برگردان به زبان ساده
چه جوهر است که آن را ز آهن است حصار
سر از حصار کشد بر سپهرْ دایرهوار
هوش مصنوعی: چه مادهای وجود دارد که با وجود اینکه از آهن ساخته شده، میتواند موانع را کنار بزند و به شکلی دایرهوار در آسمان حرکت کند؟
چنانکه پیکر تن توده دارد از یاقوت
فراز تارک سر پرده دارد از زنگار
هوش مصنوعی: تن انسان همچون تندیس زیبا و باارزشی است که بر روی سر آن، نشانههایی از زیبایی و تجمل قرار دارد. این نشانهها به مانند زینتی است که بر روی سر گذاشته شده و از زنگار به دور است.
شهاب او به هوا بر شهاب گوهر پاش
شعاع او به زمین بر شهابْ گوهرْ بار
هوش مصنوعی: ستارهای که او میافروزد در آسمان، نور خود را به گوهر میپاشد، و پرتو او بر زمین، سنگهای گرانبها را میافشاند.
چو شیر غرّد و از صولتش بغرّد شیر
چو مار پیچد و از هیبتش پیچید مار
هوش مصنوعی: شیر مانند طوفانی پرصدا و قوی است که قدرت خود را نمایش میدهد. اما مار به آرامی و به حالت پیچیده از ترس و هیبت شیر حرکت میکند و به نظر میرسد که در مقابل او احساس خطر میکند. این توصیف نشاندهندهی تفاوت عظیم در قدرت و اثرگذاری این دو موجود است.
گهی دمیده شود بر سرش بنفشه ستان
گهی شکفته شود بر تنش شقایق زار
هوش مصنوعی: گاهی بر سر او گل بنفشه شکف میزند و گاهی بر تن او گل شقایق میروید.
گهی بهسان نگاری شود اسراسرا برگ
گهی بهسان درختی شود عقیقش بار
هوش مصنوعی: گاهی مانند یک نگار، تمام وجودش را زینت میبخشد و گاهی همچون درختی میشود که بس زیبا و با ارزش است.
گهی چو ابر که سرخی پذیرد از خورشید
گهی چو مهر که زردی پذیرد ازکهسار
هوش مصنوعی: گاهی مانند ابر که سرخی و رنگ گرمی از خورشید میگیرد، و گاهی مانند خورشید که رنگ زردی از کوهها و دمنوشها میگیرد، دچار تغییر رنگ و حالت میشویم.
گهی چو سفتهٔ زرگاه چون گداخته لعل
گهی چو دستهٔ گل گاه چون شکافته نار
هوش مصنوعی: گاه به حالتی مانند گدایانی میمانم که در دستانشان جواهرات درخشان دارند، و گاه مانند دستهای گل زیبا هستم، و گاهی دیگر مانند میوهای که درونش شکاف برداشته است.
گهی فشاند بر خاک قطرهٔ زرّین
گهی ستاره فرستد بر آسمان به قطار
هوش مصنوعی: گاهی قطرهای زر بر زمین میافشاند و گاهی ستارهای را به صف در آسمان میفرستد.
چنانکه جوهر او بر زمین سوار شدست
شدست بخت خداوند بر سپهر سوار
هوش مصنوعی: چنانکه جوهر او بر زمین استوار شده، بخت خداوند نیز بر آسمان استوار گشته است.
معین مُلک شهنشاه سَیّدالرؤسا
ابوالْمَحاسِن احسان نمای نیکو کار
هوش مصنوعی: این جمله به توصیف یک شخصیت برجسته اشاره دارد که بر مقام و شأن او تأکید میشود. او به عنوان پادشاه و ولی نعمت شناخته میشود و گفته میشود که در کارهای نیک و احسان، جایگاه ویژهای دارد. این فرد، دارای ویژگیهای و فضایل برجستهای است که او را از دیگران متمایز میکند.
بزرگ بار خدایی که گاهِ قُوّت و قهر
بر آسمان زُحَل بختِ او زند پرگار
هوش مصنوعی: خدایی بزرگ وجود دارد که وقتی قدرت و غضبش بر میخیزد، ستاره زحل در آسمان به دور آن میچرخد و به نوعی خوشبختی را برای او رقم میزند.
هنر کفایت او را بود ستایشگر
خرد ستایش او را بود پذیرفتار
هوش مصنوعی: هنر و توانایی او باعث میشود که مورد تحسین قرار گیرد و خرد و داناییاش او را شایستهی ستایش میکند.
نهد ستاره مر او راکه او نهد حشمت
دهد زمانه مر او را که او دهد زنهار
هوش مصنوعی: اگر ستارهای بر او بتابد، یعنی به او توجه شود، و اگر زمانه به او عزت و احترام بدهد، او نیز باید خود را از خطرات دور نگه دارد و مراقب باشد.
گه بهارکجا دست او ببیند ابر
زبیم نعره زند وز حسد بگرید زار
هوش مصنوعی: گاه بهاری که در آن دست پر مهر او را میبینم، ابر از ترس این رابطه، نالهای سر میدهد و به خاطر حسد، به شدت میگرید.
ز بس که تیغ زند مرگ بر مخالف او
بود مخالف او آهنین به روز شمار
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه مرگ به شدت بر دشمنان او حمله میکند، دشمنان او مانند آهنی مقاوم در برابر روزهای شمارش شده هستند.
