برگردان به زبان ساده
چو بشنید فرخنده عید پیمبر
که روزه ز گیتی برون برد لشکر
هوش مصنوعی: زمانی که فرخنده عید پیامبر را شنید، فهمید که گروهی از روزهداران در روز جشن به دنیا آمدهاند و در این روز لشکری از خوشحالی خارج شده است.
یکی تاختن کرد تا در شریعت
کند تازه آیین و رسم پیمبر
هوش مصنوعی: یک نفر به سوی جلو حرکت کرد تا به قانون و آیین پیامبر روحی تازه بدهد و آن را احیاء کند.
بیفتاد در تاختن نعل اسبش
پدید آمد از روی چرخ مدور
هوش مصنوعی: در حین حرکت، نشانهای از نعل اسب بر روی زمین ظاهر شد.
مگر عید فرخنده از خاور آمد
که تابد همی نعل اسبس ز خاور
هوش مصنوعی: آیا عید خوشی از سمت شرق نیامده که نور آن بر نعل اسب میتابد؟
چو از عید شب را خبر داد گردون
شب از شادمانی برافشاند گوهر
هوش مصنوعی: وقتی آسمان از عید شب خبر داد، شب به خاطر شادی این خبر، گوهرهای زیبایی را پخش کرد.
تو گفتی به عَمدا کسی درّ مَکنون
پراکند بر روی دریای اخضر
هوش مصنوعی: تو فرمودی که کسی به عمد، گوهر گرانبهایی را بر روی دریای سبز بپراکند.
اگر چند شبهای خوش دیدهام من
ندیدم شبی از شبِ عید خوشتر
هوش مصنوعی: من در زندگی شبهای خوشی را تجربه کردهام، اما هیچ شبی را خوشتر از شب عید ندیدهام.
از آن پیش کالله اکبر شنیدم
بدیدم مه و گفتم الله اکبر
هوش مصنوعی: قبل از این، نام بزرگ خدا را شنیدم و وقتی به ماه نگاه کردم، با خودم گفتم که خدا بزرگتر است.
جهانی ز تکلیف سی روز روزه
برستند تا یازده ماه دیگر
هوش مصنوعی: جهان از بار مسئولیت سی روز روزهداری خلاص شد و حالا یازده ماه دیگر باقی مانده است.
بدل شد دگرباره مسجد به مجلس
موذن به قوال و مصحف به ساغر
هوش مصنوعی: مسجد دوباره به مکانی برای سرگرمی تبدیل شده، مؤذن به قوال و کتاب مقدس به ظرف شراب تغییر یافتهاند.
وطنها شد از روی ساقی مزین
قدحها شد از نور باده منور
هوش مصنوعی: کشورهای مختلف به خاطر حضور ساقی زیبا و فریبنده، زینت یافتهاند و لیوانها هم به خاطر نور باده، درخشان و پرنور شدهاند.
چه عذر آرم اکنون که باده نگیرم
من و باده و بزم شاه مظفر
هوش مصنوعی: اکنون چه توجیهی میتوانم بیاورم که از نوشیدن شراب و شرکت در محفل شاد شاه مظفر خودداری کنم؟
معز دول، رکن دین، برکیارق
مبارک جهاندار فرخنده اختر
هوش مصنوعی: معز دول، یا معز الدوله، شخصیتی برجسته و مهم در دین و سیاست است که برای مردم خوش یمن و فرخنده به حساب میآید. او یک پادشاه یا رهبری است که دارای ویژگیهای خاص و مثبتی بوده و سرنوشت خوبی بر مردم و دولت حاکم کرده است.
جوان بخت شاهی که پیر و جوان را
از ایزد گذشته چو او نیست داور
هوش مصنوعی: جوانی که سرنوشتش شبیه یک پادشاه است، نیکوکار و دادگر است و در میان پیران و جوانان، کسی مانند او وجود ندارد که به خوبی از جانب خداوند در حق آنان قضاوت کند.
سرانند اسلاف او تا به آدم
شهانند اعقاب او تا به محشر
هوش مصنوعی: سلاطین و پیشینیان او تا آدم در تاریخ وجود دارند و نسلهای بعدی او تا روز قیامت ادامه خواهند داشت.
فزون آمد اندر جهان فر و فتحش
ز فرِِِّ فریدون و فتح سکندر
هوش مصنوعی: پیروزی و عظمت او در جهان بیشتر شده است و این شرایط به اندازهای است که میتوان آن را به شکوه پیروزی فریدون و فتح سکندر مقایسه کرد.
حوادث چو باد است و گیتی چو دریا
خلایق چو کشتی و عدلش چو لنگر
هوش مصنوعی: حوادث و اتفاقات مانند باد هستند که به سرعت تغییر میکنند. دنیای ما مانند دریا است که گستردگی و عمق دارد. مردم مانند کشتیهایی هستند که در این دریا حرکت میکنند و عدالت مانند لنگری است که آنها را در برابر طوفانها و بینظمیها حفظ میکند.
