برگردان به زبان ساده
گرچه آمد داستان خسرو شیرین به سر
خسرو دیگر منم شیرینم آن شیرین پسر
هوش مصنوعی: هرچند که داستان خسرو و شیرین به پایان رسیده است، اما من به عنوان شیرین، هنوز هم به یاد خسرو هستم و او را در دل خود دارم.
من بسی در پیش آن شیرین پسر خدمت کنم
همچنان چون کرد خسرو خدمت شیرین به سر
هوش مصنوعی: من بارها در خدمت آن پسر شیرین سخن هستم، همانطور که خسرو برای شیرین خدمت کرد.
تا که دارد در جهان چون چشمهٔ آب حیات
دارم از تیار او چون آذر برزین جگر
هوش مصنوعی: تا زمانی که در دنیا مانند چشمهای که آب حیات میدهد وجود دارد، من هم از او، مثل آتش سوزان و گرم هستم.
از فروغ آتش دل وز سرشک آب چشم
هر شبی در بسترم برق است و بر بالین مطر
هوش مصنوعی: هر شب در بستر من، نور آتش دل و اشک چشم، تلألو و درخشندگی خاصی ایجاد میکند.
گر شود در عقدهٔ تنّین قمر هر چندگاه
دارد آن بت سال و مه در عقدهٔ تنین قمر
هوش مصنوعی: اگر قمر در چنگال و گیر تنینی گرفتار شود، هرچند که او با بت زیبایش در سال و ماه همراه باشد.
بینی آن خطش که گویی مورچه بر دست و روی
مشک و قیر اندوده عمدا کرد بر نسرین گذر
هوش مصنوعی: خطی را میبینی که به زیبایی و به طور عمدی بر روی پوست مشک و قیر کشیده شده، مانند جستوخیز مورچهای بر روی آن. این خط به زیبایی گل نسرین میماند.
در مه تشرین اگر رخساره بنماید بهباغ
آید اندر باغ نسرین در مه تشرین به بر
هوش مصنوعی: اگر در مهر ماه، چهرهاش خود را نشان دهد، به باغ میآید و در آنجا گل نسرین خواهد داشت.
هست بتگر بت بود نوشین به لب مشکین به زلف
هست مه گر مه بود سنگین به دل سیمین به بر
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به زیبایی و جذابیت محبوب خود اشاره میکند. او میگوید اگر محبوبش مانند بتها زیبا باشد و لبانش مانند مشک خوشبو باشد، پس او به راستی زیبا و دلربا است. همچنین اگر صورتش شبیه ماه باشد و دل را سنگین کند، زیباییاش بینظیر است و وجودش مانند نقرهای در آغوش او است. این زیبایی و جذابیت او را به شدت تحت تأثیر قرار داده و او را مجذوب کرده است.
زلف او بر گل ز سنبل بست بر چینی عجب
کس نبندد بر گل از سنبل چنان پرچین دگر
هوش مصنوعی: موهای او به گل ها گره خورده، از سنبل (گل خوشبو) پوشیده شده است. جای تعجب نیست که هیچ کس نمیتواند به زیبایی او، بر گلی از سنبل چنین تزئینی ببندد.
آن که در شطرنج تضعیفات بتواند شمرد
گو بیا در زلف او بند و شکنج و چین شُمَر
هوش مصنوعی: کسی که میتواند نقاط ضعف را در بازی شطرنج شناسایی کند، بیاید و به زیباییهای زلف او توجه کند و آن را بررسی کند.
تا فرستادند سوی چین ز رویش نسختی
هیچ صورتگر دگر ننگارد اندر چین صور
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که وقتی کسی به زیبایی و جذابیت خاصی دست مییابد، دیگران نمیتوانند به زیبایی او دست پیدا کنند و تلاشهایشان ناکام میماند. به نوعی این جمله نشاندهنده یکتایی و منحصر به فرد بودن زیبایی است.
حور عین است او و مجلس هست از او همچون بهشت
اندرینگیتی بهشت و روی حورالعین نگر
هوش مصنوعی: او همچون حوریانی زیبا است و مانند بهشتی در این دنیا، مجلسی برای لذت و شادی برپا کرده است. به چهرهاش بنگر، که جلوهبخش بهشت است.
آسمان او را ز جوزا گر کمر سازد رواست
تا به خدمت بندد او پیش سدیدالدین کمر
هوش مصنوعی: اگر آسمان او را در برج جوزا ببندد، این کار رواست تا او را به خدمت سدیدالدین درآورد.
