برگردان به زبان ساده
بر فتح همی دور کند گنبد دوار
بر سعد همی سیرکند کوکب سیار
هوش مصنوعی: گنبد آسمان به دور پیروزی میچرخد و ستارهای در مسیر خود بر خوشحالی و سعادت گردش میکند.
وین را اثر آن است که بر لشکرِ غزنین
گشتند مظفر سپه شاه جهاندار
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر آن است که پیروزی و موفقیت در میدان جنگ به خاطر وجود شخصی به نام سپه شاه جهاندار است که رهبری لشکر غزنین را برعهده دارد. این موفقیت نشاندهنده اثرات مثبت رهبری و برنامهریزی مناسب در بدست آوردن نتیجه مطلوب در جنگ است.
آن طایفه را کرد همی تعبیه حاسد
وین طایفه را ساخت همی تعبیه دادار
هوش مصنوعی: آن گروه به طراحی و نقشهکشی حسودان مشغول شدند و این گروه نیز زیر نظر خداوندی قرار گرفتند که میسازد و تدبیر میکند.
بیهوده بود تعبیهٔ حاسد مقهور
جایی که بود تعبیهٔ واحد قهار
هوش مصنوعی: حسادت و تلاشهای حاسد بیفایده است، زیرا در جایی که قدرت واحد و قهار حضور دارد، هیچ چیز نمیتواند موثر واقع شود.
چون خصم فرستاد ز غزنین بهدر بست
با کوکبه و پیل یکی لشکر جرار
هوش مصنوعی: وقتی دشمن از غزنین سپاهی بزرگ با تجهیزات و فیل فرستاد، دروازهها را بستند.
آشوب صف میمنهشان تا حد کابل
آسیب تف مسیرهشان تا در قزدار
هوش مصنوعی: برخی از افراد در سمت چپ صف، به شدت شور و هیجان دارند، به گونهای که آثار آن تا دوردستها و مناطق دیگر نیز حس میشود. این حالت به اندازهای نگرانکننده است که گویی میتوان آن را به قزدار (نوعی مکان یا وضعیت خاص) ربط داد.
چون نار فروزنده و سوزنده شد امروز
شمشیر سپاه ملک اندر صف پیکار
هوش مصنوعی: امروز شمشیری که در دست سپاه ملک است، مانند آتش سرشار و سوزان میدرخشد و همه را در مبارزه تحت تأثیر قرار میدهد.
آن لشکر انبوه چو از پل بگذشتند
دیدند پس و پیش همه آب و همه نار
هوش مصنوعی: سپاهیان وقتی از پل گذشته بودند، مشاهده کردند که در اطرافشان همواره آب و آتش وجود دارد.
کردند ره حزم رها از فَزَع و بیم
چه حاجب و چه میر و چه سرهنگ و چه سالار
هوش مصنوعی: راه احتیاط و تدبیر را بدون ترس و نگرانی طی کردند، چه نگهبان و چه فرمانده و چه رئیس.
کرد و عرب و غزنوی و خلخ و هندو
گشتند سراسیمه و مخذول به یکبار
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که قومی از اقوام مختلف مانند ترکها، عربها، غزنویها، خلخیها و هندیها به طور ناگهانی و در یک لحظه دچار سردرگمی و ناتوانی شدند.
یک جوق شده کشته و یک خیلگریزان
یک فوج شده غرقه و یک قومگرفتار
هوش مصنوعی: در اینجا به توصیف وضعیتی پرداخته میشود که گروهی از افراد با هم در درگیری یا بحرانی قرار گرفتهاند. برخی در حال فرار و نجات خود هستند، در حالی که عدهای دیگر در حال غرق شدن و گرفتار شدن در مشکلات هستند. به طور کلی، تصویری از آشفتگی و رنج ناشی از یک وضعیت ناگوار به تصویر کشیده شده است.
از خون روان وز تن افکنده به هم بر
صحرا همه وادی شد و هامون همهکهسار
هوش مصنوعی: از خون جاری و از بدن پاره شده، صحرا و تمام دشتها و همچنین هامون و کوهها به هم پیوستهاند.
