برگردان به زبان ساده
زین مبارکتر به عمر اندر نباشد روزگار
زین همایونتر به سال اندر نباشد شهریار
هوش مصنوعی: در زندگی هیچ روزی خوشتر و با ارزشتر از این روز وجود ندارد و هیچ پادشاهی هم شادتر و بزرگوارتر از این پادشاه نخواهد بود.
ملک و دولت را کنون تاریخ نو باید گزید
زین همایون اختیار و زین مبارک روزگار
هوش مصنوعی: اکنون باید تاریخ جدیدی برای پادشاهی و حکومت انتخاب کرد، در این روزهای خوش و با چنین انتخاب عالی.
جبرئیل امروز بر بزم وزیر شاه شرق
اختران کرد از بروج چرخ پنداری نثار
هوش مصنوعی: امروز جبرئیل در مهمانی وزیر شاه شرق حضور یافت و از برجهای آسمان دانایی و نکات ارزشمند را نثار کرد.
تا در ایوان نو آیین پیش خسرو صف زدند
لعبتان چین و کشمیر و بتان قندهار
هوش مصنوعی: در دربار شاه، دختران زیبا و خوشسلیقه از چین و کشمیر و بتهای قندهار صف کشیده بودند و به نوبه خود به نمایش جلال و زیبایی پرداختند.
یا زمین از گوهر و زر هر چه پنهان کرده بود
در سرای فخر ملک امروز بنمود آشکار
هوش مصنوعی: زمین هر آنچه از جواهر و طلا پنهان کرده بود، امروز در کاخ فخر ملک به نمایش گذاشته شد.
پیش خسرو در سجود آمد جهانی در صور
وز عدم سوی وجود آمد بهاری پرنگار
هوش مصنوعی: در حضور خسرو، جهانی در حالت خضوع و نذری به سمت وجود آمد. فصل بهاری با چهرهای زیبا و پررنگ نیز پدیدار شد.
هر کجا اقبال خسرو باشد و رای وزیر
در سجود آید جهان و در وجود آید بهار
هوش مصنوعی: هر جایی که بخت و اقبال یک پادشاه در اوج باشد و نظر مشاور او به نیکی و احترام باشد، آنجا جهان آباد و شاداب خواهد بود و مانند بهار زندگی خواهد گرفت.
دیدهام در دولت و ملک ملک سلطان بسی
بزمهای دلفروز و جشنهای شاهوار
هوش مصنوعی: در دوران سلطنت و حکومت پادشاه، مراسمهای شادیبخش و جشنهای باشکوه زیادی را مشاهده کردهام.
بر مثال این ندیدم هیچ بزمی نامور
وز قیاس این ندیدم هیچ جشنی نامدار
هوش مصنوعی: در هیچ جشنی مانند این جشن و هیچ مهمانی به شهرت این بزم ندیدم.
ناصرالدین شهریارست و نظامالدین وزیر
از معزالدین و از خواجه جهان را یادگار
هوش مصنوعی: ناصرالدین شهریار و نظامالدین وزیر به یاد معزالدین و خواجه جهان، یادگاری از خود به جا گذاشتهاند.
خواجه آن بهتر که هم باشد ز خواجه گوهرش
شهریار آن بهکه باشد اصل او از شهریار
هوش مصنوعی: بهتر است کسی که از نظر مقام و موقعیت برتر است، از نظر اصالت و خانواده نیز در ریشههای خود از افراد با اهمیت و نیکو باشد.
ای فراوان میزبانان دیده اندر شرق و غرب
میزبانی چون نظامالدین کجا دیدی بیار
هوش مصنوعی: ای کسانی که در شرق و غرب، میزبانان زیادی را دیدهاید، بفرمایید که مانند نظامالدین میزبانی را کجا دیدهاید؟
هم به کف نعمت نشان و هم به دل منت پذیر
هم به جان خدمت نمای و هم بهتن طاعتگزار
هوش مصنوعی: به تو هم نیکی و نعمت میرسانم، هم با دل و جان از تو سپاسگزاری میکنم. در عین حال، با جانم به تو خدمت میکنم و با بدنم به انجام وظایف و اطاعت از تو میپردازم.
در کدامین خاطری آید چنین تهذیب شغل
از کدامین همتی گنجد چنین ترتیب کار
هوش مصنوعی: از کدام فکر و اندیشه چنین اصلاح و تربیتی به وجود آمده است و از کدام تلاش و کوشش این نظم و ترتیب در کارها حاصل شده است؟
میزبان باید که باشد در ضیافت کامران
کامران است او به فر پادشاه کامکار
هوش مصنوعی: میزبان باید در مهمانی موفق و خوشبخت باشد و او کسی است که به جایگاه و عظمت پادشاه دست یافته است.
خسرو عادل ملک سنجر خداوند عجم
قبلهٔ شاهان و تاج ملت و فخر تبار
هوش مصنوعی: خسرو عادل، شاه سنجر که خداوند سرزمینهای عجم است، نقطهعطف شاهان و نماد بزرگمنشی و افتخار خانوادههاست.
