برگردان به زبان ساده
ای رفته مدتی به سعادت سوی سفر
باز آمده به نصرت و فیروزی و ظفر
هوش مصنوعی: ای کسی که مدتی در سفر بودی و به خوشبختی بازگشتی، به پیروزی و موفقیت همراه با نگرش مثبت برگشتی.
در صد سفر ملوک گذشته ندیدهاند
آن فتح و آن ظفر که تو دیدی به یک سفر
هوش مصنوعی: در طول تاریخ و در بسیاری از سفرها، پادشاهان و حاکمان موفقیتهای زیادی را تجربه کردهاند، اما تو در یک سفر، فتح و پیروزیای را مشاهده کردی که هیچیک از آنها تجربه نکردند.
با فتح نامهها و ظفرنامههای تو
مدروس شد حکایت و منسوخ شد سمر
هوش مصنوعی: با پیروزیها و گزارشهای تو، داستانها و روایتها روشن و مشخص شدند و چیزهای قدیمی و بیاستفاده کنار گذاشته شدند.
بیش آید از شمار فتوح گذشتگان
هر نامه کز فتوح تو خوانند مختصر
هوش مصنوعی: هر پیروزی که گذشتهگان به دست آوردهاند، بسیار بیشتر از آن است که در نامهها به ثبت رسیده. هر گزارشی که از پیروزیهای تو نوشته میشود، بسیار کوتاهتر و کمتر از آنچه است که واقعاً اتفاق افتاده.
کردار تو معاینه بیند همی خرد
ممکن کجا شود که کند تکیه بر خبر
هوش مصنوعی: عمل و رفتارت بهگونهای است که عقل میتواند آن را شناسایی کند. آیا ممکن است که بر اساس خبر و شنیدهها تصمیم بگیری؟
یک جنبش تو هست ز جیحون سوی فرات
یک نهضت تو هست ز خاور به باختر
هوش مصنوعی: حرکتی در وجود تو وجود دارد که از رود جیحون به سمت فرات جریان دارد و نهضتی در تو هست که از شرق به غرب در حال گسترش است.
پست است دهر و همت عالیت سرفراز
زیرست چرخ و دولت عالیت بر زبر
هوش مصنوعی: دنیا در حال حاضر وضعیت نازلی دارد و تلاش و اراده تو بلندمرتبه است، در حالی که سرنوشت و قدرت تو بر بالاترین نقطه قرار دارد.
گر نیست بیقضا و قدر نیکی و بدی
فرمان تو قضا شد و شمشیر تو قدر
هوش مصنوعی: اگر نیکی و بدی بدون قضا و قدر وجود نداشت، پس فرمان تو همانند قضا و تیغ تو همچون قدر میشد.
دو چیز در دو چیز زآفت منزهند
در آسمان ستاره و در طبع تو هنر
هوش مصنوعی: دو چیز از آسیبها دور هستند: یکی ستارهها در آسمان و دیگری هنر در وجود تو.
آراسته است رای تو عالم بهدین و داد
پرداخته است تیغ تو گیتی ز شور و شر
هوش مصنوعی: آراء و اندیشههای تو باعث زیبایی جهان شده و به دلیل عدالت و دینداریات، دنیا از هیجان و شورش خالی شده است.
دو چیز در دو چیز یکی اند در صفت
در آفتاب ذره و در تیغ توگهر
هوش مصنوعی: دو چیز در دو موضوع مشابهاند، یکی ذرهای از آفتاب و دیگری تیغی که ارزش و زیبایی خاصی دارد.
از مهر وکین توست در ایام نیک و بد
وز عفو و خشم توست در آفاق نفع و ضر
هوش مصنوعی: محبت و دشمنی تو در روزهای خوب و بد تاثیر دارد و بخشش و خشم تو بر منافع و ضررها در جهان اثر میگذارد.
بر روی دوستان تو و دشمنان توست
اقبال را علامت و اِدْبار را اثر
هوش مصنوعی: نیک بختی و بدبختی تو به رفتار و برخورد دوستان و دشمنانت بستگی دارد.
در ملک شام و روی به یک عزم تو شدند
صد شاه و شهر بسته میان و گشاده در
هوش مصنوعی: در سرزمین شام، صد پادشاه به یک هدف مشترک گرد هم آمدند و درهای شهرها به روی آنها باز و بسته شده است.
