برگردان به زبان ساده
گل و مَه است همانا شکفته عارض یار
که گونهٔ گل و نور مهش بود هموار
هوش مصنوعی: چهره معشوق همچون گل و ماه میدرخشد و زیبایی او بینظیر است.
مَه است بسته ز سنبل در او هزار گره
گل است کرده ز عنبر بر او هزار نگار
هوش مصنوعی: ماه، که با سنبل پیچیده شده، در درونش هزار گره از گل وجود دارد و بر روی آن با عنبر مزین شده، هزار نقش و نگار به چشم میخورد.
بدیع نیست که از خط فزود خوبی دوست
شگفت نیست که از خط شکفت عارض یار
هوش مصنوعی: این شعر میگوید که وجود خوبیها و زیباییها در وجود دوست چیزی عجیب و غریب نیست. همچنین نشان میدهد که وقتی دوستان با خط و بیان خود زیباییها را به ما عرضه میکنند، هرگز نباید از آن شگفتزده شویم. این زیباییها و خوبیها به طور طبیعی از ارتباط عمیق و خاص بین دوستان ناشی میشود.
مه آنگهی بدرخشد که اندر آید شب
گل آن زمان به درآید که سر برآرد خار
هوش مصنوعی: ماه تنها زمانی میدرخشد که شب وارد میشود و گل نیز زمانی شکوفا میشود که درد و سختی (خار) از سر برداشته شود.
به برگ نسرین زنجیر برنهاد از قیر
به گِرد پروین پرگار بر نهاد از قار
هوش مصنوعی: برگ نسرین را با زنجیری از قیر آراسته است و دور پروین، دایرهای از گِل و خاک شکل گرفته است.
تنم چو حلقهٔ زنجیر کرد آن زنجیر
دلم چو نقطهٔ پرگار کرد آن پرگار
هوش مصنوعی: بدن من مانند حلقهای از زنجیر شده است، در حالی که زنجیر دلم مانند نقطهای در مرکز پرگار قرار گرفته است.
ز بهر تافتن و بافتن دلم بفریفت
به زلف مشکفشان و به جَعد غالیه بار
هوش مصنوعی: برای جذب و جلب توجه، دلم را به موهای مشکی و زیبا و به حالت فر و جذابش مجذوب کرد.
بتافتم سر زلفش ببافتم جعدش
ز مشک و غالیه پر کردم آستین و کنار
هوش مصنوعی: من موهایش را به آرامی در هم پیچیدم و با استفاده از عطر دلانگیز و عمق زیبایی او، آستین و کنار لباسش را پر از زیبایی کردم.
مخالف لب او هست چشم من ز چه رو
لبش بخندد چون چشم من بگرید زار
هوش مصنوعی: چرا لب او میخندد در حالی که چشم من به خاطر او در حال گریه است؟ لب او و چهرهاش با آن شادابیاش، با حال غمگین من در تضاد است.
لبش چو دانهٔ نارست و هست در دل من
فروخته ز غم او هزار شعلهٔ نار
هوش مصنوعی: لبهای او مانند دانههای نارس美؛ در دل من از غم او آتشهای زیادی وجود دارد.
من آن دلی چه کنم کاندرو بیفروزد
هزار شعلهٔ نار از غم دو دانهٔ نار
هوش مصنوعی: دل من چطور باید باشد که از غم دو دانه نار، هزار شعله آتش در آن شعلهور میشود؟
اگرچه وسوسه بر دل ز عشق دارم صعب
دلم ز وسوسهٔ عشق کی خورد تیمار
هوش مصنوعی: اگرچه وسوسههای عشق برای من سخت و دشوار است، اما دلم هیچگاه زیر بار این وسوسهها نمیرود و از درد و رنج عشق بینصیب نمیماند.
چگونه راه برد وسوسه به سوی دلی
که حِرز خویش کند مدح سَیّدالابرار
هوش مصنوعی: چطور میتواند وسوسه به دلی که به ستایش بزرگترین پیامبر میپردازد، نفوذ کند؟
عماد دین شرفالملک کز شمایل او
همی فروزد دین محمد مختار
هوش مصنوعی: عماد دین شرفالملک به این معناست که با ویژگیهای او، دین محمد مختار نیز درخشان و رونق بیشتری میگیرد.
سر سعادت ابوسعد کز کفایت او
همی فزاید ملک شه ملوک شکار
هوش مصنوعی: سعادت و خوشبختی ابوسعد به قدری زیاد است که به خاطر کفایت و لیاقت او، ملک و سلطنت در دستان او بیش از پیش رونق میگیرد و همگان به او احترام میگذارند.
