برگردان به زبان ساده
ایا نوشته هنرنامهها فزون ز هزار
و یا شنیده ظفرنامهها برون ز شمار
هوش مصنوعی: آیا تعداد نوشتههای هنری بیش از هزار است یا تعداد داستانهای پیروزی شمارش ناپذیر است؟
چو رزم شاه هنرنامهٔ شگفت بخوان
چو فتح شاه ظفرنامهٔ بدیع بیار
هوش مصنوعی: وقتی که جنگی را به رهبری شاه مشاهده میکنی، داستانی خارقالعاده را بشنو و وقتی که شاه پیروزی به دست آورد، متن زیبای پیروزی را به میان آور.
به رزم او نگر وگرد آن فسانه مگرد
به فتح او نگر و دست از آن حدیث بدار
هوش مصنوعی: به جنگ او نگاه کن و به آن داستانهای غیرواقعی نپرداز. به پیروزی او توجه کن و از آن سخنان بد بگذر.
مشافهه به همه وقت بهتر از ماضی
معاینه به همه حال بهتر از اخبار
هوش مصنوعی: همیشه گفتوگو و ارتباط مستقیم از یادآوری و بررسی گذشته بهتر است، و در هر شرایطی، بسنده کردن به شنیدهها و اخبار نسبت به تجربه کردن و مشاهده فعلی برتر است.
حکایتی نشنیدست خلق در عالم
عجبتر از ظفر و فتح شاه گیتی دار
هوش مصنوعی: داستانی در دنیا وجود ندارد که از پیروزی و موفقیت پادشاهی که صاحب زمین و زمان است، عجیبتر و شگفتانگیزتر باشد.
معز دین خدا خسرو مصاف شکن
خدایگان جهان سنجر ملوک شکار
هوش مصنوعی: سلطانی که دین خدا را بزرگ میدارد و در میدان نبرد پیروز است، مانند سنجر، پادشاهی است که بر دیگر پادشاهان سلطه دارد و در شکار مهارت دارد.
شهی که بود به مغرب نبرد او امسال
چنانکه بود به مشرق نبرد او پیرار
هوش مصنوعی: امسال، رهبری که در سمت غرب قرار دارد، مانند سال گذشته که در سمت شرق بود، نبرد را آغاز کرده است.
جز او به مشرق و مغرب ز خسروانکه شکست
به نیم روز صف رزم صد هزار سوار
هوش مصنوعی: جز او، هیچکس در شرق و غرب به قدرت خسروانی که در میانه روز، صد هزار سوار را در جنگ شکست داد، شایسته نیست.
ز رزم غزنین نیکوترست رزم عراق
ز بس عجایب تقدیر عالم الاسرار
هوش مصنوعی: جنگی که در غزنین رخ میدهد، بهتر از جنگ عراق است، به خاطر شگفتیهای زیادی که در تقدیر و سرنوشت نهفته است.
مصاف خصم توگفتیکه برکشید فلک
ز سنگ و آهن و پولادباره و دیوار
هوش مصنوعی: در این بیت به قدرت و استحکام چیزی اشاره شده که دشمنان را به چالش میکشد. بیان شده که این قدرت از اشیاء مستحکم مانند سنگ، آهن و فولاد به وجود آمده است. به نوعی، این تصویر نشاندهنده یك مقاومت و پایداری است که میتواند در برابر خصم و دشواریها ایستادگی کند.
مصاف سلطانگفتی که بر بسیط زمین
پدید شد فلکی پر ستارهٔ سیار
هوش مصنوعی: در زمین، آسمانی پر از ستارههای درخشان و در حال حرکت آشکار شده است.
بر آن صفت ز درازی کشیده هر دو مصاف
که وهم کس نرسد از میان همی به کنار
هوش مصنوعی: در این جمله به این اشاره میشود که ویژگیهای خاصی که در اثر طولانی شدن یا کشیدگی ایجاد شده، باعث شده که هیچکس قادر نباشد از میان آن دو طرف به درک و فهمی فراتر از آنچه که وجود دارد، برسد. به نوعی، این موضوع بیانگر عمق و پیچیدگی مسألهای است که فراتر از تصور و درک عادی افراد قرار دارد.
