برگردان به زبان ساده
مبارک آمد بازی بدیع طرفه شکار
از آشیانهٔ شرع محمد مختار
هوش مصنوعی: بازی نو و جالب شکار در آشیانهٔ قوانین و احکام محمد مختار خوش آمدی.
گرفته نامهٔ حکم خدای در مخلب
گرفته خاتم عهد رسول در منقار
هوش مصنوعی: در دستان من نامهای از فرمان الهی وجود دارد و همچنین در دستم نشان عهدی از پیامبر است.
هوای نفس بشر در هوای ملت خلق
شکار اوست ز دریای مصر تا بلغار
هوش مصنوعی: تمایل و خواهشهای نفسانی انسانها در میان آرزوها و نیازهای جامعه، همچون طعمهای برای شکارچیان است که از سرزمینهای دور، مانند مصر تا بلغار، در جستوجوی آن هستند.
که دید در همه عالم بدین صفت بازی
که در هوا نکند جز هوای نفس شکار
هوش مصنوعی: در تمام جهان، تنها کسی که به این ویژگی برخورد کرد، متوجه شد که تنها چیزهایی که در زندگی جستجو میشوند، تمایلات و خواستههای نفسانی است.
چو پر او بگشایند سی بود به عدد
چو بال او بشمارند سی بود به شمار
هوش مصنوعی: وقتی که بالهای او را باز کنند، به اندازهی سی میشود و اگر تعداد بالهای او را بشمارند، باز هم به عدد سی خواهد بود.
به روز باشد در پر او سپیدی سیم
به شب نماید در بال او سیاهی قار
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف یک پرنده اشاره دارد که در روز، پرهایش سفید و درخشان است و در شب، رنگ پرهایش تیره و سیاه به نظر میرسد. به عبارتی دیگر، در روز زیبایی و روشنی آن نمایان است و در شب، رنگ تیرهاش خود را نشان میدهد.
شودگشاده و بسته دهان خلق جهان
چو پر و بال زند بالعشی و الابکار
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که مردم دنیا مانند پر و بال یک پرنده هستند که در برخی مواقع باز و در برخی مواقع بسته میشوند. در واقع، رفتار و سخن گفتن انسانها تحت تأثیر شرایط مختلف تغییر میکند. به عبارتی، گاهی باز میشوند و در جستجوی آزادی و ابراز نظر هستند و گاهی نیز به دلیل محدودیتها و موانع، ساکت و بسته میمانند.
نشستنش همه برکوهسار تسبیح است
پریدنش همه در مرغزار استغفار
هوش مصنوعی: نشستن او بر بالای کوه مانند ذکر گفتن و تسبیح خداوند است و پرواز او در دشت و چراگاه، مانند طلب بخشش و استغفار از گناهان میباشد.
منادیان شریعت خبر دهند همی
زطبل و جُلْجُل او خلق را به لیل و نهار
هوش مصنوعی: آگاهان دین پیام میدهند از صدای طبل و ساز او، که مردم را در شب و روز آگاه کنند.
امیر میکده را کند شد از او شمشیر
امام مدرسه را تیز شد بدو بازار
هوش مصنوعی: امیر میکده به دلیل رفتار بیاحتیاط خود، تیغش را به خطر انداخت و مدرسه نیز تحت تأثیر او قرار گرفت و وضعیت در بازار نیز دچار تغییراتی شد.
شد از حضورش قندیلها ستاره صفت
شد از ظهورش محرابها سپهر آثار
هوش مصنوعی: حضور او باعث شده که چراغها مانند ستارهها درخشان شوند و ظهور او موجب شده که عبادتگاهها نشاندهنده آسمانها و آثار بزرگ شوند.
حضور اوست در خیر و امن را مفتاح
ظهور اوست در شر و فتنه را مسمار
هوش مصنوعی: حضور او در زمانهای خوب و امن، عاملی برای ظهور او در زمانهای بد و فتنهها به شمار میآید.