ازگرد لشکر تو به شام اندرون هنوز
سرخ است خاک همچو طَبرخون و مُعْصَفَر
هوش مصنوعی: خاک جنگی که از لشکر تو در شام باقی مانده هنوز سرخ است، مانند خون و زعفران.
از آتش جگر لب بدخواه توست خشک
وز آب دیده گونهٔ بدگوی توست تر
هوش مصنوعی: آتش دل من بخاطر دشمنی تو خاموش شده و اشکهای من به خاطر سخنان بد تو همچنان جاری است.
آری هر آن کجا که خلاف تو بگذرد
هم آب دیده باشد و هم آتش جگر
هوش مصنوعی: بله، هر جا که برخلاف میل و خواسته تو پیش برود، هم دل انسان میسوزد و هم اشکها جریان مییابد.
ای دادگر شهی که تو را خوانَدَن رواست
سلطان شرق و غرب و شهنشاه بحر و بر
هوش مصنوعی: ای دادگر، ای پادشاهی که سزاوار ستایش هستی، تو سلطانی بر شرق و غرب و شاه دریای زمین و آسمان.
چون لؤلؤ از جواهر و خورشید ز اختران
مشهوری از خلایق و مختاری از بشر
هوش مصنوعی: زیبایی و ارزشی که لؤلؤ (مروارید) دارد، به اندازه جواهرات است و درخشش خورشید نیز به اندازه درخشش ستارگان مشهور در آسمان است. انسانها هم مانند این جواهرات و ستارهها، دارای برتری و انتخابهای خاصی هستند.
از بهر خدمت تو سزد گر خدای عرش
ارواح رفته باز رساند سوی صور
هوش مصنوعی: برای خدمت به تو، شایسته است اگر خود خداوند، که در آسمانهاست، ارواح را به سوی تو برگرداند.
صید کمند توست به دور اندرون سپهر
نعل سمند توست به سیر اندرون قمر
هوش مصنوعی: شکار تو به دور آسمان مانند کمند است و نشانی از اسب تو در حرکت ماه پیدا میشود.
دشمن به دام توست و زمانه بهکام توست
دولت غلام توست چه باید همی دگر
هوش مصنوعی: دشمن در دام تو گرفتار است و زمان به نفع تو میچرخد. حکومت و ثروت در خدمت تو هستند. پس باید چه کار کنی؟
گر رفتنت ز شهر سپاهان خجسته بود
باز آمدنْتْ هست ز رفتن خجستهتر
هوش مصنوعی: اگر رفتنت از شهر اصفهان خوشایند بود، بازگشتنت از رفتن خوشایندتر است.
یک چند در سفر ظفر انگیختی به تیغ
اکنون به جام می طربانگیز در حضر
هوش مصنوعی: مدتی را با شمشیر در میدان جنگ پیروزی کسب کردید، حالا در آرامش و در کنار دیگران با نوشیدن جام شراب لذت ببرید.
ساغر ستان ز دست نگاری که زلف او
گه پیش گل سپر بود و گاه گل سپر
هوش مصنوعی: از دست معشوقی که موهایش گاهی به عنوان پوشش گل در میآید و گاهی خود گل شکل میگیرد، جام بنوش.
گه جعد او به قصد خم اندر شود به خم
گه زلف او به طبع سر اندر زند به سر
هوش مصنوعی: هر بار که موهای او به حالت تابیده خم میشود، به طرف گیسوانش کشیده میشود و هر زمان که زلفهایش به طور طبیعی روی سرش قرار میگیرد، به سمت سرش میآید.
نوش است در لب وی و نوش است در قدح
بستان قدح بر آن لب چون نوش و نوش خور
هوش مصنوعی: لبهای او مانند نوشیدنی شیرین است و در جام هم نوشی وجود دارد. پس ای بستانی، جام را بر آن لب قرار بده تا از آن نوش بخوری.
نیکی توراست عمر به نیکی همیگذار
شادی توراست روز به شادی همی شمر
هوش مصنوعی: خوبی و نیکی در زندگی توست، پس عمرت را با اعمال نیکو بگذران. شادی و خوشی هم در روزهایی که داری، پس روزهایت را با شادی محاسبه کن.