بهکان اگر خبر نام او بیابد زر
شود میانهٔ کان زر به نام او دینار
هوش مصنوعی: اگر خبر از نام او به کان برسد، آنگاه میان کانها، طلا میشود و به نام او، دینار پدید میآید.
اگر قیاس هنرهای او پدید آید
زخاک موج پدید آید و زآب غبار
هوش مصنوعی: اگر ویژگیهای هنرهای او مورد بررسی قرار گیرد، از خاک، موجی به وجود میآید و از آب، بخار یا غبار شکل میگیرد.
ایا نتیجهٔ اقبال و آفتاب هنر
زمانه مدح تو را هر زمان کند تکرار
هوش مصنوعی: آیا موفقیت و درخشش هنر در این زمان همواره باعث ستایش تو میشود و مدح تو هر بار تکرار میشود؟
سیاست تو کند خیره دیدهٔ دشمن
اشارت تو کند تیره پیکر کُفّار
هوش مصنوعی: سیاست تو باعث میشود که دشمنان به تو خیره شده و حواسشان به تو باشد، در حالی که نشانههای تو باعث نابودی و شکست دشمنان میشود.
جهان تو خاتم و شاه جهان به سان نگین
بر آن خجسته نگین ازکفایت تو نگار
هوش مصنوعی: جهان مانند انگشتری است و تو مانند نگینی با ارزش در آن. وجود تو باعث زیبایی و شکوه این دنیا است.
دل تو لؤلؤ شهوار و همت تو چو بحر
که دید بحر که خیزد ز لولو شهوار
هوش مصنوعی: دل تو مانند لؤلؤی زیبا و گرانبهاست، و اراده و همتت همچون دریایی عمیق و وسیع است. آیا کسی میتواند دریایی که از درخشش لؤلؤ برخیزد، ببیند؟
چنانکه هست به خاک اندرون قرار از کوه
ز حلم توست بهکوه اندرون همیشه قرار
هوش مصنوعی: آرامش و ثبات در دل زمین ناشی از صبر و بردباری توست، همانطور که کوه همیشه استوار و ثابت میماند.
اگر ز جود تو باشد سحاب را باران
بود همیشه به دهر اندرون شکفته بهار
هوش مصنوعی: اگر بخشش تو باشد، همیشه باران از ابرها میبارد و بهار در تمام طول زمان شکوفا خواهد شد.
کسی که باد خلاف تو دارد اندر سر
دهد به باد سر و خاکگیردش به کنار
هوش مصنوعی: کسی که در برابر تو جبههگیری میکند و در پی آزار توست، باید بداند که به زودی همان باد به ضرر خودش وزیده و او را به زمین خواهد زد.
هر آنگهی که کند کلک مشکبار تو سیر
تورا پیام فرستد ستاره و سیار
هوش مصنوعی: هر زمان که دست خوشبو و هنرمند تو کاری کند، ستارهها و کائنات برای تو پیامی میفرستند.
که ای یگانه آفاق باشیم دستور
اگر به دست تو کلکی شوم قلم کردار
هوش مصنوعی: ای تنها در جهان، اگر تو بر اساس دستوراتت مرا به کاری دیوانهوار واداری، من به خوشنویسی افکار و اعمالم مشغول میشوم.
سپهر بار محن جاودانه بر گیرد
از آن کسی که به خدمت بر تو یابد بار
هوش مصنوعی: آسمان دشواریهای همیشگی خود را بر دوش کسی خواهد گذاشت که آماده خدمت به تو باشد.
زبسکه پیش تو مردم زمین دهد بوسه
بهصورت تن مردم شده در و دیوار
هوش مصنوعی: به اندازهای که مردم زمین به پای تو میافتند و صورتت را میبوسند، دیوارها و درها نیز برای تو احترام قائل هستند.
بلند قدرا، گرچه معزّیم لقب است
ز توست عز من از مهتران کهتردار
هوش مصنوعی: به رغم اینکه بزرگی و مقام تو به خاطر خودت است، اما افتخار من به این است که از بزرگترها و سروران تو هستم.
هر آنگهیکه من از شکرتو سخنگویم
نماندم سخن و باز مانم از گفتار
هوش مصنوعی: هر بار که من درباره ی زیبایی تو صحبت میکنم، کلامی برای گفتن باقی نمیماند و من از ناتوانی در بیان باز میمانم.
به آفرین تو مقدار داشتم لیکن
فزود جامه و دستار تو مرا مقدار
هوش مصنوعی: من برای ستودن تو توانایی داشتم، اما فراتر از آن، پوشش و کلاه تو برای من ارزش و اهمیت بیشتری دارد.
به آب همت وجود تو شستهام سر و تن
تنم ز جامه همی نازد و سر از دستار
هوش مصنوعی: من خود را با اراده و تلاش تو شستهام، به طوری که بدنم مانند جامهای زیبا میدرخشد و سرم از کلاهم برمیخیزد.
همیشه تا نبود پستی و بلندی جفت
همیشه تا نبود خواری و عزیزی یار
هوش مصنوعی: هرگاه که در زندگی نوسانها و تفاوتهای اجتماعی وجود نداشته باشد، دوستی و همراهی همیشه پایدار خواهد بود و هیچگونه افت و خاری یا عزت و بزرگی وجود نخواهد داشت.
بلند باد تو را بخت و کینه جوی تو پست
عزیز باد تو را عمر و بدسگال تو خوار
هوش مصنوعی: بهتر است برای تو خوشبختی و شادکامی بلند باشد و دشمنیات ناپسند و حقیر. عمرت پر بار باد و بدخواهانت خوار و ذلیل.