همیشه مایهٔ تایید نور دولت اوست
چنانکه نور دو دیده است مایهٔ دیدار
هوش مصنوعی: نور دولت او همیشه باعث تأکید و ثبات است، همان طور که نور چشمها سبب بینایی و دیدن میشود.
چه باک دولت او را ز حادثات زمین
که آفتابش بُرج است و آسمانش حصار
هوش مصنوعی: نگران حوادث و مشکلات دنیا نباش، زیرا او مثل آفتابی است که در بالاترین جایگاه قرار دارد و آسمان او را احاطه کرده است.
شریف گشت بدو دین و دشمن دین دون
عزیز گشت بدو حق و دشمنِ حق خوار
هوش مصنوعی: با او دین در مرتبه بالایی قرار گرفت و دشمنان دین به مقام پایینتری رسیدند. با او حق ارزشمند شد و دشمنان حق خوار و بیارزش شدند.
به یک اشارت و یک لفظ او شود آسان
هر آنچه دهر بر آزادگان کند دشوار
هوش مصنوعی: با یک اشاره و یک کلمه از او، هر چیزی که در این دنیا برای آزادگان دشوار است، به آسانی انجام میشود.
ز مهتران و بزرگان که ما شنیدستیم
چنانکه بود به ترتیب سیرت و کردار
هوش مصنوعی: ما از شخصیتها و بزرگان آموختهایم که باید در رفتار و کردار خود به شیوهای منظم و با ترتیبی خاص عمل کنیم.
گر آن گروه در این روزگار زنده شوند
به عجز خویشتن و قدر او دهند اقرار
هوش مصنوعی: اگر آن گروه در این زمان زنده شوند، به ناتوانی خود پی خواهند برد و به بزرگی او اعتراف خواهند کرد.
هرآنگهی که ز خشم و ز عفو سازد شغل
هرآنگهی که ز مهر و ز کین گذارد کار
هوش مصنوعی: هر زمان که با خشم و ضعف روبهرو شویم، در آن لحظه کاری انجام میدهیم. و هر وقت با عشق و کینه روبهرو شویم، باز هم کارهایی را انجام میدهیم.
از او درستْ شکسته شود شکستهْ درست
وز او سوارْ پیاده شود پیادهْ سوار
هوش مصنوعی: از او بهراحتی میتوان درستیها را به دست آورد و همچنین از او میتوان بهسادگی به نقطه قوتهایی که نیاز داریم برسیم.
خرد ندارد جز رای پاک او میزان
هنر ندارد جز رسم خوب او معیار
هوش مصنوعی: فقط فکر و اندیشهی پاک او میتواند سنجشگر خرد باشد و فقط رفتار نیکو او میتواند معیار هنر محسوب شود.
ز راستی و درستی که هست در قلمش
زبان عقل شدست و زبانهٔ طیار
هوش مصنوعی: از صداقت و حقیقتگویی که در کلامش وجود دارد، زبان عقل به وجود آمده و کلامش مانند پرندهای آزاد و پروازکننده است.
به ابر ماند و او را ز گوهرست سرشک
به بحر ماند و او را ز عنبرست بخار
هوش مصنوعی: این دو جمله به تصویر کشیدن ویژگیهای خاصی از ابر و بخار هستند. ابر به عنوان نمادی بزرگ و پر از رطوبت به یاد ماندنی است و در اینجا به این معناست که مانند گنجینهای از قطرات باران میماند که میتواند زندگیبخش باشد. بخار نیز به دریایی از عطر و خوشبویی تشبیه شده است که مانند عنبر، خاصیت آرامش بخش و لذیذی دارد. در واقع، هر دو پدیده به نوعی از زیبایی و اهمیت خاص خود برخوردارند.
به مار ماند از آن فعل او به دشمن و دوست
همی نصیب شود زهر مار و مهرهٔ مار
هوش مصنوعی: رفتار او مانند مار است که هم به دشمن و هم به دوست آسیب میزند؛ زهر مار و خواص آن برای هر دو طرف یکسان است.
دو شاخ او سبب دار و منبرست که هست
از آن ولی را منبر وزین عدو را دار
هوش مصنوعی: دو شاخ او (یعنی قدرت و نفوذ او) باعث شده که او مقام بالایی داشته باشد و از این رو، هم او را در نظر دوستانش محترم میشمارند و هم دشمنانش را به نوعی تحت فشار قرار میدهد.