جهان آفرین آفرینگوید او را
چو گویند نامش خطیبان به منبر
هوش مصنوعی: وقتی که نام خداوند را بر زبان میآورند، خطیبان در بالای منبر، به تسبیح و ستایش او مشغول میشوند.
خرد در سر از بهر آن جای سازد
که هر دم نهد پیش او بر زمین سر
هوش مصنوعی: عقل و اندیشه به همین دلیل در سر انسان قرار دارد که هر لحظه به او یادآوری کند که باید تواضع کند و به زمین بیفتد.
ملک سایهٔ ایزدی خواند او را
که پیداست بر روی او ایزدی فرّ
هوش مصنوعی: مَلک به او گفت که واضح است که بر چهرهاش نشانههایی از خدای خدایی دیده میشود.
ببین صورت و چشم او گر ندیدی
شجاعت مجسم سعادت مصور
هوش مصنوعی: اگر صورت و چهره او را ندیدهای، شجاعت و خوشبختی حقیقی را نمیتوانی ببینی.
ایا فیلسوفی که هر چند گاهی
ز بهر منافع شوی کیمیاگر
هوش مصنوعی: آیا فیلسوفی که گاهی برای منافع خود به علم میپردازد، مانند کیمیاگر نیست؟
منافع از اقبال سلطان طلب کن
مبر رنج در کیمیای مزّور
هوش مصنوعی: از خوشبختی و محبت پادشاه، بهرههای خود را بگیر و در جستجوی چیزهای بیارزش و دروغین، خود را به زحمت نینداز.
که از کیمیا خوار و درویش گردی
وز اقبال سلطان عزیز و توانگر
هوش مصنوعی: اگر از کیمیاگران و درویشان بگذری و به ثروت و خوشبختی سلطان بزرگ و قدرتمند برسید، چه میشوید؟
ایا پادشاهی که بسته است گردون
ز مدح تو بر گردن دهر زیور
هوش مصنوعی: ای پادشاهی که ستارههای آسمان برای ستایش تو بر گردن زمان زینت بخشیدهاند.
کس از پادشاهان تو را نیست همتا
که اصل تو هست از دو جانب مطهر
هوش مصنوعی: هیچکس از پادشاهان به پای تو نمیرسد، زیرا وجود تو از دو سوی پاک و مقدس سرچشمه میگیرد.
جهان را تو از خسروان یادگاری
که بودند در ملکِ سلجوق گوهر
هوش مصنوعی: دنیا را از پادشاهان یادگارهایی به یاد ماندنی است که در سرزمین سلجوق زندگی میکردند و ارزشهای با ارزشی داشتند.
پس از عهد ایشان تو را بود روزی
لوای جهانداری و تخت و افسر
هوش مصنوعی: پس از دوره آنها، روزی برای تو فراهم میشود که پرچم فرمانروایی و تخت و تاج را در اختیار خواهی داشت.
تو را هست در ابتدای جوانی
همه رسم با رسم ایشان برابر
هوش مصنوعی: در آغاز جوانی، تو هم مانند دیگران با آداب و رفتارهای آنها آشنا هستی و از آنها پیروی میکنی.
چو طغرل بک اندر سفر سر فرازی
چو جغری بک اندر هنر ملک پرور
هوش مصنوعی: وقتی طغرل در سفر است، به اوج موفقیت میرسد و مانند جغدی که در هنر و استعداد رشد کرده، به اوج هنر و پرورش ملک میرسد.
چو الب ارسلان بر عدو کامکاری
چو سلطان ملک بر جهان عدلگستر
هوش مصنوعی: همانطور که الب ارسلان بر دشمنان خود پیروز میشود، مانند اینکه سلطان ملک بر دنیا حکومت میکند و عدالت را گسترش میدهد.
سرای تو کعبه است و شاهان و میران
چو حاجی زده دست در حلقهٔ در
هوش مصنوعی: خانهٔ تو مانند کعبه است و بزرگان و سران ملت همچون حاجیانی هستند که دست خود را به گردن در میاندازند.
نگاریده عهد تو بر جان و بر دل
چو ضَرّاب نام تو بر سیم و بر زر
هوش مصنوعی: عهد و محبت تو در قلب و جانم نقش بسته است، مانند نامی که بر روی نقره و طلا حک شده باشد.
کجا عزم و حزم تو گردد مهیا
کجا عفو و خشم تو گردد مقرر
هوش مصنوعی: کجا اراده و تصمیم تو آماده میشود و کجا بخشش و خشم تو مشخص میشود؟
ز سِندان کنی موم وز موم سندان
زآذر کنی آب وزآب آذر
هوش مصنوعی: با تکیه بر قدرت و ابزار از چیزهای مختلف میتوان استفاده کرد؛ از موم برای شکلدهی و از آتش برای ایجاد گرما و انرژی. هر چیزی در دستان ما قابلیت تبدیل به چیز دیگری را دارد.