صدر عثمان حلم بوبکر آن محمد کز شرف
هست در امکان علی و هست در تمکین عمر
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف ویژگیهای برجسته و شخصیتهای بزرگ تاریخ اسلام اشاره دارد. در آن اشاره شده است که صدر اسلام، یعنی زمان خلافت عثمان، از صبر و بردباری ابوبکر بهرهمند بوده و همچنین پیوندی با مقام و شخصیت محمد (ص) دارد. در ادامه، به شرافت و قدرت علی و تمکین عمر اشاره میشود. به طور کلی، این بیت نشاندهنده احترامی است که برای این شخصیتها قائل شده و به ویژگیهای آنان در دورانهای مختلف پرداخته است.
عالم آرایی که با روحالامین هر ساعتی
شکر عالی رای او گوید به علییّن پدر
هوش مصنوعی: عالمی که با روحالامین هر ساعت به برکت فکر عالی او میبالد و در بالاترین مرتبه قرار دارد، پدرش علی است.
از هنر آل ظهیری تا ابد مستظهرند
کاو کند آل ظهیری را همی تلقین هنر
هوش مصنوعی: از زمان آل ظهیر تا همیشه، آنها از هنری که دارد بهرهمندند. این هنری که به آل ظهیر القا شده، باعث میشود که همواره از آن استفاده کنند.
عاشق آیین او اندر فلک جان ملک
کس نبیند درزمین هرگز بدین آیین بشر
هوش مصنوعی: عاشق آن کسی که در آسمانها وجود دارد، هیچکس در زمین نمیتواند هرگز با این روش بشری آشنا شود.
چون ببیند چشم گیتی بین مبارک طلعتش
فر او بفزاید اندر چشم گیتی بین بصر
هوش مصنوعی: زمانی که چشم دنیا زیبایی چهره خوشبخت او را ببیند، نور و جلوه او در نگاه جهان بیشتر خواهد شد.
از حَجَر تاثیر اقبالش گهر سازد همی
هم بر آنگونه که سازد آفتاب از طین حجر
هوش مصنوعی: انسان میتواند با توجه به شرایط و استعدادهایش، به موفقیت و ارزشهای والایی دست یابد، دقیقاً مانند اینکه آفتاب با تابیدن بر خاک میتواند مروارید بسازد.
قطرهای از آب دستش گر به آهن برچکد
زاهن و پولاد بیرون آید اندر حین خضر
هوش مصنوعی: اگر قطرهای آب بر روی آهن بیافتد، از آن آهن و فولاد، در همان حالی که خضر در حال حاضر است، چیزی بیرون خواهد آمد.
بر هر آن بقعتکجا خورشید عدلش تافته است
سایه آرد بر سرکبکان همی شاهین بهپر
هوش مصنوعی: در هر نقطهای که خورشید عدالتش تابیده، سایهای بر سر قدرتمندان و بزرگان میافکند و در آنجا، پرندگان در آسمان پرواز میکنند.
گر ز عزم او یکی معیار سازد روزگار
کَفّتینش فتح و نصرت باشد و شاهین ظفر
هوش مصنوعی: اگر روزگار بر اساس نیت او قضاوت کند، پیروزی و موفقیت به او خواهد رسید و نشانهی پیروزیاش مانند شاهینی خواهد بود.
ور به جنگ اعدای او سازند زوبین از شهاب
سازد از ما دو هفته پیش آن زوبین سپر
هوش مصنوعی: اگرچه دشمنانش به جنگ با او برمیخیزند، او با تدبیر و هوش میتواند از مشکلات سربلند بیرون بیاید و از چالشها محافظت کند. او از قبل برای این نبرد آماده شده است و به خوبی میداند چگونه از ابزارهای موجود برای دفاع و پیروزی استفاده کند.
ای جوان بختیکه از بهر دوام دولتت
گه دعا گوید قضا و گه کند آمین قدر
هوش مصنوعی: ای جوان! خوشبختی به تو روی آورده، زیرا برای پایداری و دوام خوشبختیات، گاهی سرنوشت دعا میکند و گاهی بر آن آمین میگوید.
ماه شبه نعل و زین گیرد به ماهی در دو بار
تا از آن اسب تو را سازند نعل و زین کمر
هوش مصنوعی: ماه به شکل نعل اسب در آسمان میتابد و در دو مرحله، همانند ماهی در آب، میدرخشد تا تو را با نعل و زین تجهیز کند و آمادهات سازد.
در خراسان چون کند کلک همایونت صریر
از صریر او بود در حضرت غزنین اثر
هوش مصنوعی: در خراسان، وقتی قلم شاهانهات مینویسد، صدای آن مانند صدای قلم اوست که در دربار غزنین تأثیر دارد.