مثال پیلان چون پاره پاره ابر سیاه
که بر هوا شود از رودبار و دریابار
هوش مصنوعی: تشبیه فیلها به تکههای ابر سیاه است که از دریا و رودخانه به سوی آسمان میروند. این تصویر، حالتی از حرکت و جابهجایی را به ذهن میآورد، گویی که فیلها مانند ابرهایی بزرگ و تاریک در آسمان معلق هستند.
دمان و جمله برو جنگ جوی پیلانی
همه چو دیو عجب شکل و بُلعَجب کردار
هوش مصنوعی: زمان و تمام موجودات به جنگ برخاستهاند، مانند فیلهایی که همگی به شکل دیوان عجیبی درآمدهاند و در کردارشان شگفتی و تسلط دارند.
نهنگ یَشک و ستون بای و اژدها خرطوم
سپهر گردش و کُه پیکر و صبا رفتار
هوش مصنوعی: نهنگ یشک و ستون بای و اژدها مانند خرطومی است که بر گرداگرد آسمان میچرخد و مانند کوهی بزرگ و پیکر، همراه با نسیم صبحگاهی در حرکت است.
بتافت آینه از پشت پیل در صحرا
چنانکه مهر درخشان بتابد ازکهسار
هوش مصنوعی: آینه در دشت، مانند نوری که از کوه مشکفروغ میافکند، درخشان و زیبا میدرخشد.
شعاع خنجر و رفتار تیر و شکل کمان
چو برق و ژاله و قوس قزح بهوقت بهار
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف زیباییها و تأثیرات طبیعت در بهار میپردازد. اشاره به ظرافت و تندی خنجر، رفتار تند و دقیق تیر، و شکل و زیبایی کمان را دارد. همچنین، توصیفاتی همچون برق، دانههای باران و رنگینکمان را به عنوان نمادهای زیبا و دلنشین بهار میآورد که نشاندهندهٔ شگفتی و طراوت این فصل است.
چو روی شست به خون تیغ جنگیان گویی
که کرد رنگرزی پیشه گنبد دوار
هوش مصنوعی: وقتی که سرخی خون جنگجویان بر روی شست نمایان میشود، گویی که گنبد آسمان رنگرزی کرده است.
همی ز پیکر آن تیغهای خونآلود
نمود سرخی شنگرف و سبزی زنگار
هوش مصنوعی: از بدن آن شمشیرهای خونآلود، رنگ سرخ مانند شنگرف و سبزی مانند زنگار نمایان شد.
گه مصاف گروهی ز لشکر سلطان
اگر شدند پراکنده در یمین و یسار
هوش مصنوعی: اگر گروهی از لشکر سلطان در میدان نبرد پراکنده شوند و به سمت راست و چپ بروند،
دو چیز در شدن آن گروه تعبیه کرد
که هر دو کرد پدیدار ایزد دادار
هوش مصنوعی: دو چیز را خداوند در وجود آن گروه قرار داد که هر دو به وضوح نمایان هستند.
یکی که تا بنماید به شاه نصرت خویش
که هست نصرت او به زلشکر جرار
هوش مصنوعی: شخصی که میخواهد توانایی و قدرت خود را به پادشاه نشان دهد، باید بداند که این قدرت او به خاطر لشکر بزرگ و قویاش است.
دگر که تا بنماید به خلق مردی شاه
که بیسپاه گه رزم چون کند پیکار
هوش مصنوعی: شخصی باید به مردم نشان دهد که میتواند به تنهایی و بدون سپاه در میدان جنگ پیروز شود.
عجب نباشد اگر بیسپه شود منصور
کرا خدای بود روز رزم ناصر و یار
هوش مصنوعی: تعجبی ندارد اگر منصور بدون حمایت سپاهیانش باشد، زیرا آن روز که ناصر و یارانش آماده جنگ بودند، خداوند در کنارشان بود.
چو ذوالفقار برآهخت شهریار جهان
نمود مردی و دارات حیدر کرار
هوش مصنوعی: وقتی که پادشاه جهانی، شمشیر ذوالفقار را بلند کرد، نشان داد که مردی چون علی (ع) و دلاوری از او برخاسته است.
دلیروار کمان ظفر چو کرد به زه
به تیر دوخت سپر بر سوار تیغگذار
هوش مصنوعی: به جرأت و شجاعت، تیر پیروزی را به کمان کشید و سپر را به سوار آمادهای که شمشیر به دست دارد، دوخت.