دلیل دولت سعد است و اختر پیروز
نشان راحت خلق است و رحمت دادار
هوش مصنوعی: خوشبختی به خاطر نعمتها و دلایل خوب است و ستارههای موفق نشاندهنده آرامش مردم و بخشش خالق است.
مُخَبّر است ز انصافِ خسروِ مشرق
مبشرست به اقبال قبلهٔ احرار
هوش مصنوعی: خسرو مشرق به عدالت معروف است و خبرهای خوب از آنجا به گوش میرسد که نشانههایی از خوشبختی و نیکبختی برای مردم آزاد و مستقل را به همراه دارد.
قوام دولت عالی نظام دین هدی
که فخر ملک و ملوک است و آفتاب تبار
هوش مصنوعی: زیبایی و استواری حکومت و نظام دین با هدایت یک فرد برجسته و بزرگ که به عنوان مایه افتخار برای پادشاهان و خاندانهای سلطنتی محسوب میشود، مرتبط است. او مانند خورشیدی درخشان است که بر نژاد و خاستگاه خود میبالد.
مظفر حسن آن صاحبی که بر در او
چو احمد حسن امروز چاکرست هزار
هوش مصنوعی: مظفر حسن، آن کسی است که امروز در برابر او، مانند احمد حسن، هزاران خدمتگزار وجود دارد.
کفایت و هنر از گوهرش گرفته شرف
چنانکه افسر شاهان ز گوهر شهوار
هوش مصنوعی: کفایت و هنر از ذات و شخصیت فرد ناشی میشود، درست مانند اینکه ارزش و جایگاه تاج شاهان به سنگ قیمتیاش بستگی دارد.
اگر بدیدی ابلیس نور جوهر او
گه سجود نگفتی خَلَقتَنی مِن نار
هوش مصنوعی: اگر بدانیدی که ابلیس چه نوری دارد و وجودش چقدر ارزشمند است، هرگز نمیگفتی که مرا از آتش آفریدی.
وگر رسند به دریای همتش مه و مهر
شوند هر دو نهان در میان موج بِحار
هوش مصنوعی: اگر به عمق اراده و تلاش خود برسند، مانند ماه و خورشید خواهند شد که در میان امواج دریا پنهان میشوند.
وگر شناهکنند و به جهد غوطه خورند
نه این ز قعر خبر یابد و نه آن ز کنار
هوش مصنوعی: اگر کسی در تلاش باشد و برای شنا کردن خود را به آب بیفکند، نه آنکه در عمق آب خبر میگیرد و نه آنکه در کناره آب اطلاعاتی به دست میآورد.
چنانکه بود به دولت نظام ملک مشیر
کنون شدست به اقبال فخر ملک مشار
هوش مصنوعی: چنان که نظام کشور در زمان مشیر خوب بود، اکنون به برکت و لطف فخر ملک نیز وضعیت خوب شده است.
نظام زنده بود تا به جای باشد فخر
درخت تازه بود تا به جای باشد بار
هوش مصنوعی: زندگی نظام به این خاطر است که به جای آن افتخار وجود داشته باشد، و درخت تازه نیز به خاطر باروری و شکوفایی خود به جایگاه اهمیت میرسد.
وزارت ار ز امورات مکتسب ملک است
به خانهٔ دگران عاریت نهاد ذمار
هوش مصنوعی: اگر وزارت و اداره امور کشور به دست دیگران سپرده شود، مانند این است که آن را به خانهٔ دیگران مقروض کردهایم.
نه ازگزاف تقرُّب همیکنند بدو
شه و ملوک و امیر اجلّ سپهسالار
هوش مصنوعی: شه، ملوک و امیران بزرگ در برابر او به سادگی و بدون دلیل نزدیکی نمیجویند.
سوار مرکب بخت است تا خداوندست
خطاب او ز خداوند دههزار سوار
هوش مصنوعی: سوار بر مرکب خوشبختی است تا اینکه خطابش از جانب خداوند باشد، او در واقع از سوی خداوند دههزار سوار را دریافت میکند.
چوروز تا شب در پیش شاه بنشیند
به آب حشمت بنشاند از زمانه غبار
هوش مصنوعی: هر روز از صبح تا شب در حضور شاه نشسته و با نعمت و تجمل زندگی کند و از دشواریهای زمانه دور بماند.
