برگردان به زبان ساده
بازآمد از سفر به حضر صدر روزگار
با عصمت و عنایت و تأیید کردگار
هوش مصنوعی: او از سفر به شهر بازگشت و در اوج روزگار، مورد حمایت و لطف خداوند قرار گرفت.
کرده به رای قاعدهٔ عقل را قوی
داده به عقل مملکت شرق را قرار
هوش مصنوعی: به دلیل فکر و تدبیر منطقی، جایگاه عقل در اداره امور سرزمین شرق محکم و مستحکم شده است.
کم گشته از سیاست او کید دشمنان
افزوده از کفایت او گنج شهریار
هوش مصنوعی: از اثر سیاست او، دشمنانش در کمیت کاهش یافتهاند و از تدبیر او، موجودی و ثروت پادشاه افزایش یافته است.
حاصل شده ز مصلحتِ روزگار او
خشنودی خدای و خداوند روزگار
هوش مصنوعی: آنگونه که زمانه اقتضا میکند، به تدبیر خداوند، خشنودی پروردگار به دست آمده است.
فخر است ملک را ز چنین صاحبی که هست
هم فخر ملک و هم سبب عز و افتخار
هوش مصنوعی: ملک به خاطر وجود چنین صاحبنظری به خود میبالد، زیرا او نه تنها موجب افتخار ملک است، بلکه خود نیز افتخار و عزت را به ارمغان میآورد.
دین را نظام و دولت پاینده را قوام
صدری که از نظام و قوام است یادگار
هوش مصنوعی: نظام و دولت، پایه و اساس دین را تشکیل میدهند و این پیوند است که باعث بقا و استحکام آنها میشود. یادگاری که از این ساختار مستحکم به جا مانده، نشاندهنده اهمیت و ارزش آن است.
از نام و کنیتش ظفر و فتح منشعب
وز رسم و سیرتش شرف و فخر مستعار
هوش مصنوعی: از نام و لقب او پیروزی و موفقیت به دست میآید و از رفتار و شخصیتش شرافت و افتخار بهدست آمده است.
باز مراد او چو بپرّد ز آشیان
منقار و مخلبش همه عالم کند شکار
هوش مصنوعی: هنگامی که هدف او از آشیانهاش بپرد، با نوک و چنگال خود همه جهان را صید خواهد کرد.
ور طبع او بخار فرستد سوی سپهر
روحانیان شوند معطر بدان بخار
هوش مصنوعی: اگر سرشت او بخارهایی را به سمت آسمان بفرستد، روحانیان از آن بخار معطر خواهند شد.
آتش به سنگ در شود از عفو او سرشک
باران به ابر در شود از خشم او شرار
هوش مصنوعی: آتش در برابر سنگ از بخشش او خاموش میشود و اشکهای باران از خشم او به وجود میآید.
در مرغزار صوت تذروان دعای اوست
وز شکر اوست نعرهٔ کبکان کوهسار
هوش مصنوعی: در دشت، صدای دعای تذروان به گوش میرسد و نعرهٔ کبکان در کوهها ناشی از شکرگزاری آنهاست.
کز باز و چَرغ درکَنَف عدلش ایمناند
کبکان به کوهسار و تذروان به مرغزار
هوش مصنوعی: کبکها در کوهستان و سایر پرندگان در دشتها از عدالت و حفاظت او احساس امنیت میکنند، چرا که در برابر خطرها به او پناه میبرند.
هرگه که دست را کند از آستین برون
ماه امید خلق برون آید از غبار
هوش مصنوعی: هر بار که دست از آستین بیرون میآید، ماه امید به مردم نمایان میشود و از غبار خارج میشود.
بنگر به دست و خامه و توقیعهای او
تا بحر بینی و صدف و در شاهوار
هوش مصنوعی: به دقت به قلم و نوشتههای او نگاه کن، تا زیبایی و عمق کار او را مانند دریا و مروارید درخشان ببنی.
اختر سزد ز چرخ و دُر از بحر وزر زکوه
بر دست راد و خامه و توقیع او نثار
هوش مصنوعی: ستارهای که از آسمان میدرخشد و مرواریدی که از دریا به دست میآید، مانند نعماتی است که بر دستان یک دنیا دار و با قلم و فرمان او نثار میشود.