ظفر بیامد و پیوسته گشت با پیکان
در آن میان که جدا شد ز شست او سوفار
هوش مصنوعی: پیروزی آمد و در میانه، تیراندازی ادامه یافت؛ زیرا او از انگشتانش جدا شد و به سمت دیگری رفت.
رسیدکوکب نصرت ز آسمان بهزمین
چو از زمین بهسوی آسمان رسید غبار
هوش مصنوعی: ستارهی نصرت از آسمان به زمین آمد، مانند غباری که از زمین به سوی آسمان صعود کرد.
سبک شدند و سراسیمه آن سپاهگران
ز تیر شاه و ز پیلان مست جان اوبار
هوش مصنوعی: سپاه دشمن به شدت ترسیده و مضطرب شدند و از تیرهای شاه و نیز از باران تیراندازی فیلها به سمت جان او فرار کردند.
یکی بجست ز پیلان وکرد ناله ی زیر
یکی بخست ز پیکان وکرد نوحهٔ زار
هوش مصنوعی: یکی از پیلان فرار کرد و نالهای اندوهناک سر داد، و دیگری از تیرکمان به گریه و زاری پرداخت.
یکی بهزیر خس اندر خزید چون خرگوش
یکی به دام غم اندر فتاد چون کفتار
هوش مصنوعی: یکی مانند خرگوش در زیر درخت سرپناهی پیدا کرد، و دیگری مانند کفتار در دام اندوه اسیر شد.
زغم سرشک یکی گشت چون گداخته لعل
ز خونْ دهان یکی گشت چون شکافته نار
هوش مصنوعی: از غم، اشک مثل لعل داغ شدهای به زمین میریزد و دهان چون آتش شکاف خورده، خونین است.
همی شکسته و مغلوب خسرو منصور
همه فکنده و مقهور دولت قهار
هوش مصنوعی: خسرو منصور به شدت شکست خورده و تحت سلطه دولت قوی قرار گرفته و دیگر هیچ توانایی برای مقابله ندارد.
اگر نکردی شاه زمانه رحمت و عفو
در آن دیار نماندی ز دشمنان دیار
هوش مصنوعی: اگر حکمرانهای زمانه با رحمت و بخشش رفتار نکنند، در آن سرزمین از دشمنان جایی نمیماند.
به یک نفس ز سر سرکشان برآوردی
به تیغ تیز دخان و بهپای پیل دمار
هوش مصنوعی: در یک لحظه، بدون ترس و بسیار سرسخت، با شمشیر برندهی دخان بر سر زورمندان ایستادی و با قدرتی زیاد بر پایی چون فیل، نابودی به بار آوردی.
جهان سیاه شدی بر مُعادیان چو سَقَر
عراق تنگ شدی بر عراقیان چو حصار
هوش مصنوعی: جهان بر کسانی که به موعود ایمان دارند، ظلمت و تنهایی را به همراه آورده است، همچنان که در عراق، در زمان سختی و تنگی، بر مردم آن دیار فشار میآورد.
بزرگوارتر از شاه ما بهگیتی کیست
که درگذشت به بخشایش از سر آزار
هوش مصنوعی: در دنیا کیست که از پادشاه ما بزرگتر باشد، کسی که زخمهایی که به او زدهاند را فراموش کرده و با بخشش رفتار کرده است؟
گناه و عذر به هم بود و این نبود شگفت
که در میان دو لشکر چنین بود بسیار
هوش مصنوعی: در میان دو لشکر، گناه و عذر به هم آمیخته بود و این امر چندان تعجبآور نیست.
درشت و نرم رود کارها به روز نبرد
بزرگ و خرد بود زخمها به گاه قمار
هوش مصنوعی: کارها در روز جنگ به دو چیز بستگی دارد: به کارهای بزرگ و به کارهای کوچک. در آن لحظه، زخمها و آسیبها ناشی از ریسکها و قمارهایی است که انجام میدهیم.
همی پلنگ و گهر زاید از میان جبال
همی نهنگ و صدف خیزد از میان بحار
هوش مصنوعی: از دل کوهها پلنگ و جواهر به وجود میآید و از اعماق دریاها نهنگ و صدف متولد میشوند.
کجا مخالفت اندر جهان پدید آید
گل شکفته کند در زمان خلنده چو خار
هوش مصنوعی: در کجا ممکن است در دنیا مخالفتی به وجود بیاید که گل بتواند در زمانی که خار در حال خندیدن است، بشکفد.