فرشتگان همه در حشمتش نظاره کنند
ستارگان همه در حضرتشکنند نثار
هوش مصنوعی: فرشتگان با افتخار به زیبایی و عظمت او نگاه میکنند، و ستارگان به خاطر جایگاه او احترامی ویژه قائل هستند.
همان کند دل او با خَدَم به روز کَرَم
که آفتاب کند با زمین به فصل بهار
هوش مصنوعی: دل او به خوشی و مهربانی در روزهای خوب و پر برکت شبیه است به اینکه خورشید در فصل بهار به زمین زندگی و سرسبزی میبخشد.
مُنَقّش است سرایش زگونهگون صورت
چو نقش مانی هر صورتی به رنگ و نگار
هوش مصنوعی: شعر دربارهی زیبایی و تنوع صورتها و نقشهایی که بر روی آنها وجود دارد صحبت میکند. به این معنا که هر چهره و صورت، همچون یک اثر هنری با رنگها و تزئینات خاص خود، جاذبهای منحصر به فرد دارد و این تنوع در ظاهر، به زیبایی و جذابیت آنها میافزاید.
عجب نباشد اگر جمله در پرستش او
حیات و نطقپذیرند بر در و دیوار
هوش مصنوعی: تعجبی ندارد اگر همه چیز در جهان به خاطر وجود او زندگی و صدای خود را دارند، حتی دیوارها و درها.
اگر خبر رسد از فرّ او به بَرهَمَنان
به وحی و معجز پیغمبران کنند اقرار
هوش مصنوعی: اگر مردم باخبر شوند که از ویژگیهای خاص و برتریهای او، پیامبران با وحی و معجزات آمدهاند، به آن اعتراف میکنند.
وگر نشان رسد از دین او به قیصر روم
کمر ببندد و بگشاید از میان زنار
هوش مصنوعی: اگر نشانهای از دین او به قیصر روم برسد، او کمر خود را محکم میبندد و زنار خود را از میان باز میکند.
اگر مصور گردد چو آدمی اقبال
ز یُمْن و یُسْر تو او را بود یمین و یسار
هوش مصنوعی: اگر سرنوشت انسان به خوبی و خوشی رقم بخورد، او از هر طرف، چه راست و چه چپ، در نعمت و خوشبختی خواهد بود.
ایا چو شَمس ضُحی پاک صورت تو ز عیب
و یا چو دین هدی دور سیرت تو زعار
هوش مصنوعی: آیا مانند خورشید درخشان، صورت تو از هر عیبی پاک و بدون نقص است، یا مانند دینی که هدایت میکند، سیرت تو از هر زشتی دور است؟
خدای عزّ و جلّ چون بیافرید تو را
در آفرینش تو لطف خویش کرد اظهار
هوش مصنوعی: خداوند متعال وقتی تو را آفرید، با مهربانی و لطف خود ویژگیها و زیباییهای خاصی به تو بخشید.
چو در وجود تو آثار لطف یزدان است
زمانه را به وجود تو بینم استظهار
هوش مصنوعی: وقتی که در وجود تو نشانههای محبت و رحمت خداوند وجود دارد، من زمانه را به وجود تو میشناسم و از آن پا برمیدارم.
تو نقطهای و مدار زمانه پرگارست
به نقطه راست توان کرد گردش پرگار
هوش مصنوعی: تو مانند یک نقطهای در دایرهی زمان هستی که پرگار میتواند حول تو بچرخد و این چرخش نشاندهندهی موقعیت تو در این دایره است.
رضای ایزد و تأیید بخت و عزّ ملوک
پدرت داشت وز این هر سه بود برخوردار
هوش مصنوعی: خوشنودی خدا، حمایت بخت، و احترام پدران بزرگ تو فراهم بود و تو از هر سه این نعمتها برخوردار بودی.