باگمرهان دولت و با دشمنان دین
در مدت دو سال بدان کلک مشکبار
هوش مصنوعی: در دو سال، با افرادی که در امور دولت نادان بودند و با دشمنان دین، به ماجراهای مختلفی پرداختم که به نوعی با هنر و نبوغ من ارتباط داشت.
آن کرد در عجم که نکردند در عرب
هرگز عر به دِرّه و حیدر به ذوالفقار
هوش مصنوعی: او در زبان فارسی کاری انجام داد که در عرب هرگز انجام نشده است، یعنی اینکه علی به عنوان حیدر با شمشیر ذوالفقار خود به میدان آمد و این کاری است که در میان عربها بینظیر است.
ای آسمان گزیده تبار تو را ز خلق
ای در هنر گزیده تو را خالق از تبار
هوش مصنوعی: ای آسمان، تو از بهترینها هستی و به واسطهٔ آفرینش، از میان مخلوقاتی که در هنر برجستهاند، انتخاب شدهای.
چون ماه روزه گشت تبار تو از قیاس
وز ماه روزه چون شب قدری تو اختیار
هوش مصنوعی: وقتی که ماه به شب قدر رسید، تو نیز از نظر مقام و منزلت به آن درخشندگی و فضیلت میرسی. در واقع، همچنان که شب قدر دارای ارزش و عظمت خاصی است، تو نیز با انتخاب و اختیار خود میتوانی به این مرتبه نزدیک شوی.
رحمت بر آن شجر که تویی شاخ و بار او
کز نصرت است شاخش و از دولت است بار
هوش مصنوعی: رحمت بر درختی که تو شاخه و ثمر آن هستی، چرا که شاخهاش از یاری توست و بارش از نعمت تو نشأت میگیرد.
بشتافتن به خدمت تو راحت است و فخر
بر تافتن ز طاعت تو محنت است و عار
هوش مصنوعی: دست یازیدن به خدمت تو آسان است و افتخار کردن به دوری از اطاعت تو عیب و دردسر به همراه دارد.
آثار رحمت و کرم و فضل ایزدی
شد در جهان ز صورت و شخص تو آشکار
هوش مصنوعی: رحمت و بخشش و فضل خداوند در جهان از طریق وجود و چهرهی تو به وضوح نمایان شده است.
ای آفریدهای که دلیلی و حجتی
بر لطف و رحمت و کرم آفریدگار
هوش مصنوعی: ای کسی که وجودت نشانهای بر نعمتها و رحمتهای خالق است.
از قَدر و احتشام تو بر چرخ و بر زمین
خدمت همی کنند به روزی هزار بار
هوش مصنوعی: قد و مقام و ارادت تو باعث میشود که آسمان و زمین هر روز بارها به تو خدمت کنند.
رای تو را نجوم و ضمیر تو را بُروج
جاه تو را جِبال و سَخای تورا بِحار
هوش مصنوعی: وجود تو شبیه ستارههاست و اندرونت مانند آسمانهاست؛ مقام تو به کوهها میماند و سخاوتت را میتوان به دریاها تشبیه کرد.
اندر چهار چیز تو بینم چهار چیز
کافزون شود محل بزرگان بدان چهار
هوش مصنوعی: در این بیت به چهار ویژگی یا عنصر اشاره شده که باعث افزایش مقام و منزلت بزرگان میشود. این ویژگیها به گونهای هستند که اگر در وجود فردی جمع شوند، به او اعتبار و بزرگی میبخشند. به عبارتی، این چهار چیز، کلیدهایی برای دستیابی به عظمت و احترام در جامعه هستند.
در رای تو کفایت و در طبع تو هنر
در دست تو سخاوت و در شخص تو وقار
هوش مصنوعی: در نظر تو کافی است، و در ذات تو خلاقیت وجود دارد. در دست تو بخشندگی و در شخصیت تو متانت دیده میشود.
کلک تو ساحرست و بیان تو معجزست
با هر دو نور و ظلمتِ کُلّی ندیم و یار
هوش مصنوعی: قلم تو جادوگر است و سخن تو معجزهآساست. در کنار این دو، ما در هر دو حالت روشنایی و تاریکی، دوستان و همراهان یکدیگریم.