آن جهانداری که تا او بست بر شاهی کمر
بند ملک و دین بدان بند کمر گشت استوار
هوش مصنوعی: کسی که بر دنیا حاکم است، هنگامی که کمربند پادشاهی و دین را به دور خود بست، به این اعتبار است که کاملاً مستحکم و محکم گشته است.
آن که در شاهی و در مردی به او میراث ماند
از سلیمان و علی انگشتری و ذوالفقار
هوش مصنوعی: کسی که در مقام پادشاهی و مردی قرار دارد، از سلیمان و علی به او میراثی باقی مانده است که شامل انگشتری و شمشیر ذوالفقار میشود.
باد نصرت جست تا شبدیز او شد باد پای
آب بدعت رفت تا شمشیر او شد آبدار
هوش مصنوعی: باد پیروزی به کمک او آمد، تا اینکه شبدیز او (اسب او) شجاع و نیرومند شد. باد جمعآوری آب برای او بود، تا شمشیرش پرقدرت و آبدار گردد.
هرکه با او باد ساری کرد در روی زمین
گشت در زیر زمین از خاکساری خاکسار
هوش مصنوعی: هر کس که در زندگی با دیگران به نیکی و محبت رفتار کند و در عین حال از غرور و تکبر دوری کند، در نهایت در دلها جاودانه و مورد احترام میشود، حتی اگر در ظاهر در زندگی موفق نباشد.
روز رزمش دست زد گفتی زمین در آسمان
یا زمین را آسمان در بر گرفت از بس غبار
هوش مصنوعی: روز جنگش دست به کار شد و غبار زیادی به پا کرد، به حدی که گویی زمین در آسمان فرورفته یا آسمان زمین را در آغوش گرفته است.
چون میان نار سوزان دم زنند اعدای او
زمهریر سرد بیرون آید از اجزای نار
هوش مصنوعی: زمانی که دشمنان در آتش سوزان دم میزنند، سرما و زمهریر از اجزای همان آتش خارج میشود.
جان بلرزد در هوای رزمگاهش روز رزم
سر بساید بر زمین بارگاهش روز بار
هوش مصنوعی: جان انسان در هوای میدان جنگ به لرزه درمیآید و در روز نبرد، سر به زمین میگذارد و در روز آرامش، در کاخ خود استراحت میکند.
پیش او رفتن پیاده حشمتی داند بزرگ
هر هنرمندی که بر اسب هنر گردد سوار
هوش مصنوعی: نزدیک شدن به بزرگترها و افراد با تجربه، نشاندهندهی تواضع و احترام است. هر کسی که به هنر تسلط دارد، باید بداند که از روی فروتنی و با پای پیاده به آنها نزدیک میشود.
چون شود بر بدسگالان خشم او آتشفشان
چون شود بر نیکخواهان جود او دینار بار
هوش مصنوعی: زمانی که خداوند بر بدکاران خشمگین شود، مانند یک آتشفشان فوران میکند و زمانی که بر نیکوکاران رحمت کند، مانند بارشی از سکههای طلا نیکو و فراوان میبارد.
تیغ عزرائیل دارد در یسار و در یمین
دست میکائیل دارد در یمین و در یسار
هوش مصنوعی: عزرائیل با تیغ برندهاش در یک طرف قرار دارد و در طرف دیگر میکائیل حضور دارد.
مشتری و زهره را از جور بهرام و زحل
تا نه بس مدت دهد عدلش امان و زینهار
هوش مصنوعی: عدالت بهرام و زحل تا مدت زیادی باعث حفظ امنیت و آرامش مشتری و زهره خواهد بود.
ماه مَنجوقش به قدر از ماه گردون بگذرد
شیر شادُروان او شیر فلک گیرد شکار
هوش مصنوعی: ماه مَنجوقش به اندازهای از ماه آسمان دور میشود که شیر خوشحال جان او، شکار شیر آسمان را در دست میگیرد.
نعل اسب او هلال است و سِتامش کوکب است
آفتاب است او و اسبش آسمان اندر مدار
هوش مصنوعی: نعل اسب او به شکل هلالی است و زینش مانند ستاره میدرخشد. او همچون خورشید است و اسبش در مدار آسمان قرار دارد.
آسمانی پرکواکب بر زمین هرگز که دید
کآفتاب او یکی باشد هلال او چهار
هوش مصنوعی: آسمان پرستاره هرگز ندید که آفتاب تنها یکی باشد و ماه چهار مرحله داشته باشد.
ای ز فرّ تو برادر خرم اندر دار ملک
وی ز عدل تو پدر خشنود در دارُالقَرار
هوش مصنوعی: ای برادر، به خاطر قدرت و عظمت تو در خوشحالی و آرامش به سر میبرند، و پدر هم به خاطر انصاف و عدل تو در این سرزمین از زندگی راضی و خشنود است.