تو داری این همه و برتری تو از پدرت
سه فخر بود مر او را کنون تو را است چهار
هوش مصنوعی: تو این همه ویژگی داری و برتریات به پدرت سه مورد افتخار بود، حالا تو چهار مورد افتخار داری.
وزارت از بر تو مدتیگرفت سفر
بگشت گرد جهان و جهانیان بسیار
هوش مصنوعی: مدتی در وزارت تو بودم و سفرهای زیادی در دور و بر دنیا و مردم مختلف انجام دادم.
چو بهتر از تو کسی همنشین خویش ندید
نشست با تو مقیم و گرفت با تو قرار
هوش مصنوعی: کسی که از تو بهتر نیست را در کنار خود ندید، بنابراین در کنار تو ماند و با تو توافق کرد.
ز بهر آن که تو را میل سوی دهقان است
همیشه رنگ کف توست ابر گوهربار
هوش مصنوعی: زیرا تو همیشه به دهقان و کشاورزی علاقهمندی، دستانت همیشه به رنگ خاک و باران میباشد.
بضاعتی که تو را باغ و راغ کرده شود
به باغ و راغ تو آرد همی ز دریا بار
هوش مصنوعی: هر چیزی که تو را به باغ و زمین سرسبز میرساند، میتواند از دریا برای تو نعمت بیاورد.
ز گلبنی که به باغ اَمَل بِکِشت قضا
گل است بهر تو و بهر دشمنان تو خار
هوش مصنوعی: از باغی که امید به شکوفایی آن بود، برای تو گلی به بار آمده، اما برای دشمنان تو خار به جا مانده است.
چو مار و کرکس اگر دشمن تو ماند دیر
به تیر و سنگ شود کشته همچو کرکس و مار
هوش مصنوعی: اگر دشمن تو مانند ماری و کرکسی باشد، پس از مدتی با تیر و سنگ به دام خواهد افتاد و مثل آنها نابود خواهد شد.
چنان کجا ز کمان تیر تیز او بجهد
بجست بخت ز خصم تو در میانهٔکار
هوش مصنوعی: وقتی تیر تند کمان به سمت هدف پرتاب میشود، بخت تو نیز در میانهٔ کار از چنگال دشمن فرار میکند.
ز هجر بخت بنالید زار و این نه عجب
بلی چو تیر بپرّد کمان بنالد زار
هوش مصنوعی: از دوری بینصیبام به شدت شکایت میکنم و این جای شگفتی ندارد. درست مثل این است که وقتی تیر از کمان پرتاب میشود، کمان نیز به خاطر دوری پرتاب تیر، به شدت ناله میکند.
مخالفان تو صد بار دام گستردند
شدند صید تو در دام خویشتن هر بار
هوش مصنوعی: دشمنان تو بارها دامهایی برای به دام انداختن تو برپا کردند، اما هر بار خودشان در دام خود caught شدند.
دل و توکل تو بینیاز داشت تورا
ز فالگوی و ز اخترشناس و خوابگزار
هوش مصنوعی: دل و توکل تو به قدری قوی است که نیاز به فالگیری، اخترشناسی یا تعبیر خواب نداری.
حصار و حصن نکردی ز بهر آنکه تو را
ز حفظ و عصمت معبود بود حِصن و حصار
هوش مصنوعی: تو برای محافظت از خودت دیوار یا دژ نساختی، زیرا اعتقاد به ایمنی و حفاظت را در معبودی که داری، احساس میکنی.
خدایگانا من مدح تو چنان گویم
که روح بشکفد از آسمان بدانگفتار
هوش مصنوعی: من آنچنان درباره تو سخن میگویم، ای خداوند، که جانها از خوشحالی و شگفتی در آسمان به پرواز درآیند.
اگر بخواند خواننده آرزوش آید
که یادگیرد و هر ساعتی کند تکرار
هوش مصنوعی: اگر خوانندهای بخواند، آرزو دارد که یاد بگیرد و هر لحظه آن را تکرار کند.
قصایدی که بود در ستایش چو تویی
در آن قصیده معما چه پهنه و چه نگار
هوش مصنوعی: اشعار بلندی که در ستایش کسی چون تو سروده شده، در آنها چه وسعتی و چه زیباییای وجود دارد که به معما میماند.
