برگردان به زبان ساده
از هیبت شمشیر تو ای شاه جهاندار
شد رایت بدخواه نگونبخت و نگونسار
هوش مصنوعی: با دیدن قدرت و هیبت شمشیر تو، ای پادشاهی که بر جهان حکمرانی میکنی، پرچم بدخواهان و بدبختان به زودی به شکست و فروپاشی خواهد رسید.
لشکرش یکایک همه گشتند بر این سوی
چه حاجب و چه میر و چه سرهنگ و چه سالار
هوش مصنوعی: لشکر او به طور کامل به این طرف آمدند، از جمله حاکم، فرمانده، سرهنگ و سالار.
هم نعمت او کم شد و هم محنت او بیش
با نعمت اندک شد و با محنت بسیار
هوش مصنوعی: با کم شدن نعمت او، سختیها و مشکلات بیشتر شد. به این معنا که وقتی نعمتها کم میشوند، دغدغهها و رنجهای زندگی بیشتر میشود.
خندید بر او دولت و بگریست بر او بخت
شورید بر او شغل و تبه گشت بر او کار
هوش مصنوعی: دولت به او لبخند زد و بختش گریه کرد. شغلش به او پشت کرد و کارش به نابودی رفت.
آن آب که در چشمه همی برد کمانی
در چشم همی بیند از آن آب بهخروار
هوش مصنوعی: آبی که از چشمه میجوشد، به چشم کسی که در آن نگاه میکند، نمایی از زیبایی و جلوههای دلنوازش میبخشد. این آب بهاندازهی زیادی میتواند تأثیرگذار باشد و زیباییهایش در چشم بیننده نمایان شود.
سرخی زر خویش سپردهست به شمشیر
زردی رخ خوی ربودهست ز دینار
هوش مصنوعی: طلای سرخ خود را به شمشیر زرد هدیه کرده و رنگ چهرهاش را از سکهی طلا گرفته است.
امروز نه آن کِشت که بدرود همی دی
وامسال نه آن کرد که بنمود همی پار
هوش مصنوعی: امروز چیزی که بود، دیگر نیست و کارهایی که در سال گذشته انجام شد، در این سال تکرار نمیشود.
نامش همه اندر هوس بیهده شد ننگ
فخرش همه اندر طلب بیهده شد عار
هوش مصنوعی: نام او به قدری در آرزوهای بیهوده و ناپسند شهرت یافته که افتخار و خوبیهایش هم به دنبال خواستههای بیهوده به عار تبدیل شده است.
ای شاه تو از قلعهٔ دشمن چه کنی یاد
کآن قلعه ندارد برِ تو قیمت و مقدار
هوش مصنوعی: ای پادشاه، تو از یادآوری قلعهٔ دشمن چه سودی میبری؟ آن قلعه برای تو هیچ ارزش و اهمیتی ندارد.
زودا که بپردازی آن قلعه ز دشمن
چونانکه بپرداخت علی مکه ز کفار
هوش مصنوعی: آرزو دارم که تو هم بتوانی آن قلعه را از دست دشمن بگیری، مانند اینکه علی مکه را از کفار پس گرفت.
روزیده و جاندار عدو کوه بلند است
شد بر کمرِ کوه و کمر بست به پیکار
هوش مصنوعی: یک روز، جانداری بر خلاف دشواریهای زندگی به مبارزه با دشمنی که مانند کوه بزرگ و مستحکم به نظر میرسد، برخاست و خود را آماده جنگ کرد.
در مدت ده روز گرفتار توان کرد
آن را که بود کوهی روزیده و جاندار
هوش مصنوعی: در مدت ده روز، میتوان کسی را تحت تأثیر قرار داد که مانند کوه است و روزی ده زندگانی دارد.
نزدیک تو آن خیرهسران را خطری است
ور هست وطنشان به مَثَل گنبد دوار
هوش مصنوعی: آنانی که stubborn و سرسخت هستند، وقتی به تو نزدیک میشوند، در خطر بزرگی قرار دارند، زیرا وطنشان مانند گنبدی است که مدام در حال چرخش و تغییر است.
تیغ تو چو مار است و بداندیش تو مور است
بس دیر نماندهست که بر مور زند مار
هوش مصنوعی: تیغ تو مانند مار است و نیّت بد تو شبیه مور است. به زودی نخواهد گذشت که مار بر مور حمله میکند.
از فر تو در دیدهٔ ما هست همه نور
وز تیغ تو در جان عدو هست همه نار
هوش مصنوعی: از زیبایی تو در چشمان ما، همه چیز روشن و نورانی است، و از تیزی چشمان تو در جان دشمنان، همگی آتش و سوزش حس میکنند.
ای پادشه و خسرو ذرّیهٔ آدم
ای داد دهِ امتِ پیغمبر مختار
هوش مصنوعی: ای پادشاه و فرمانروای نسل آدم، تو که به امت پیامبر بزرگ، انصاف و عدالت میبخشی.
هستی تو سزاوار همه ملک جهان را
ایزد ندهد ملک جهان جز به سزاوار
هوش مصنوعی: وجود تو شایسته همه چیزهای این جهان است و خداوند هیچ چیز را به جز شایستگان نخواهد داد.
دینار فروشی و خری شکر و چو تو کیست
هم نیک فروشنده و هم نیک خریدار
هوش مصنوعی: در اینجا به شخصی اشاره میشود که در کار خود، هم فروشنده خوبی است و هم خریدار خوبی. او فناورانه به معامله میپردازد و مهارت بالایی در این کار دارد. این ویژگیها باعث میشود که او در بازار خود معتبر و موفق باشد.
تا بیر و جوان است همی باش جوانبخت
تا ملک جهان است همی باش جهاندار
هوش مصنوعی: تا زمانی که جوانی و زندگی در توست، خوشبخت و شاداب باش، و تا زمانی که دنیا و حکومت در دست توست، به عنوان یک رهبر و صاحب اختیار، رفتار کن.
تو پشت همه خلق و تو را خالق تو پشت
تو یار همه خلق و تو را دولت تو یار
هوش مصنوعی: تو پشتیبان همه انسانها هستی و خداوند تو را پشتیبانی میکند. تو در کنار همه آنها هستی و نعمتها و برکات بیشتری از جانب خداوند برایت فراهم شده است.
دست تو گرفته قدح بادهٔ روشن
بدخواه تو در دست اجل گشته گرفتار
هوش مصنوعی: دست تو یک لیوان شراب روشن را در دست دارد و در عین حال، دشمنی تو به دست تقدیر گرفتار شده است.