هوایی کجا بوی خلق تو یابد
نسیمش بود تا قیامت معطر
هوش مصنوعی: هر گاه که نسیم در آن فضا بوزد، بوی خوش تو به مشام میرسد و این عطر تا ابد باقی خواهد ماند.
زمینی کجا عکس تیغ تو بیند
نباتش بود تا قیامت مُعَصفَر
هوش مصنوعی: زمین کجا میتواند تصویری از تیغ تو را ببیند، در حالی که تا ابد گیاهش زرد و پژمرده است؟
به روم و به هندوستان گر فرستی
دو نامه به دست دو پیک از مُعَسکر
هوش مصنوعی: اگر بخواهی به روم و هندوستان دو نامه بفرستی، میتوانی این کار را با کمک دو پیک انجام دهی که از سوی معسکر آمدهاند.
فرستند هر سال حمل و خراجت
ز هندوستان رآی وز روم قیصر
هوش مصنوعی: هر سال از هندوستان، کالا و مالیات تو را به همراه میآورند و همچنین از روم، هدیهای از طرف قیصر برایت میآید.
به عهد تو قومی که گشتند منکر
از ایزد مکافات دیدند منکر
هوش مصنوعی: برخی از مردم که از وعده و پیمان تو سرپیچی کردند، عذاب و punishment ناشی از انکار خداوند را تجربه کردند.
گر از خَمر کین تو کردند مستی
خمارش کشیدند و بردند کیفر
هوش مصنوعی: اگر از می و شراب تو مستی حاصل شده باشد، در عوض، زخم و تنبیهی که به خاطر آن مستی میخورند، نیز بر دوش آنها خواهد بود.
سر از چنبر تو ببردند لیکن
رسنوار سرشان برآمد به چنبر
هوش مصنوعی: با وجود اینکه از نگاه تو آزاد شدند، اما همچنان به نحوی به دایرهی تو وابستهاند و سرنوشتشان از تو جدا نمیشود.
جهانی پر از شور و شر بود از ایشان
تهی شد به اقبالت از شور و از شر
هوش مصنوعی: دنیایی که پر از هیجان و مشکل بود، اکنون از وجود آنها خالی شده و به خاطر خوشاقبالی تو، از هیجان و مسئلهها رهایی یافته است.
ز اقبال تو هر چه بنمود گردون
همه عبرت است و شگفتی سراسر
هوش مصنوعی: سرنوشت تو هر آنچه که در زندگی به نمایش گذاشت، تمامی آنها درسآموز و حیرتانگیز است.
چه گویم که این حال روشنتر آمد
ز خورشید رخشنده بر هفت کشور
هوش مصنوعی: حالت من به قدری واضح و روشن است که میتوان آن را از درخشش خورشید که بر روی هفت سرزمین میتابد، بهتر درک کرد.
شگفتی تر از داستان تو شاها
یکی داستان نیست در هیچ دفتر
هوش مصنوعی: هیچ داستانی در هیچ کتابی به اندازه داستان تو، ای شاه، حیرتانگیز نیست.
وگر داستانی برین گونه بودی
نکردی کس آن را ز گوینده باور
هوش مصنوعی: اگر داستانی به این شکل وجود داشت، هیچکس آن را از گوینده قبول نمیکرد.
تو را هست پیروزی آسمانی
که داری زمین و زمان را مسخر
هوش مصنوعی: تو موفقیتی آسمانی داری که میتوانی زمین و زمان را به تسخیر خود درآوری.
همه ساله شکر از زمین آفرین کن
که هست او تو را در همه کار یاور
هوش مصنوعی: هر سال با تلاش و کوشش، نعمتهایی را که زمین به تو میدهد ستایش کن، زیرا او همیشه در تمام کارها به تو کمک میکند.
به تیغ سیاست سر خصم بِدرو
به چشم عنایت سوی خلق بنگر
هوش مصنوعی: با استفاده از قدرت سیاست، دشمن را از پا درآور و در عوض به مردم با چشم لطف و مهربانی بنگر.
به هر وقت چوگان دولت همی زن
ز هر دشمنی گوی دولت همی بر
هوش مصنوعی: در هر زمانی که در میدان چگونگی و موفقیت قرار داری، باید با قدرت و استقامت بر هر دشواری غلبه کنی و پیروزی را به دست آوری.
همه نعمت این جهانی تو داری
به رادی همی ده به شادی همی خور
هوش مصنوعی: تمام نعمتهای این دنیا را تو داری، پس با خوشحالی ببخش و شاد باش.
به پیروزی و فرخی با سعادت
چنین عید صد عید بگذار و بگذر
هوش مصنوعی: به جشن و شادی و خوشبختی در چنین عید بزرگی، صد بار شاد باش و از آن لذت ببر.