ستایشیکه سبک باشد و خوش و آسان
گران ز بهر چه گویند و ناخوش و دشخوار
هوش مصنوعی: اگر ستایشی باشد که ساده، خوشایند و آسان است، چرا باید آن را تحسین کرد در حالی که ستایشهای دشوار و ناخوشایند وجود دارند؟
سخن چو راهگشاده است با فراز و نشیب
زبان چو اسب رونده است بیلگام و فسار
هوش مصنوعی: سخن مانند مسیری روشن و قابل دسترس است، ولی زبان مانند اسب بیقید و بند میتازد و گاهی کنترل آن دشوار میشود.
چگونه گام زند اسب چون بود ره او
ز خار و سنگ فراوان و دشت ناهموار
هوش مصنوعی: چطور میتواند اسب قدم بردارد وقتی که راهش پر از خار و سنگ و دشتی ناهموار است؟
در آفرین بزرگان چنین نکوتر شعر
که خوب باشد وَ عذب و لطیف و معنیدار
هوش مصنوعی: در سرایش بزرگان، شعری بهتر و زیباتر از این پیدا نمیشود که هم دلنشین و هم با معنا باشد.
لطایفش نهگران و لطافتش نه سبک
چنانکه شعر من اندر میانهٔ اشعار
هوش مصنوعی: زیباییها و ظرافتهای او بسیار ارزشمند و نفیس است، به طوری که شعر من در میان سایر اشعار به خوبی نمایان است.
روا بود که من اسرار شعر بنمایم
که رای روشن تو واقف است بر اسرار
هوش مصنوعی: برای من جایز است که رموز شعر را افشا کنم، زیرا درایت و فهم بالای تو به این اسرار آگاه است.
تصرف تو شناسد بدی و نیکی شعر
محک شناسد زردیّ و سرخی دینار
هوش مصنوعی: در اینجا به این نکته اشاره میشود که عملکرد و رفتار انسان، چه خوب و چه بد، توسط دیگران قابل تشخیص است. همچنین، قدرت شعر در تشخیص ویژگیها و کیفیتها نیز به چشم میآید، مانند آنکه سکههای زرین و سرخ چگونه میتوانند ویژگیهای خود را نشان دهند.
همیشه تاکه نشاط و طربکنند همی
معاشران ز عُقار و توانگران ز عِقار
هوش مصنوعی: در هر زمان، دوستان و همراهان به شوق و شادی برمیخیزند و از نعمتها و ثروتها لذت میبرند.
عِقار و ملک تو هر روز بر زیادت باد
بهٔاد تو همه شاهانگرفته جام عُقار
هوش مصنوعی: امیدوارم که دارایی و سلطنتت هر روز افزایش یابد و همه پادشاهان به محبت و دوستی تو وابسته شوند.
مدار ملک جهان بر مسیر خامهٔ تو
بهکام تو فلک و نجم را مسیر و مدار
هوش مصنوعی: سرنوشت و سرنوشتسازی جهان به دست قلم توست و به همین دلیل، آسمان و ستارهها هم تحت تاثیر تصمیمات تو قرار دارند.
ملک به طاعت تو شادمان به دارُالملک
پدر به دولت تو شادمان به دارِ قرار
هوش مصنوعی: فرمانروایی به خاطر اطاعت تو خوشحال است و در کاخ سلطنتی به سر میبرد، و پدر هم به خاطر موفقیتهای تو شادمان و در جایگاه امن و آرامی قرار دارد.
عبادت تو به ماه صیام و طاعت تو
به از عبادت اَبدال و طاعت ابرار
هوش مصنوعی: عبادت تو در ماه رمضان و فرمانبرداری تو از خود عبادت ابرار و ابدال بهتر است.
معین و ناصر و یار تو خالق دو جهان
تو خلق را به عنایت معین و ناصر و یار
هوش مصنوعی: خالق دو جهان، به تو که معین و ناصر و یاری، خلق را با لطف و مهربانیات حمایت میکنی.