شد آنکس که شد از پیش تو مهجور
هوش مصنوعی: آن کسی که از عدالت تو بیبهره ماند، جانش را از دست داد. و آن کس که از حضور تو دور افتاد، در زحمت و رنج به سر میبرد.
شیری که مخالف شد و بازی که هوا جست
آن شیر چو روبه شد و آن باز چو عصفور
هوش مصنوعی: شیر وقتی با مخالفت مواجه میشود و باز، به قصد شکار به آسمان پرواز میکند، شیر به شکل روباه درمیآید و باز به مانند پرندهای کوچک میشود.
یک باره نگهدار تویی دین هُدی را
باشد ز پی دین هُدی سعی تو مشکور
هوش مصنوعی: تو همواره نگهبان دین هدی هستی و تلاش تو در پیروی از این دین قابل ستایش و قدردانی است.
آسایش اسلام در آن است که امسال
گردد دل کفّار ز شمشیر تو رنجور
هوش مصنوعی: آسایش مسلمانان در این است که دشمنان تحت تأثیر قدرت تو آسیبپذیر شوند و از تهدید تو در عذاب باشند.
از هیبت رزم تو بود هول قیامت
وز نعرهٔ کوس تو بود مَشْغلهٔ صور
هوش مصنوعی: این عبارت به توصیف قدرت و شدت جنگاوری فردی میپردازد. به گونهای که شدت رزم او به قدری است که باعث هراس قیامت میشود و همچنین صدای نعرهاش به اندازهای نیرومند است که مایه سرگرمی و توجه در روز نفخ میباشد. به عبارت دیگر، این شخص با رزم خود باعث ایجاد رعب و وحشت میشود و صدایش تأثیرگذار و آزادکننده است.
گُرز تو شود غالب و رُهْبانان مغلوب
تیغ تو شود قاهر و قِسّیسان مقهور
هوش مصنوعی: شمشیر تو قویتر میشود و راهبان در برابر آن شکست میخورند، و تیغ تو برتری پیدا کرده و کشیشان تحت تسلط آن قرار میگیرند.
اَرْجو که به اقبال تو این فتح برآید
تا کافر محزون شود و مؤمن مسرور
هوش مصنوعی: امید دارم که به لطف تو این پیروزی به دست آید تا بیمذهبها غمگین شوند و مؤمنان شادمان گردند.
در فصل خزان هرکه ز می بازکشد دست
هر چند نهد عذر ندارنْدَش معذور
هوش مصنوعی: در فصل پاییز، هرکس که از نوشیدن شراب دست بکشد، هرچند که عذر و بهانهای بیاورد، او را نمیتوان معذور دانست.
بس دیر نماندست که از جانب دریا
ابر آید و بارد ز هوا لؤلؤ منثور
هوش مصنوعی: به زودی چهره آسمان تغییر خواهد کرد و ابرهایی از سمت دریا ظاهر میشوند که بارانهایی مانند مروارید نازک خواهند بارید.
چون برف به هم در شده بینی به هوا بر
گویی که بشورید کسی خانهٔ زنبور
هوش مصنوعی: زمانی که برف به هم فشرده میشود و در آسمان قرار میگیرد، به نظر میرسد که کسی در حال تمیز کردن خانه زنبورهاست.
زاغان ز بَرِ برف فراز آمده هر جا
همچون سپه هندو در مَعْدِنکافور
هوش مصنوعی: کلاغها بر روی برف نشستهاند و در هر جا به مانند سپاه هندیهایی که در معدن کافور هستند، حضور دارند.
وآن گلبن آراسته ناکرده قماری
از جامه برهنه شده چون مردم مَقْمور
هوش مصنوعی: آن گل زیبا که در حال حاضر نمایان است، مانند کسی است که بدون لباس و از خود بیخود شده، و هیچ پناهگاهی ندارد.
محرور توان کرد به باده تن مرطوب
یک راه که مرطوب شد این عالم محرور
هوش مصنوعی: انسان میتواند با نوشیدن شراب، احساس گرما و خشکی را در بدنش از بین ببرد و به نوعی خود را در این دنیا که پر از تنش و حرارت است، آرام کند.
هستند رزان دشمن پیران خرابات
از بسکه زدستند لگد بر سر انگور
هوش مصنوعی: دشمنان اهل میخانه و خراباتیها آنقدر به میچشم و میخوارگی حمله کردهاند که دیگر طاقت نمیآورند و به جان انگور میافتند.
ای شاه درین فصل شراب از کف آن خواه
کاو فتنهٔ دلهاست بدو نرگس مخمور
هوش مصنوعی: ای پادشاه، در این فصل از شراب بنوش که او خنکای دلها و نعمت عشق را به همراه دارد، مثل نرگسی که به مستی افتاده است.
از چرخ همی دست تو را بوسه دهد ماه
وز خلد همی بخت تو را مژده دهد حور
هوش مصنوعی: چرخ فلک به تو دست میزند و از ماه برای تو بوسه میفرستد، و از بهشت بخت تو را با خبر میکند که حوریها در انتظار تو هستند.
خالی نسزد مجلست از جام در این وقت
وز طبل و نی و چنگ و دف و بربط و تنبور
هوش مصنوعی: در این زمان، مجلس تو نباید بیجام باشد و باید از موسیقی و سازها پر شود، زیرا فضای جشن و شادی را فراهم میکند.
تا ملک جهان است جهاندار تو بادی
میران جهان جملهٔ به امرت شده ماءمور
هوش مصنوعی: تا زمانی که این دنیا برقرار است، تو که حاکم جهانی، همه مسئولان و مدیران این جهان تحت فرمان تو هستند.
فالت همه فرخنده و روزت همه میمون
نیکی به تو نزدیک و ز تو چشم بدان دور
هوش مصنوعی: فال تو خوب و خوشیمن است و روزگار تو نیز پربرکت. نیکی به تو نزدیک شده و بدی از تو دور است.