محشری بینند پیش از مرگ بدخواهان تو
چون تو برخیزی و انگیزی به روز کین حشر
هوش مصنوعی: بدخواهان تو در روز قیامت، زمانی که تو برمیخیزی و حقایق را برملا میکنی، صحنهای ترسناک و هولناک را مشاهده خواهند کرد.
خشم تو بر دشمنت حکم قضای ایزدست
از قضا و حکم ایزد چون کند مسکین حذر
هوش مصنوعی: خشم تو بر دشمنانت به عنوان تقدیر الهی است و وقتی قضا و قدر الهی چنین حکم کند، مسکین و بیچاره چه باید بکند؟
شرح این معنی چه گویم من که اینک پرشدست
چشم دولت زین عجایب چشم ملت زین عِبَر
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به توصیف عجایب و شگفتیهایی میپردازد که در زندگی مردم مشاهده میشود. او احساس میکند که بیان آنچه در این مقام دیده و تجربه کرده، دشوار است و چشمان دولت به این شگفتیها پر شده است. همچنین، از این عبرتها و درسها که مردم از آن میگیرند، اشاره کرده و به تأمل در آنها دعوت میکند.
آفرینگویم تو را وَ اعدات را نفرین کنم
زافرین بهتر ندانم چیز وز نفرین بتر
هوش مصنوعی: من تو را ستایش میکنم و دشمنان تو را لعنت میکنم، چون میدانم که ستایش از لعنت بهتر است.
شاعری هست اندرین مجلس که اهل روزگار
کردهاند اشعار او چون سوره ی یاسین ز بر
هوش مصنوعی: شاعری در این جلسه حضور دارد که مردم زمانه، شعرهای او را به خوبی حفظ کرده و مانند سوره ی یاسین میدانند.
شعر او را من به نیکویی برابر کردهام
با عروس جلوگی کاو را بود کابین گهر
هوش مصنوعی: شعر او را به زیبایی با عروسی مقایسه کردهام که جواهرات گرانبهایی در کنار او قرار دارد.
او شکر خواند ز شیرینی همی شعر مرا
گویی اندر لفظ و معنیکردهام تضمین شکر
هوش مصنوعی: او به میمنت شیرینی شعر من، به نوعی شکرگزاری میکند و میگوید که در کلمات و مفهوم آن، اطمینان از شیرینی را آوردهام.
یکدگر را هر دو در احسان تو تحسینکنیم
نیست این احسان هَبا و نیست این تحسین هَدر
هوش مصنوعی: ما هر دو در نیکیهای تو یکدیگر را ستایش میکنیم. این نیکی که تو کردهای بیدلیل نیست و این ستایش که ما از تو میکنیم بیمرز نمیباشد.
این خبر باید که مداحان عالم بشنوند
تا به شرق و غرب عالم بازگویند این خبر
هوش مصنوعی: این خبر باید به گوش مداحان در سراسر دنیا برسد تا این موضوع را در همه جا، چه در شرق و چه در غرب، برای مردم بگویند.
تاکه درافشان و مشکافشان شود در بوستان
هر بهاری از نسیم باد فروردین شجر
هوش مصنوعی: بهار که میرسد و نسیم ملایمی از طرف فروردین میوزد، در باغها گلها باز میشوند و عطر خوشی از درختان به هوا میرود.
در هوای دولت تو باد دُرافشان سحاب
بر درخت عزت تو باد مشکآگین ثمر
هوش مصنوعی: در هوای خوشبختی و رونق تو، بارانها همچون دُر بر درخت اعتبار و عزت تو بریزد و میوههایت خوشبو و معطر باشند.
دوستان دولتت را باد در جنت مقام
دشمنان عزتت را باد در سِجّین مقر
هوش مصنوعی: دوستان تو در نعمت و خوشبختی زندگی میکنند، در حالی که دشمنان تو در سختی و عذاب به سر میبرند.
از نهیب تیغ تو وز موکب ترکان تو
همبه تانیسر نفیر و هم به قسطنطین نفر
هوش مصنوعی: از صدای شمشیر تو و از لشکر ترکهایت، هم از نرمی و آرامش ناله میزنند و هم از قسطنطینی که نامش هنوز در یادهاست.
بر تو فرخ عید آن پیغمبری کایزد بخواست
بر تن فرزند او از ضربت سکین ضرر
هوش مصنوعی: عید مبارک بر تو باد، ای پیامبر، چون خواستی که فرزند تو از زخم شمشیر سکین آسیب ببیند.
از بلای چرخگردان وز جفای روزگار
مجلس تو اهل دین را تا به یومالدین مفر
هوش مصنوعی: از سختیها و بیرحمیهای زمانه، جمع تو که اهل ایمان هستید را تا روز قیامت دور نگهدار.