برگردان به زبان ساده
ربود از دلم آن زلف بیقرار، قرار
نهاد بر سرم آن چشم پرخمار خمار
هوش مصنوعی: زلف بیقرار او دلم را از من گرفت و آن چشم پر از حالت خواب و بیخودی، آرامش را بر سرم نشاند.
سرم گرفته خمارست همچو چشم بتم
دلم چو زلف بتم تا گرفته است قرار
هوش مصنوعی: سرم به خاطر عشق و شیدایی پر از غم و خمار است، مثل چشمان معشوقهام. دلم نیز به مانند زلفهای او، در دستِ او قرار گرفته و آرامش ندارد.
دهان یارم مانند نقطهٔ سیم است
کشیده گرد وی از غالیه یکی پرگار
هوش مصنوعی: لبان محبوبم مانند نقطهای از نقره است و من دور او مانند یک دایره کشیدهام.
اگر ستاره به پرگار در بود شب و روز
به نقطه در ز چه معنی ستاره دارد بار
هوش مصنوعی: اگر شب و روز در یک نقطه ثابت باشد و ستارهها مانند نقاطی در نقشه مشخص باشند، دیگر چه دلیلی برای وجود ستارهها وجود دارد؟
صفات دیدهٔ بیمار و زلف رنجورش
شدست طرفه وزان طرفهتر ندیدم کار
هوش مصنوعی: ویژگیهای چشمهای بیمار و موهای پریشان او همگی عجیب و شگفتانگیز شده است و از آن عجیبتر این است که کاری مانند این را هرگز ندیدهام.
که مستمند منم هست زلف او رنجور
که دردمند منم هست چشم او بیمار
هوش مصنوعی: من به خاطر زلف او در رنج و عذاب هستم، زیرا چشم او همچون یک بیمار، دل مرا نیز آزار میدهد.
از آن قبل که به الماس سفت نرگس خوش
به کهربا بر جزع من است لؤلؤ بار
هوش مصنوعی: قبل از آن که نرگسها سخت و مانند الماس شوند، خوشا به حال من که همچون کهربا، لؤلؤ بار دارم.
ز جزع من سر الماس او کشد لؤلؤ
که سفته گردد ز الماس لؤلؤ شهوار
هوش مصنوعی: از درد و نگرانی من، جواهری چون الماس به وجود میآید که گویی مرواریدهای خوشمزه و دلپذیر را شکل میدهد.
وزان قبل که زرهوار حلقه شد زلفش
بلند قامت من خم گرفت چنبر وار
هوش مصنوعی: موهای بلند او مانند زرهی استوار بر تنش حلقه شده و باعث شده که قامت من به سمت چنبر بگراید و خم شود.
به روزگار جدائیش تکیه کرد ستم
بدان قبل که رسن را به چنبرست گذار
هوش مصنوعی: در دوران جداییاش، به یاد ستمی که بر او رفته است، تکیه کرد، پیش از آنکه رشتهها را به دور او بپیچند و محاصرهاش کنند.
کجا ز گرمی عشقش برآورم نفسی
ز سردی نفس من نهان کند رخسار
هوش مصنوعی: کجا میتوانم از شدت عشقش نفس بکشم، در حالی که چهرهام به خاطر سردی نفس خودم پنهان شده است؟
یقین شده است که رخسار او چو گلزار است
گمان کند که ز سرما تبه شود گلزار
هوش مصنوعی: آشکار شده که چهره او به مانند گلستان است، ولی کسی شاید فکر کند که به خاطر سرما، آن گلستان از بین خواهد رفت.
گرش بیابم بیزارم از خدا و رسول
اگر شود ز کف پای او لبم بیزار
هوش مصنوعی: اگر او را پیدا کنم، از خدا و پیامبر بیزارم، حتی اگر لب من به پای او برسد.
سزد که بر لب من پای او نهد منت
چو دست سَید احرار بر لب احرار
هوش مصنوعی: شایسته است که او بر لب من نهند احترام و محبت، درست مانند اینکه دست بزرگواران بر لب بزرگواران دیگر قرار گیرد.
مُعینِ مملکت و مجدِ دولتِ سلطان
که ملک و دولت از او یافته است استظهار
هوش مصنوعی: کمککار کشور و افتخار حکومت پادشاهی که ملک و حکومت از او یاری میگیرد.
ابوالمحاسن پیرایهٔ محاسن خلق
محمد آیت دین محمد مختار
هوش مصنوعی: ابوالمحاسن به زیباییهای اخلاقی و صفات نیکو اشاره دارد که مدیون وجود پیامبر محمد (ص) است. این ابیات نشان میدهد که این زیباییها نمادی از دین و رسالت او هستند و محمد (ص) به عنوان نبی، نشانهای از دین و هدایتی برای مردم است.