گفتیکه بر آن قوم همی طایر منحوس
چون طیر ابابیل زند سنگ به منقار
هوش مصنوعی: گفتی که بر آن گروه، پرنده ناپسندی مانند پرنده ابابیل، سنگی به منقار خود میزند.
نشگفتکه مقهور شد آن لشکر مخذول
مقهور شود لشکر سلطان ستمکار
هوش مصنوعی: این طبیعت است که سپاه ناامید و شکستخورده، مغلوب میشود، و همچنین سپاه یک سلطان ظالم نیز به همین سرنوشت دچار خواهد شد.
از ناحیهٔ سند کنون تا به در هند
بس کس که از این رنج به دردست و به تیمار
هوش مصنوعی: از ناحیهٔ سند تا در هند، افرادی وجود دارند که به خاطر این رنج و دردهایی که دارند، در حال زجر و عذاب هستند.
بس زن که کنون بر پسر و شوی و برادر
جون مویهگر از درد همی مویه کند زار
هوش مصنوعی: بسیاری از زنان در حال حاضر برای پسر، شوهر و برادرشان به خاطر درد و مصیبت، با حالتی غمگین و گریهآور ناله میکنند.
بس ناز که شد محنت و بس نام که شد ننگ
بس لاف که شد خجلت و بس فخر که شد عار
هوش مصنوعی: به اندازهی کافی نرمش و ناز وجود داشته که به زحمت تبدیل شده و به اندازهای نام مطرح شده که تبدیل به ننگ گشته است. به اندازهای دروغ بزرگ اعلام شده که منجر به شرمندگی شده و به اندازهای خودپسندی وجود داشته که به عار و ننگ تبدیل شده است.
اندر عرب و در عجم آثار فتوح است
از سنجر خصم افکن و از حیدر کرار
هوش مصنوعی: در میان عرب و عجم نشانههای پیروزی و فتح وجود دارد، این نشان از قدرت سنجر است که دشمنان را نیرومند میسازد و از حیدر کرار، قهرمان بزرگ.
معبود چنان خواست که از حیدر و سنجر
تا حشر بود در عرب و در عجم آثار
هوش مصنوعی: خداوند اینچنین خواسته است که تا روز قیامت، نشانهها و آثار حیدر (علی) و سنجر (سلطان سنجر) در میان عرب و عجم باقی بماند.
ای شاه جهاندار جهانداری و شاهی
از فر تو دارد شرف و قیمت و مقدار
هوش مصنوعی: ای پادشاه عالم، فرمانروایی و سلطنت تو به خاطر عظمت و جلالت دارای ارزش و مقام بالایی است.
تاجست ز فرمان تو بر تارک شاهان
طوق است زاحسان تو برگردن احرار
هوش مصنوعی: تاجی که بر سر شاهان قرار دارد، از دستورات و فرمانهای تو نشأت میگیرد و گردنبند زیبایی که بر گردن آزادگان است، به خاطر نیکیها و صفات خوب تو است.
هرکس که مقرست به یزدان و پیمبر
دادست به پیروزی و اقبال تو اقرار
هوش مصنوعی: هر کسی که به خدا و پیامبر ایمان دارد، به موفقیت و خوشبختی تو اعتراف کرده است.
گر خصم سپه کرد همه کار تبه کرد
تا آینهٔ ملک سیهکرد به زنگار
هوش مصنوعی: اگر دشمن تمام کارها را خراب کند، به طوری که آینهٔ ملک را با کثیفی سیاه کند.
او نیست سزاوار به ملک پدر و جد
از دست تو شاه است بدان ملک سزاوار
هوش مصنوعی: او شایستهی سلطنت پدر و grandfather تو نیست، زیرا تو خود سزاوارتر به این مقام هستی.
بنشیند و از نام و خطاب تو به غزنین
هم خطبه بیاراید و هم سکه و دینار
هوش مصنوعی: او در اینجا میخواهد بگوید که کسی حضور دارد که میتواند از نام و عنوان تو در غزنین به گونهای سخنرانی کند که هم خطبهای برایت بخواند و هم سکه و دینارهایی به نام تو ضرب کند.