آن که هست از تو بلند او را که یارد کرد پست
وان که هست از تو عزیز او را که یارد کرد خوار
هوش مصنوعی: هر کس که به خاطر تو مقام و مرتبهاش بالا رفته، اگر کسی باعث شود او را پست کند، از او دوری کن. و هر کس که به خاطر تو عزیز و گرامی است، اگر کسی بخواهد او را بیارزش کند، از او دوری کن.
تیغ برّان تو چون در کارزار آید پدید
شیرِ غران خویشتن پنهان کند در مرغزار
هوش مصنوعی: هرگاه شمشیر برّان تو در میدان نبرد ظاهر شود، آن گاه شیر خشمناک در دل خود را پنهان میکند و در دشت پنهان میگردد.
گر تو خواهی از جهان سازی حصاری بر عدو
ور تو خواهی در جهان باقی نماند یک حصار
هوش مصنوعی: اگر بخواهی میتوانی بر دشمن خود حفاظی بنا کنی و از خطرات او در امان بمانی، اما اگر بخواهی، میتوانی به حدی عمل کنی که هیچ حصاری در این جهان باقی نماند.
شرح مدح تو ز انبوهی نگنجد در ضمیر
شکرِ عدلِ تو ز بسیاری نگنجد در شمار
هوش مصنوعی: مدح و ستایش تو به قدری زیاد است که در دل من نمیگنجد و نعمتهای تو به قدری فراوانند که نمیتوان آنها را در شمارش آورد.
گرچه آتش را به طبع اندر شرارست و دخان
آتشی خواه از قِنینه بیدخان و بیشرار
هوش مصنوعی: هرچند که آتش به طور طبیعی زبانه میکشد و دود ایجاد میکند، اما ممکن است آتشی پیدا شود که بدون دود و شعله باشد.
نورش از خورشید و ماه و لطفش از جان و خرد
بویش از مشک و عبیر و رنگش از گلنار و نار
هوش مصنوعی: نور او مانند نور خورشید و ماه است، محبتش از عمق وجود و智慧 نشات میگیرد، بوی او خوشبو و دلپذیر مانند مشک و عطر است، و رنگش زیبا و جذاب مانند گلهای سرخ و انار است.
گردد از طبعش دل غمناک بیسودای غم
گردد از فعلش سر مخمور بیرنج خمار
هوش مصنوعی: اثر طبیعی او، دل را غمگین میکند و کسی که دلش غم دارد، بیخواست و اراده نیز دچار غم میشود. همچنین عمل او، کسی را که سرش نیاز به آرامش دارد، بیهیچ دردی به حالت سرمستی میبرد.
بر رخ سیب است خون از عشق او در بوستان
بر دل لاله است داغ از رشک او در لالهزار
هوش مصنوعی: بر چهره سیب، نشانی از عشق او به چشم میخورد و در دل لاله، درد و حسرتی از غیرت او حس میشود. در باغی که گلها شکوفا هستند، این عشق و حسرت به وضوح دیده میشود.
جام ازین آتش بیفروز ای شه گیتی فروز
تا شود رایت نشاط افزای و طبعت شادخوار
هوش مصنوعی: ای پادشاه جهانی، جامی از این آتش شعلهور کن تا پرچم شادی و نشاط بلند شود و روح و جسم تو شاداب گردد.
دست دست توست گیتی را به پیروزی ستان
روز روز توست، عالم را به بهروزی گذر
هوش مصنوعی: دست تو بر سر دنیای ماست و پیروزیها از آن توست. هر روز را به خوشی و سعادت بگذران و عالم را در جهت بهبود و پیشرفت هدایت کن.
تا به فر دولت تو در پناه بخت تو
کدخدای تو چنین مجلس بسازد صدهزار
هوش مصنوعی: تا وقتی که سعادت و کامیابی تو برقرار است، کدخدای تو چنین مجلس پرزرق و برق و با شکوهی را برپا کند.
تا بتابد آفتاب و تا بگردد آسمان
تا بباید روزگار و تا بماند کردگار
هوش مصنوعی: تا زمانی که آفتاب درخشش داشته باشد و آسمان در گردش باشد، تا زمانی که روزگار به پایان برسد و خالق باقی بماند.
آفتابت بنده باد و آسمانت باد رام
روزگارت باد چاکر کردگارت باد یار
هوش مصنوعی: ای آفتاب، بنده و خدمتگزار تو هستم و آسمان تو هم رام و مطیع است. امیدوارم روزگار تو خوش و دلپذیر باشد و من همیشه در خدمتت باشم.
در سرای سروری امروز تو خوشتر ز دی
بر سریر خسروی امسال تو بهتر ز پار
هوش مصنوعی: امروز در کاخ سلطنتی تو، خوشحالی و زیبایی بیشتر از دیروز است و بر تخت پادشاهیات در این سال، وضعیت بهتری نسبت به سال گذشته داری.