غبار فتنه و بیداد بود در عالم
به آب عدل ز عالم فرو نشاند غبار
هوش مصنوعی: در جهان، آشوب و ناعدالتی وجود داشت که مانند غباری بر سر مردم نشسته بود، اما با برقرار کردن انصاف و عدالت، این غبار از بین رفت و آرامش به جامعه بازگشت.
اگر زمین همه از جود او خورد باران
دی و تموز و خزان را بود نسیم بهار
هوش مصنوعی: اگر زمین از نعمتهای او بهرهمند باشد، بارانهای دی، تیر و پاییز میبارند و نسیم بهاری خواهد وزید.
فلک ز شکل دواتش همی برد تَدویر
قمر ز رفتن کلکش همی شود سیار
هوش مصنوعی: آسمان با طریق خود، شکل سیگار را به گردش میآورد و ماه با حرکتش از رفتن دوات، همواره در حال جابجایی است.
همیشه مهر فلک را ز همتش حسدست
که نوربخشتر از مهر همتش بسیار
هوش مصنوعی: فلک همیشه به خاطر تلاش و کوششاش حسد میورزد، زیرا نوری که از کوشش او میتابد، بسیار درخشانتر از نور مهر و محبت دیگران است.
شعاع مهر زمین را بهروز باشد و بس
شعاع همت او روز وشب بود هموار
هوش مصنوعی: نور خورشید بر زمین تنها در روز است، اما تلاش و همت انسان بهطور مداوم، در شب و روز، همواره مستمر و پایدار است.
اگر سکندر سدی کشید زاهن و روی
به بیش لشکر یاجوج بس شگفت مدار
هوش مصنوعی: اگر اسکندر، دیواری برای جلوگیری از یاجوج و ماجوج ساخت، نباید از آن تعجب کنی.
تو آن نگر که معین ممالک ار خواهد
به گرد ملک در از سیم و زر کشد دیوار
هوش مصنوعی: اگر معین و کاردان باشد، میتواند با ثروت و سرمایهگذاری، دیواری مستحکم به دور سرزمینش بکشد و از آن محافظت کند.
ایا به حشمت اصلی برآورندهٔ فخر
و یا به قدرت کلی فرو برندهٔ عار
هوش مصنوعی: آیا به عزت و بزرگی خودت اعتبار میدهی یا به قدرتی که باعث میشود دیگران احساس حقارت کنند؟
به آفتاب عطارد پرست ماند راست
گرفته دست جواد تو کلک ملک نگار
هوش مصنوعی: خورشید را به آسمان عطارد نسبت دادهاند، در حالی که دستان مهربان تو همچون قلمی است که زیباییهای دنیا را ترسیم میکند.
ز صورت تو همی روشنی پذیرد چشم
چنانکه آینه، صورت پذیرد از دیدار
هوش مصنوعی: چشم، از زیبایی تو همچون آینهای نور میگیرد و جلوهگر میشود.
به زرّ و سیم توانگر شدست دشمن تو
به چشم او چو درم گشت و روی او دینار
هوش مصنوعی: دشمن تو به خاطر ثروت و داراییاش خود را توانا و قدرتمند میبیند و برای او، چهره و زیباییاش به اندازهی سکهای با ارزش است.
خدای خیر و صلاح جهانیان ز تو کرد
جنین اثر نه شگفت از موثر الاثار
هوش مصنوعی: خداوند خیر و صلاح همه افراد را از تو چنین به وجود آورد، پس نباید از تأثیرگذار بودن کسی که اثراتش را میبیند، شگفتزده شد.
صلاح جملهٔ گیتی و خیر جملهٔ خلق
فذلک است شمار تورا به روز شمار
هوش مصنوعی: بهترین و نیکوترین وضعیت تمامی جهان و خیر و فلاح همه موجودات در این است که وجود تو را با روزهایت اندازهگیری کنند.
میان پیرهن اندر تو را یکی بحراست
جگونه بحری کآن را پدید نیستکنار
هوش مصنوعی: در میان پیراهن تو، چیزی شبیه به دریا وجود دارد که نمیتوان آن را مشاهده کرد و به راحتی قابل تشخیص نیست.
چگونه بحری کز وی گهر برند ملوک
چگونه بحری کز وی خجل شوند بحار
هوش مصنوعی: چگونه میتوان دریا را توصیف کرد که از آن جواهرات به دست میآید و همچنین چگونه میتوان دریایی را تصور کرد که باعث شرمندگی دریانوردان میشود؟
بخار او همه هست افتخار و موج شرف
که دید بحر شرف موج افتخار بخار
هوش مصنوعی: بخار او که نماد عظمت و شرف است، همه جا را پر کرده و موج شرف به وجود آورده است. وقتی دریا شرف را میبیند، به موج افتخار تبدیل میشود.
تویی که عالم از اسرار توست خرم و خوش
گوا بس است بدین حال عالِم الاسرار
هوش مصنوعی: تو هستی که رموز عالم از آن توست و خوشحالی و شادابی تو کافی است برای این وضعیت عالمی که به اسرار آگاه است.