هر مه متواتر کند از زر و جواهر
پیلان سبکبار به حمل تو گرانبار
هوش مصنوعی: هر ماه در دل خود گنجینهای از طلا و جواهرات دارد و فیلها، که جانوران سنگینوزن هستند، بار سنگین تو را به دوش میکشند.
آوردن آن گنج کنون بر تو شد آسان
وز پیش تو شد بر دگران مشکل و دشوار
هوش مصنوعی: حالا به دست آوردن این گنج برای تو آسان شده و برای دیگران دشوار و مشکل شده است.
اسلاف تو را چون نشد این کار میسر
دانند بزرگان که نه خُردست چنین کار
هوش مصنوعی: بزرگترها معتقدند که این کار برای نیاکان تو ممکن نبوده، پس انجام دادن آن هم برای افراد کوچکتر نباید مقدور باشد.
تو شاه ملوک و مَلکِ شاه نشانی
وین است همه ساله تو را سیرت و کردار
هوش مصنوعی: تو بزرگترین و بهترین پادشاه هستی و نشانههای پادشاهی در تو دیده میشود و هر ساله سیرت و رفتار تو نمایانگر این حقیقت است.
هرچند که گفتار ز کردار فزون است
کردار تو در ملک فزون است ز گفتار
هوش مصنوعی: هرچند که سخن گفتن بیشتر از عمل اهمیت دارد، اما عمل تو در کشور بیشتر از سخن گفتن است.
کس چون تو نبودست ز شاهان گذشته
هر چند که خوانیم همی قصه و اخبار
هوش مصنوعی: هیچکس مانند تو از میان شاهان گذشته نیست، هرچند که ما داستانها و اخبار آنها را بخوانیم.
بخت عدو از دولت بیدار تو خفته است
وقت است که گوییم زهی دولت بیدار
هوش مصنوعی: خوشبختی دشمن به خاطر خواب و بیخبر بودن توست. بنابراین، وقت آن است که بگوییم چه خوشبختی بزرگی را داشتهای!
هر خصم که از کین و خلاف تو سرافراشت
گردون علم دولت او کرد نگونسار
هوش مصنوعی: هر دشمنی که به خاطر کینه و مخالفت با تو سر به آسمان بلند کند، سرنوشتش به زودی به سقوط و از دست دادن قدرت خواهد انجامید.
هر شهر که آن را رسد از کین تو آسیب
خالی بود آن شهر ز دیار و ز طیار
هوش مصنوعی: هر شهری که به خاطر کینهتوزی تو آسیب ببیند، در واقع آن شهر از سرزمین و از پرندههایش خالی خواهد بود.
با کین تو گویی به هوا و به زمین بر
آرام نگیرند نه طیار و نه دیار
هوش مصنوعی: با وجود کینهای که در دل داری، نه آسمان و نه زمین آرام نخواهند ماند و نه پرندگان خواهند توانست آرامش پیدا کنند و نه سرزمینها.
این فتح نخستین به همه حال دلیل است
بر ملک بیاندازه و بر نعمت بسیار
هوش مصنوعی: این پیروزی نخستین نشاندهندهی حکومت وسیع و نعمتهای فراوان است.
گویند چو پالیز نکو خواهد بودن
آید اثرش برگله از پیش پدیدار
هوش مصنوعی: میگویند وقتی که باغ زیبا و خوب باشد، نشانهاش این است که گلها و زیباییها از دور نمایان میشوند.
تا زردکند روی چو پخته شود آبی
تا کفته کند پوست چو پر دانه شود نار
هوش مصنوعی: تا زمانی که چهره زرد شود و رنگ آبی بگیرد، پوست هم باید کنده شود تا مغز آن مانند دانههای پر آماده و قابل استفاده باشد.
اعدای تو را باد کفیده شده و زرد
جون نار و چو آبی همه ساله دل و رخسار
هوش مصنوعی: نسیم سحری چهرهات را تغییری میدهد و با طراوت میکند، همانطور که درختان با شکوفههای نارنجی و آبی دلانگیز، بهار را به یاد میآورند.