کجا موافقت از دور روی بنماید
به یک زمانکند از زهرمار مهرهٔ مار
هوش مصنوعی: کجا میتوان انتظار داشت که دو چیز بهطور همزمان از دور با هم هماهنگ شوند، مانند اینکه زهر ماری با اثر مهرهاش به شدت تاثیرگذار باشد.
خلاف شاه نبود اختیار شاه عراق
کز آن خلاف بود دور مردم مختار
هوش مصنوعی: اشتباه کردن در کار شاه، باعث دور شدن مردم مختار از او شد. در حقیقت، سلطنت شاه عراق با این مشکل مواجه بود.
چو بر مراد سپه بود مدتی مجبور
حواله کرد به تقدیر خالق جبار
هوش مصنوعی: زمانی که سپاه به خواسته خود رسید، ناچار بود مدتی به قدرت و سرنوشت خالق بزرگ تسلیم شود.
سپاس و شکر خداوند را که از پس جنگ
به صلح و دوستی و نیکویی برآمد کار
هوش مصنوعی: خدا را شکر که بعد از جنگ، به صلح و دوستانه بودن و نیکی رسیدیم.
سپرد شاه به محمود گنج محمودی
که برگرفت ز غزنین به تیغ گوهردار
هوش مصنوعی: شاه به محمود اجازه داد که گنجینهای را که با تیغی گرانبها از غزنین برداشت کرده بود، بگیرد.
به تیغگوهر دار آنچه بستد از دشمن
به دوست داد سراسر به دست گوهر بار
هوش مصنوعی: هر چه دشمن از تو گرفت، با محبت و بخشش به دوستانت بده، چون در نهایت، تمام چیزهایی که از دست دادهای، در دستان دوستانت به شکل با ارزشتری خواهد بود.
به دست خویش ولیعهد کرد شاهی را
که اختیار ملوک است و افتخار تبار
هوش مصنوعی: شاهی را که اختیار پادشاهان و افتخار نسلشان به دست خود به ولیعهدی انتخاب کرد.
چو داد ملک محمد قرار بر محمود
ازو محمد خشنود شد به دار قرار
هوش مصنوعی: وقتی ملک محمد قرار و آرامش را بر محمود برقرار کرد، محمد از این اقدام خوشحال و راضی شد و از آنجا آرامش پیدا کرد.
چنین نماید تأیید ایزدی تأثیر
چنین نماید شمشیر سنجری آثار
هوش مصنوعی: این گونه است که تأیید خداوند اثر میگذارد و شمشیر سنجر نیز چنین آثاری دارد.
فتوح شاه کرامات و معجزات شدست
که اندر آن نرسد وهم و فکرت و گفتار
هوش مصنوعی: پیروزی شاه، نشانههای کرامت و معجزات به همراه دارد، به طوری که هیچ تصور، اندیشه یا گفتاری نمیتواند به آن دست یابد.
اگر ملوک و سلاطین رفته زنده شوند
به معجزات و کرامات او دهند اقرار
هوش مصنوعی: اگر پادشاهان و سلطانها دوباره زنده شوند، به معجزات و ویژگیهای شگفتانگیز او اعتراف خواهند کرد.
خدایگانا فتحی برآمدت امسال
که بخت نیک بدان فتح مژده دادت پار
هوش مصنوعی: خدایا، امسال تو پیروزیای برای من به ارمغان آوردی که خوشبختی با آن پیروزی خبرهای خوبی برایم آورد.
به زینهار تو آیند زین سپس ملکان
که دادهای اُمرای عراق را زنهار
هوش مصنوعی: به احتیاط و با دقت باید توجه کنی که سران و فرماندهان عراق، پس از این، تحت تأثیر و زیر نظر پادشاهان میآیند.
چو عذر و خدمت هرکس فزون شد از مقدار
به نزد تو همگان را فزوده شد مقدار
هوش مصنوعی: هرگاه که عذر و خدمات هر کسی بیشتر از حد معمول شود، نزد تو همگان ارزش و مقدار بیشتری پیدا میکنند.
نظام یافت همه شغلهای بیترتیب
نسق گرفت همه کارهای ناهموار
هوش مصنوعی: تمام کارهای بینظم و نامرتب سامان گرفت و به ترتیب درآمد.