اگرچه بیخبر است او ز رفتن شب و روز
عجایب آرد بر روزِ روشن از شب تار
هوش مصنوعی: هرچند که او از گذر زمان و آمدن شب و روز بیخبر است، اما در روشنی روز چیزهای شگفتانگیزی را از شب تاریک به نمایش میگذارد.
بهسان مرغی زرّین که بر صحیفهٔ سیم
کجا کند حرکت قار بارد از منقار
هوش مصنوعی: مانند پرندهای طلایی که بر روی صفحهای نقرهای نشسته است، چگونه میتواند حرکت کند و صدای جیکجیکش از نوکش به گوش برسد؟
چو برکشی دلش از بر نوادر آرد بر
چو کمکنی سرش از تن جواهر آرد بار
هوش مصنوعی: وقتی که دلش را از دست میدهد، جواهرات را برمیدارد و با خونسردی بر روی گردن میآویزد.
به قدر هست بلند و به فعل هست درست
اگرچه هست به قد کوته و به رخ بیمار
هوش مصنوعی: به اندازه شخصیت و رفتار انسان، او را میتوان شناخت، هرچند که ظاهراً ممکن است به نظر برسد که او کوتاهقد یا بیمار است.
همیشه گنج بدو فربه است و ملک قوی
اگرچه هست دل او ضعیف و شخص نزار
هوش مصنوعی: همیشه ثروت به افراد قدرتمند تعلق دارد و حتی اگر دل آنها ضعیف و شخصیتشان نازک باشد، باز هم قدرت و توانایی آنها را نمیتوان نادیده گرفت.
به دست سید آزادگان چو سیر کند
بود متابع او سیر کوکب سیار
هوش مصنوعی: وقتی که سید آزادگان برود، او به مانند سیارهای در حال گردش است که دیگران نیز از او پیروی میکنند.
ایابزرگ جوادی که از بزرگی توست
به شرق و غرب فروزنده گونهگون آثار
هوش مصنوعی: ای بزرگ جوادی، که بزرگیات باعث روشنایی آثار مختلف در شرق و غرب شده است.
عجب مدار که امروز تو بِه است ز دی
عجب مدار که امسال تو بِه است ز پار
هوش مصنوعی: تعجب نکن که امروز حال تو از دیروز بهتر است، و همچنین تعجب نکن که امسال وضعیت تو از سال گذشته بهتر شده است.
که کردگار ازل در جهان چنین کردست
شمار مدت عمر تو تا به روز شمار
هوش مصنوعی: خداوند از قدیم الایام در عالم چنین سرنوشتهایی رقم زده است که مدت عمر تو را تا روزگار مشخصی تعیین کرده است.
به یُمن و یُسر کند هر که خدمت تو کند
که یمن و یسر تو را هست در یمین و یسار
هوش مصنوعی: هر کسی که به تو خدمت کند، به سبب برکت و راحتی تو، به خیر و موفقیت میرسد؛ چرا که برکت و راحتی تو در دو سوی وجودت پنها پیدا است.
مدار چرخ کجا عزم توست هست سکون
سکون خاک کجا حزم توست هست مدار
هوش مصنوعی: آیا مسیر گردش زمان به اراده تو بستگی دارد؟ آیا ساکن بودن زمین نشاندهنده جدیت و توجه تو به آن است؟
ستارهای که مراد تو را طلب نکند
ستارگان دگر زو برآورند دمار
هوش مصنوعی: اگر ستارهای که آرزوی تو را نکند وجود داشته باشد، دیگر ستارهها از آن ستاره نیز به زودی رنج و عذاب خواهند آورد.
مخالفی که به پیکار تو میان بندد
میان جان و تنش روز و شب بود پیکار
هوش مصنوعی: مخالفی که با تو به جنگ میآید، در هر لحظه و در تمام طول شبانهروز بین جان و بدنهاش درگیر است.
بزرگ بار خدایا همیشه همت توست
برآورندهٔ فخر و فرو برندهٔ عار
هوش مصنوعی: ای خداوند بزرگ، همواره اراده و قدرت توست که باعث افتخار میشود و همچنین مایه خجالت را از بین میبرد.
چنانکه جود تو همواره حقگزار من است
دل و زبان من از جود توست مدحگزار
هوش مصنوعی: محبت و generosity تو همیشه برای من ارزشمند است و دل و زبان من به خاطر بخشش تو میستاید.
اگرچه خاطر و بازار تیز دارم من
وزین دو چیز مرا هست حشمت و مقدار
هوش مصنوعی: هر چند که من ذهن و احساسات تندی دارم و به راحتی میتوانم در بازار کار به فعالیت بپردازم، اما دو چیز برای من اهمیت دارد: مقام و ارزشی که در جامعه دارم.