معجز که دید و سِحر به هم گشته مجتمع
ظلمت که دید و نور به همگشته سازگار
هوش مصنوعی: وقتی معجزه و سحر را در کنار هم دید، تاریکی و روشنایی را نیز چنان هماهنگ و متحد یافت که گویا در هم ذوب شدهاند.
دارد به رزم خنجر هندوت فعل شیر
دارد به بزم خامهٔ مصریت شکل مار
هوش مصنوعی: در این بیت، به توصیف دو عنصر متضاد پرداخته میشود. یکی از این عناصر، گویای جنگ و نبرد است و بوسیله خنجر هندو نمایان میشود که نشانگر قدرت و شجاعت است. عنصر دیگر، به حالتی آرام و دلنشین اشاره دارد که از طریق قلم مصری به تصویر کشیده میشود، و به شکل مار در میآید، که ممکن است نمادی از خطر یا فریب باشد. این دو تصویر، جدال بین قهر و آرامش را به نمایش میگذارند.
شیرت به مغز خصمان دندان فرو برد
مارت در آورد ز سر دشمنان دمار
هوش مصنوعی: شیر تو با قدرت و شجاعت به دشمنان حمله میکند و آنها را به زانو درمیآورد، مانند ماری که از سر دشمنان به دور میرود و آنها را نابود میکند.
گر دشمنت در آب چو ماهی کند وطن
ور حاسدت ز سنگ چو آتش کند حصار
هوش مصنوعی: اگر دشمنت در آب مانند ماهی به زندگیاش ادامه دهد و اگر حسادت تو از سنگ مانند آتش، بر سر تو دیواری بسازد.
آن گردد از نهیب تو در آب سوخته
وین گردد از خلاف تو در سنگ خاکسار
هوش مصنوعی: آب سوختهای که تحت تأثیر خشم تو قرار میگیرد، به تدریج تغییر حالت میدهد و چیزی دیگر میشود. همچنین، سنگ خاکساری که به چالش تو پاسخ میدهد، نتیجهای متفاوت از خود نشان میدهد.
در دیده بود خصم تو را قطرههای خون
وز کینه بود در دل او شعلههای نار
هوش مصنوعی: در چشم دشمن تو، مانند قطرههای خون نمایان است و در دل او، آتش کینهای شعلهور وجود دارد.
آن شعلههای نار، مگر باد سرد گشت
وان قطرههای خون شد چون دانههای نار
هوش مصنوعی: آن شعلههای آتش، شاید به دلیل وزش باد سرد خاموش شدند و آن قطرههای خون تبدیل به دانههای انار شدند.
شد خاندان ملک به رای تو مستقیم
شد خان و مان خصم ز کین تو تار و مار
هوش مصنوعی: خاندان پادشاهی به فرمان تو به راه درست هدایت شد و دشمنان ما به خاطر حسادت تو به خاک و خون افتادند.
این از کشفتگی چو رزان گشت در خزان
و آن از شگفتگی چو چمن گشت در بهار
هوش مصنوعی: این یک بیت از شعر است که به تضاد بین دو حالت اشاره دارد. در نخستین حالت، یک چیز در فصل پاییز دچار تغییر و تنبلی میشود، در حالی که در حالت دوم، یک چیز دیگر در فصل بهار سرزنده و شاداب میشود. در کل، این بیت به تحول و تفاوت حالات در فصول مختلف طبیعت پرداخته است.
در انتظار بود جهان امن و عدل را
آمد برون به عصر تو از بند انتظار
هوش مصنوعی: جهان به انتظار روزگار امن و عدالت بود و اکنون در زمان تو این امید تحقق یافته و از انتظار بیرون آمده است.
مظلوم خوار گشته و ظالم عزیز بود
خوار از تو شد عزیز و عزیز از تو گشت خوار
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده است که فردی مظلوم و بیپناه در جامعه در حال آسیب دیدن است، در حالی که ظالم و ستمگر مورد احترام و بزرگداشت قرار میگیرد. در واقع، شخص مظلوم از سوی تو به زوال رسیده و در مقابل، فرد ظالم از ناحیه تو به مقام و منزلت دست یافته است. به طور کلی، این بیانگر تضاد میان حق و باطل، و تأثیرات رفتارهای انسانها بر یکدیگر است.