نشاط و رغبت احرار سوی درگه توست
که هست درگه عالیت کعبهٔ احرار
هوش مصنوعی: آزادیخواهان با شور و شوق به سوی درگاه تو میآیند، زیرا اینجا جایگاه والایی است که همچون کعبه برای آزادگان به شمار میرود.
چو در دیار و بلاد عراق نام تو رفت
شرف گرفت ز نام تو آن بلاد و دیار
هوش مصنوعی: وقتی که نام تو در سرزمینها و مناطق عراق به گوش میرسد، آنجا به خاطر نام تو اعتبار و ارزش بیشتری پیدا میکند.
فزوده کرد ز نامت خلیفه در بغداد
جمال خطبه و منشور و سکه و دینار
هوش مصنوعی: خلیفه در بغداد با نام تو زیبایی خطبهها، فرمانها، سکهها و دینارها را افزایش داد.
ز پیش خویش فرستاد سوی حضرت تو
لوا و خاتم و شمشیر و جُبّه و دستار
هوش مصنوعی: او از جانب خود، پرچم، مُهر، شمشیر، لباس مخصوص و سربند را به سوی تو فرستاد.
اگر سکندر رومی همی ولایت داد
ملوک را ز در روم تا حد بلغار
هوش مصنوعی: اگر سکندر رومی به پادشاهان سلطنت میداد، این سلطنت از درگاه روم تا مرز بلغارستان گسترده میشد.
تو درگشادن گیتی سکندر دگری
تو را سزد که ولایت دهی سکندر وار
هوش مصنوعی: تو مانند سکندر، توانایی و لیاقت گشودن درهای جهان را داری و شایسته است که حکومت را به تو بسپارند، همچون سکندر که فرمانروایی بزرگ بود.
چرا همی به سکندر توراکنم مانند
ازین حدیث مرا کرد باید استغفار
هوش مصنوعی: چرا باید مانند سکندر برای خودم تور و تله بسازم؟ از این صحبت باید توبه کنم.
ز دست تو ملکانی نشستهاند به مُلک
که پیش هر ملکانی سکندرست هزار
هوش مصنوعی: براثر وجود تو، کسانی در سرزمینها نشستهاند که در برابر هر یک از آنها، سکندر به اندازه هزاران نفر ارزش دارد.
سه خسروند به هند و عراق و ترکستان
که از عطای تو دارند هر سه استظهار
هوش مصنوعی: سه پادشاه در هند، عراق و ترکستان وجود دارند که هر کدام از طرف تو حمایت و کمک میگیرند.
همیشه شکر تو دارند در میانهٔ جان
چنانکه نقطه بود در میانهٔ پرگار
هوش مصنوعی: همیشه محبت و قدردانی از تو در دلهایشان وجود دارد، مانند نقطهای که در وسط پرگار قرار دارد.
توراست بخت مشیر و خرد نصیحتگر
تو راست فتح ندیم و ظفر سپهسالار
هوش مصنوعی: اگر تو مشاور و راهنمای خردمندی باشی، پیروزی و موفقیت همانند یک فرمانده بزرگ، نصیب تو خواهد شد.
به فر بخت توگردد به انتها آسان
هر آن مصاف که باشد به ابتدا دشوار
هوش مصنوعی: هر چه در آغاز دشوار به نظر میرسد، در نهایت و با گذر زمان به آسانی و سادگی تبدیل میشود، زیرا تقدیر و سرنوشت تو به سمت خوبی میرود.
وگر بود به شب تار عزم رزم تو را
سعادت تو کند روز روشن از شب تار
هوش مصنوعی: اگر در شب تاریک قصد جنگ و مبارزه کنی، سعادت و پیروزیات در روز روشن نصیبت خواهد شد.
جهانکه جود تو بیند ز بحر دارد ننگ
زمین که دست تو بیند ز ابر دارد عار
هوش مصنوعی: جهان، هنگامی که بخشش و generosity تو را ببیند، از ننگ و شرمندگی زمین احساس میکند. همچنین، زمانی که دست تو را از ابر ببینند، خود را به خاطر این نعمتها خجل میدانند.
هر آن عدو که ز پیکار تو بلندی جست
بلند گشت سرانجام لیکن از سر دار
هوش مصنوعی: هر دشمنی که به خاطر نبرد تو به علو و مقام رسید، در نهایت از روی دار مجازات خواهد رفت.