بقای توست و فنای مخالف تو مراد
ستاره را ز مسیر و سپهر را زمدار
هوش مصنوعی: وجود تو باقی است و نابودی مخالف تو، هدف ستاره از حرکت در مسیر و چرخش در آسمان است.
مخالفان تو پیکار ساختند همی
بر اسب کین و تعصب همی شدند سوار
هوش مصنوعی: دشمنان تو به جنگ پرداختهاند و بر اسبهای نفرت و تعصب سوار شدهاند.
ز بس نحوست و اِدبار خود ندانستند
که با سعادت و اقبال تو بود پیکار
هوش مصنوعی: به دلیل بلاهایی که بر سرشان آمده و بداقبالی که دچارش شدهاند، نتوانستهاند بفهمند که بر سرِ خوشبختی و شانس تو در حال مبارزه هستند.
به زهر مار اگر حیلتی همی کردند
کنون سر همگان کوفتی تو چون سر مار
هوش مصنوعی: اگر کسی به زهر مار چارهای میاندیشید، اکنون که تو به سر همه زدهای، مثل سر مار شدهای.
وگر نهفته برافروختند آتش کین
بسوختند بر آن آتش نهفته شرار
هوش مصنوعی: اگر آتش کینه پنهان شود، سرانجام زبانه میکشد و همه چیز را میسوزاند.
وگر درخت عداوت همی بپروردند
از آن درخت بجز مُدبری نیامد بار
هوش مصنوعی: اگر درختی از کینه و دشمنی رشد کند، تنها میوهای که از آن به دست میآید نتیجهای جز خرابکاری نخواهد بود.
وگر ز بهر تو چاه بلا همی کندند
کنون به چاه درافتادهاند مدبر و خوار
هوش مصنوعی: اگر به خاطر تو در چاه مشکلات و مصیبتها کوشش میکردند، حالا خودشان در آن چاه گرفتار شدهاند و در این وضعیت ذلیل شدهاند.
به نعمت تو که باشند هم در این مدت
برآمده ز بن چاه و رفته بر سر دار
هوش مصنوعی: با لطف و رحمت تو، حتی کسانی که از پایینترین شرایط جانشان را آغاز کردهاند، میتوانند به اوج برسند و به موفقیتهای بالایی دست یابند.
خجسته اختر فالی که من رهی بزدم
که دشمنان تو را بخت بشکند بازار
هوش مصنوعی: ستارهی خوشبختی که من به آن اشاره کردم، به من این نوید را میدهد که دشمنان تو در کار خود ناکام خواهند ماند و روزگار بر ضدشان خواهد بود.
در آن قصیدهٔ دیگر چنانکه فال زدم
ز دشمن تو برآورد روزگار دمار
هوش مصنوعی: در آن شعر دیگر، همانطور که پیشبینی کردم، روزگار به دشمن تو آسیب رساند و اوضاع را بر او سخت کرد.
سپاس دار که ایزد سپاس داشت تو را
به شکرکوش که دشمن به دست توست شکار
هوش مصنوعی: سپاسگزاری کن از اینکه خداوند تو را شایسته دانسته و به تو اجازه داده تا با سپاسگزاری از او، بر دشمنت چیره شوی.
همیشه تا که بود چرخ هفت و کشور هفت
ستاره هفت و طبایع چهار و فصل چهار
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که در جهان همیشه هفت آسمان و هفت ستاره وجود دارد و طبیعت دارای چهار نوع مزاج است و سال به چهار فصل تقسیم میشود. این اشاره به نظم و تکرار در طبیعت و کائنات دارد.
همیشه تا که به خاک اندرون بود نیران
همیشه تاکه بهچرخ اندرون بود انوار
هوش مصنوعی: هر زمان که گیاهان به زمین باشند، نیروی رشد و زندگی در آنها وجود دارد و هر لحظه که در آسمان نور موجود باشد، زندگی و انرژی در دور و بر ما جاری است.
موافقان تو بادند در رسیده بهنور
مخالفان تو بادند در رسیده بهنار
هوش مصنوعی: طرفداران تو به روشنایی رسیدهاند، در حالی که مخالفانت به آتش خواهند رسید.
به روزگار جوانی و بخت نازد مرد
که زین سه چیز بود نظم شغل و رونق کار
هوش مصنوعی: در دوران جوانی و در اوج شانس، فردی خوشبخت است که از سه چیز بهرهمند باشد: تنظیم کارها، نظم در امور و رونق در کارش.
همیشه بادی در سایهٔ عنایت شاه
ز روزگار جوانی و بخت برخوردار
هوش مصنوعی: در زندگی همیشه نعمتی از لطف و حمایت پادشاه وجود دارد که باعث خوشبختی و جوانی میشود.