بنهاد همت تو و بنشاند عدل تو
گوهر به جای خاره و سوسن به جای خار
هوش مصنوعی: عزم و ارادهٔ تو باعث شد که عدالتت، گوهر را به جای خار قرار دهد و سوسن را جایگزین خاره کند. به عبارتی، با تلاش و مدیریت تو، زیباییها و ارزشها بر مشکلات و زشتیها غلبه پیدا کردهاند.
امروز نعمت است کجا رنج بود دی
و امسال راحت است کجا رنج بود پار
هوش مصنوعی: امروز روز خوبی است و دیروز زمان سختی بود و امسال آرامش داریم در حالی که پارسال مشکلات زیادی داشتیم.
گر تو یکی سوار فرستی به قیروان
ور تو یکی پیاده فرستی به قندهار
هوش مصنوعی: اگر تو کسی را سوار بر اسب به قیروان بفرستی و یا اگر کسی را پیاده به قندهار بفرستی،
در پیش آن سوار و پیاده فرو شوند
هرچ اندر آن دو شهر پیاده است یا سوار
هوش مصنوعی: در برابر آن سوار و پیاده، هرچه در دو شهر، چه پیاده و چه سوار، وجود دارد، فرو میریزد و محو میشود.
میری که بود در سپه او هزار میر
آمد به نامه ی تو ز خوارزم بنده وار
هوش مصنوعی: تو به جایی میروی که هزاران فرمانده با نام تو از خوارزم به دنبال تو آمدهاند و این خود را همچون یک بنده به تو معرفی میکنند.
پیش تو کرد خدمت و از پیش خدمتت
لشکر کشید از در توران به کارزار
هوش مصنوعی: در حضور تو، خدمتگزاری به انجام رسانید و از حضور تو نیرویی را به میدان نبرد فرستاد، از در سرزمین توران به سوی جنگ.
هرچ از سِفندیار و ز رستم شنیدهای
باورکن و حکایت هر دو عجب مدار
هوش مصنوعی: هر چیزی که درباره سفندیار و رستم شنیدهای، به آن ایمان بیاور و داستانهای مربوط به این دو را عجیبی ندان.
کامروز ده هزار غلامند پیش تو
هر یک به رزم رستم و زور سفندیار
هوش مصنوعی: امروز ده هزار نفر آماده خدمتگزاری به تو هستند، که هر یک از آنها مانند رستم در جنگ و مانند سفندیار در قدرت و نیروی جسمی هستند.
شکر خدای عالم و شکر خدایگان
حق است در جهان تویی امروز حقگزار
هوش مصنوعی: نعمتهای خداوند را سپاس میگویم و حق و حقیقت را در این دنیا امروز تو میدانی و شکرگزاری میکنی.
گه شکر آن گزاری بر حق اعتقاد
گه شغل این گذاری بر حسب اختیار
هوش مصنوعی: گاهی در برابر خداوند شکرگزاری و ایمان میکنی و گاهی هم بر اساس اختیار و انتخاب خودت مشغول به کاری هستی.
در انتظار بود جهان امن و عدل را
آمد برون ز عصر تو از بند انتظار
هوش مصنوعی: جهان مدتها در انتظار امنیت و عدالت بود و اکنون که دوران تو به پایان رسیده است، این آرزوها از حبس انتظار خارج شدهاند.
شادند دوستان تو کز دشمنانت نیست
آثار در زمانه و دَیّار در دیار
هوش مصنوعی: دوستان تو شاد و خوشحالند، زیرا نشانی از دشمنان تو در این دوران و سرزمین وجود ندارد.
بنگار کار خلق به کلک نگارگر
در صُفّه ی مُنَقّش و ایوان پُرنگار
هوش مصنوعی: دستنوشتهها و آثار هنری را در فضایی که با زیبایی طراحی شده، مجسم کن.
بحری چو برج ماهی و ایوان او بلند
چاهی چو پشت ماهی و بنیادش استوار
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر توصیف میکند که دریا همچون برج و ماهی به ارتفاع و زیبایی میدرخشد. همچنین، او به چاهی اشاره میکند که به پشتی ماهی شباهت دارد و بنیان این چاه محکم و استوار است. این توصیفها نمادین است و به جوانب زیبایی و قدرت دریا و موجوداتش اشاره دارد.