کرا خمار گرفت از شراب کینهٔ تو
به عاقبت ز شراب اجل شکست خمار
هوش مصنوعی: هر که از شراب کینهٔ تو مست شده باشد، در نهایت با نوشیدن شراب مرگ، مستیاش برچیده میشود.
کسی که بود به تیمار بیپرستش تو
چو پیش تخت تو آمد جدا شد از تیمار
هوش مصنوعی: کسی که به محبت و مراقبت تو بیاعتناست، زمانی که به حضور تو میرسد، از آن بیتوجهی و بیمحلی جدا میشود.
رسید تا ز خراسان رکاب تو به عراق
فلک به کام و مراد دل توکرد مدار
هوش مصنوعی: به خراسان رسید و با رکاب تو به عراق رفت. آسمان هم آنچنان خواسته تو را فراهم کرده که به آرزوی دلت رسیدهای.
ز دهر کند شده دشمنانت را دندان
ز بخت تیزشده دوستانت را باز آر
هوش مصنوعی: زمانه باعث شده دشمنان تو قویتر و تندتر شوند، اما بخت به دوستیهای تو کمک کرده و میتواند آنها را دوباره به طرف تو باز گرداند.
سزد که جان بفشانند بندگان امروز
که آمدیّ و نمودی به بندگان دیدار
هوش مصنوعی: درست است که بینهایت ارزش دارد که بندگان امروز جان خود را فدای تو کنند، زیرا که تو آمدی و خود را به آنان نشان دادی.
کنند بر سُم اسبان تو فریشتگان
زخلدگوهر و از آسمان ستاره نثار
هوش مصنوعی: فرشتگان از خلوص و زیبایی وجود تو به قدری شگفتزده هستند که بر پاهای اسبان تو میریزند و از آسمان ستارهای برایت نثار میکنند.
به فال گیر شها شعرهای بندهٔ خویش
همهگزیده چو یاقوت و لولو شهوار
هوش مصنوعی: شاعر میگوید که اشعارش برای فالگیر بسیار ارزشمند و زیبا هستند، همچنین مانند یاقوت و مروارید خاص و درخشان هستند.
که کردگار به زودی تو را کند روزی
هر آنچه فال زند بندهٔ تو در اشعار
هوش مصنوعی: خداوند به زودی روزیات را فراوان خواهد کرد و هر چیزی که تو بخواهی و در اشعار خود اشاره کردهای، محقق خواهد شد.
کتاب فتح تو سال دگر بپردازد
چو بوستانی آراسته به رنگ و نگار
هوش مصنوعی: کتاب آیندهی تو مثل باغی زیبا و پررنگ و نقش خواهد بود که به زودی به ثمر مینشیند و رونق میگیرد.
نهال او را از نکته و نوادر برگ
درخت او را از حکمت و معانی بار
هوش مصنوعی: نهال او را میتوان به وجود آوردن و نوآوریهای او بساخت و برکت و تجربههای او را از دانش و معانی عمیق برگرفت.
همیشه تا که بود بر سپهر اختر هفت
همیشه تاکه بود در زمانه طبع چهار
هوش مصنوعی: همیشه در آسمان، سیارهای به نام زهره وجود دارد و در طول زمان، طبع و ویژگیهای چهار فصل نیز همواره پابرجاست.
تو را نصیب ز هفت و چهار باد سه چیز
تن درست و دل شاد و دولت بیدار
هوش مصنوعی: تو از هفت و چهار باد، سه چیز به دست میآوری: تندرستی، شادی دل و ثروت بیدار.
نهاده پیش تو بر دست سروران سپاه
به رزم جان عزیز و به بزم جام عُقار
هوش مصنوعی: من در پیش تو با دست قدرتمندان سپاه آماده نبرد جان عزیزم هستم و در مجالس شادی نیز آماده شرکت در میباشم.
شهان و تاجوران را به مشرق و مغرب
بر استان و سم اسب تو لب و رخسار
هوش مصنوعی: پادشاهان و سران کشورها در شرق و غرب، به زیبایی لب و چهره تو حسادت میکنند.
تو از سعادت جاوید و از عنایت بخت
ز عمر و ملک و جوانی وگنج برخوردار
هوش مصنوعی: تو از خوشبختی پایدار و محبت بخت، از عمر طولانی، قدرت و جوانی و همچنین از ثروت بهرهمند هستی.