ستایش تو همی تیز داردم خاطر
پرستش تو همی گرم داردم بازار
هوش مصنوعی: من همیشه به تو و ستودنت مشغولم و وجود تو در دل من زندگی میبخشد و دلم را پر از محبت کرده است.
صدف شدست مرا طبعْ در ستایش تو
همی کنم ز صدف دُرِّ شاهوار نثار
هوش مصنوعی: وجود من مانند صدفی است که در ستایش تو مشغول است و من هم از عمق وجودم، سخنان گرانبهایی دربارهات بیان میکنم.
ز شاعران منم اندر جوار خدمت تو
عزیز دار مرا اندر این خجسته جوار
هوش مصنوعی: من شاعری هستم که در کنار خدمت تو قرار دارم، پس لطف کن و مرا در این مکان خوشبختی گرامیبدار.
چو پشت و گردن من زیر بار منت توست
روا مدار که بِروی ز قرض دارم بار
هوش مصنوعی: زمانی که پشت و گردن من زیر بار لطف و محبت توست، اجازه نده که با بیتوجهی به من، احساس بدهی کنم.
قریب ششصد دینار قرض بود مرا
گزاردم به تحمّل چهارصد دینار
هوش مصنوعی: من نزدیک به ششصد دینار بدهکار بودم، ولی توانستم فقط چهارصد دینار از آن را تحمل کنم.
دویست دینار اکنون بماند و از غم و رنج
نماندست مرا ذرهای شکیب و قرار
هوش مصنوعی: دوست دارم دو بار پول داشته باشم، اما هیچ گاه نتوانستهام در برابر غم و درد تحمل و آرامشی داشته باشم.
بدین قدر چو همی کار من تمام شود
سخن چه بایدگفتن ز پانصد و ز هزار
هوش مصنوعی: وقتی کار من به این اندازه به پایان برسد، دیگر چه نیازی به گفتگو در مورد پانصد یا هزار وجود دارد؟
چه گویم از غرض شاعری که عادت اوست
به هر دری شدن و شعر خواندنی که میار
هوش مصنوعی: شاعر به خاطر هدفهای خود همیشه به هر موضوعی میپردازد و اشعاری میسراید که ارزشی ندارند.
مرا ز خاص تو و خاصگان مجلس تو
غرض برآید و این خوبتر بود بسیار
هوش مصنوعی: من از ویژهگیهای تو و افرادی که در مجلس تو هستند، هدفی دارم که برآورده شود و این برای من بسیار بهتر است.
گر این قدر بنگاری ز کلک وافی خویش
نگار کلک تو کار مرا کند چو نگار
هوش مصنوعی: اگر به زیباییهای خودت خوب نگاه کنی، نقاشی تو میتواند چنان اثرگذار باشد که کار مرا هم تحت تأثیر قرار دهد و مانند خودت زیبا کند.
وگر تمام کند شغل من به دایرهای
کشم ز فخر علم بر سپهر دایرهوار
هوش مصنوعی: اگر کار من به پایان برسد، دایرهای را ترسیم میکنم که نشان از بزرگی و افتخار علم من در آسمان دارد.
همیشه تا که ز دُور سپهر و سیر نجوم
بود طبایع دهر و فصول سال چهار
هوش مصنوعی: همواره تا زمانی که ستارهها در آسمان در حال گردش هستند و سالها به چهار فصل تقسیم میشوند، ویژگیهای ذاتی و رفتارهای زمان نیز وجود دارد.
خدای دادت عمر دراز و بخت بلند
ز عمر باش به کام و زب خت برخوردار
هوش مصنوعی: خدا به تو عمر طولانی و شانس خوبی عطا کرده است. امیدوارم از زندگی خود لذت ببری و از این نعمتها بهرهمند شوی.
تو باش مهتر و بهتر ز جمع آدمیان
چو از طبایع آتش چو از فصول بهار
هوش مصنوعی: تو از دیگران برجستهتر و عالیتر هستی، مانند آتش که از طبیعت خود میدرخشد، یا همچون بهار که فصول را زنده و زیبا میکند.
صلاح خلق جهانی تو از جهان مگذر
هزار جشن چو نوروز و مهرگان بگذار
هوش مصنوعی: به خاطر بهبود وضعیت مردم دنیا، از دنیا دور نشو. هزاران جشن و سرور مانند نوروز و مهرگان را فراموش نکن و آنها را برپا کن.