از نقش چون خُوَرنَق نُعمان طربفزای
وز مرتبه چو قُبّه ی کسری بزرگوار
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و شکوه هنری اشاره دارد. "نقش چون خورنق نُعمان" به تصویری شاداب و خوشایند از کاخ خورنق نُعمان اشاره دارد، که نماد زیبایی و شکوه است. همچنین، "مرتبه چو قبه ی کسری بزرگوار" به عظمتی و بلندی گنبد کاخ کسری اشاره دارد که در اشعار و ادبیات به عنوان نمادی از عظمت و قدرتمندی شناخته میشود. به طور کلی، این بیت تصویری از زیبایی، شادابی و عظمتی است که میتوان در هنر و معماری مشاهده کرد.
سقف و جدار او همه چون معدن زرست
از بس که زرّ ناب در آن هر دو شد به کار
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و ارزش بالای یک مکان اشاره دارد. ساختمان و دیوارهای آن به خاطر حضور طلا و زیبایی که در آن به کار رفته، به زر تبدیل شدهاند. به نوعی، این مکان به قدری دلنشین و ارزشمند است که گویی تمام جزئیاتش زینتهای طلا هستند.
گویی که گنج خانهٔ جمشید عرض داد
نقاش چربدست بر آن سقف و آن جدار
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که گنجینهای که در خانه جمشید وجود دارد، به نمایش گذاشته شده و نقاشی ماهر روی دیوارها و سقف آن کار کرده است.
شد مرتفع ز بهر نشاط تو روز بزم
شد محتشم ز بهر نشست تو روز بار
هوش مصنوعی: به خاطر خوشحالی تو، روز جشن به اوج خود رسید و برای نشستن تو، روز باران شکوه و زیبایی خاصی پیدا کرد.
واجب کند که محتشم و مرتفع شود
ایوان نامور به خداوند نامدار
هوش مصنوعی: این بیان به این معناست که لازم است که ایوان معروف و بلند مرتبه، به خاطر عظمت و شهرت خود، به شکوه و زیبایی دست یابد. در واقع، این نکته به اهمیت و ارجمندی نام و شهرت خداوند اشاره دارد که باید متناسب با آن، مکانها و فضایی که به او اختصاص دارد، بزرگ و با عظمت باشند.
ای بینوال و عفو تو همواره بینیاز
مادح ز اِستمالت و مجرم ز اعتذار
هوش مصنوعی: تو ای کسی که هرگز از کسی نیازی به درخواست ستایش نداری و همواره بخشندهای، نه تنها ستایشگران به تو نیازی ندارند بلکه گناهکاران نیز نیازی به عذرخواهی از تو حس نمیکنند.
تا دید روزگار که من مادح توام
از حادثات چرخ مرا داد زینهار
هوش مصنوعی: وقتی روزگار متوجه شد که من ستایشگر و مدحگوی تو هستم، به من از اتفاقات بد زندگی هشدار داد و خواست که مراقب باشم.
زان کرد سخت جامهٔ شعرم لباس خویش
کز مدح و شکر توست در آن جامه پود و تار
هوش مصنوعی: شعر من به شدت تحت تأثیر تو قرار گرفته است، چرا که این اشعار به تو و نعمتهایت تقدیم شدهاند و در این اثر، هر جزء آن به ستایش و شکرگزاری از تو مربوط میشود.
تا از پس هزار مکرر بود عدد
تا در عدد هزار بود عشر ده هزار
هوش مصنوعی: عددها در ابتدا بسیار ساده به نظر میرسند، اما وقتی به مفاهیم پیچیدهتر و بزرگتر میرسیم، مانند عدد ده هزار که از ترکیب هزار و ده به وجود آمده، درک آنها نیز به همین گونه پیچیده میشود.
بادا سنین عمر تو چندان که عشر آن
از ده هزار بیشتر آید گه شمار
هوش مصنوعی: ای کاش که عمر تو به قدری باشد که اگر بخشی از آن را محاسبه کنیم، به ده هزار سال برسد.
اجرام را متابع فرمان تو مسیر
افلاک را موافق پیمان تو مدار
هوش مصنوعی: اجرام آسمانی بر اساس دستورات تو حرکت میکنند و راههای افلاک طبق توافق تو تنظیم شدهاند.
تو در سرای خویش بمان بر هوای خویش
ساغر به دست و خرم و خندان و شاد خوار
هوش مصنوعی: در خانهات بمان و به دنیای خودت فکر کن، با لیوانی در دست، شاد و خوشحال زندگی کن.