برگردان به زبان ساده
آن مشک تابدار چه چیز است بر قمر
وآن درّ آبدار چه چیز است در شکر
هوش مصنوعی: آن مشک خوشبو و زیبا که در کنار ماه قرار دارد، چه چیزی است و آن مروارید درخشان که در شکر موجود است، چه چیزی است؟
خواهی که هر چهار بدانی نگاه کن
در زلف و عارض و لب و دندان آن پسر
هوش مصنوعی: اگر میخواهی همه چیز را بشناسی، به زلفها، چهره، لبها و دندانهای آن پسر نگاه کن.
آن ترک حورپیکر و آن حور ماهروی
آن ماه سرو قامت و آن سرو سیمبر
هوش مصنوعی: آن دختر زیبا و آن زن زیبای مانند حور، آن ماهی با قامت خوشتراش و آن سرو با تن زیبا.
چون ارغوانْشْ عارض و بر ارغوان شَبَه
چون پرنیانش سینه و در پرنیان حجر
هوش مصنوعی: وقتی که زیباییاش مانند رنگ ارغوان به چشم میآید و بر ارغوان میماند، سینهاش مانند پارچه نرم و لطیف پرنیان و درش هم مانند سنگی باعظمت است.
زلفین برشکسته و رخسار او شکست
بازار مشک تَبَّت و دیبای شوشتر
هوش مصنوعی: دو موهای خرمایی و چهرهی او همچون عطر خوشایند و پارچهای زیباست که در بازارها استفاده میشود.
آن مال بهتر است که با او بری به کار
وآن عمر بهترست که با او بری بسر
هوش مصنوعی: مالی که با آن به کارهای مفید و تولیدی میپردازی، ارزش بیشتری دارد و عمری که در راه مفید و پرثمر سپری میشود، از عمری که بیهوده بگذرد، بهتر است.
بگذشت با کمان و کمر پیش من ز دور
وز سرکشی نکرد به نزدیک من گذر
هوش مصنوعی: با کمان و کمر از دور عبور کرد، اما به خاطر ناز و سرکشیاش، حتی نزدیک من هم نگذشت.
تا گوژ گشت پشتم و تا تنگ شد دلم
چون خانهٔ کمانش و چون حلقهٔ کمر
هوش مصنوعی: وقتی که پشتم به شکل کج درآمد و دلم به شدت تنگ شد، حالتی شبیه به کمان خانهاش پیدا کردم و مانند حلقهای که به دور کمر میپیچد.
ای پیش گل ز مشک سپرکرده روز و شب
مشک تو گل سپر شد و عشق تو دل سپر
هوش مصنوعی: ای گل که بوی مشک تو از روز و شب پخش میشود، عشق تو مانند سپر دل من را محافظت کرده است.
چندین چرا همی سپرد عشق تو دلم
چون من ز دست عشق تو بفکندهام سپر
هوش مصنوعی: دلم پر از سوالات درباره عشق توست، چرا که من برای فرار از عشق تو تمام محافظتهایم را کنار گذاشتهام.
هر روز در دو نرگس تو آب کمترست
هر روز در دو سنبل تو تاب بیشتر
هوش مصنوعی: هر روز در چشمان تو زیبایی و جاذبهای کمتر میشود و در عوض، هر روز در دل گلهای خوشبو و زیبا تو شور و شوق بیشتری احساس میشود.
بی آب نرگس تو و پرتاب سنبلت
پر آب و تاب کرد مرا دیده و جگر
هوش مصنوعی: بدون آب، گل نرگس تو و پاشیدن عطر سنبلت، روح و جانم را پر از شوق و احساس کرد.
تا مژده دادهای به وصالت مرا شبی
هر شب ندیم دولتم از شام تا سحر
هوش مصنوعی: هر شبی که مژده وصالت را به من میدهی، از شام تا سپیدهدم، احساس خوشبختی میکنم.
فخر ملوک و وارث سلطان روزگار
بهرامشاه نایب شاهان نامور
هوش مصنوعی: این شعر به تمجید از شخصی به نام بهرامشاه اشاره دارد که نه تنها خود پادشاهی بزرگ است، بلکه نماینده و وارث سلطنتهای مشهور دیگر نیز به شمار میآید. او همچون مرواریدی در میان پادشاهان میدرخشد و افتخار و تابندگی خاصی دارد.
شاهی کزوست دودهٔ محمود را شرف
شاهی کزوست دودهٔ مسعود را خطر
هوش مصنوعی: این مصرع اشاره دارد به ارزش و بزرگی دو نسل مختلف از شاهان. این دو نسل به نوعی میخواهند اهمیت و شرافت خود را در مقایسه با یکدیگر بیان کنند. در واقع، شاعر به تمایز میان دو دودمان و ویژگیهای خاص هر کدام میپردازد و نشان میدهد که هر کدام از این خانوادهها در تاریخ و سلطنت خود چه خطراتی و چه شرافتهایی را تجربه کردهاند.
محمود دیگر است گه رادی و کرم
مسعود دیگرستگه مردی و هنر
هوش مصنوعی: محمود دیگر شخصیتی دارد، در حالی که رادی و کرم مسعود ویژگیهای متفاوتی دارند. همچنین، هر یک از این افراد میتوانند در مردی و هنر به نحو خاصی تجلی کنند.
از جد خویش وز پدر و جد جد خویش
میراث یافته است بزرگیّ و ارج و فرّ
هوش مصنوعی: او از نیاکان و پدرانش ارث برده است که بزرگ و با اعتبار و مقام شناخته شده است.
در رحلتی که کرد همه خیر خیرت است
هرچند هست در دل او گونه گون فکر
هوش مصنوعی: در سفر و دورانی که به آن میپردازی، همه چیز به نفع توست، هرچند در دل او افکار مختلف و گوناگونی وجود دارد.
رحلتکند هر آینه حاصل مراد مرد
آتش کند هر آینه صافی عیار زر
هوش مصنوعی: هر لحظه ممکن است آنچه را که آرزوش را داریم، از دست بدهیم. مردی که در آتش مصیبت قرار دارد، در هر حال به دنبال پاکی و خلوص ارزشها و اهدافش است.
از بهر آنکه مرد شود در سفر تمام
آورد دولتش به سفر ناگه از حضر
هوش مصنوعی: برای اینکه انسان در سفر به کمال برسد، ناگهان فرصتهایی که در زندگی عادی به دست آورده، به سفر میآید.
عیسی، مسیح گشت چو راه سفر گرفت
موسی،کلیمگشت چو افتاد در سفر
هوش مصنوعی: عیسی زمانی که سفر را آغاز کرد، به مقام مسیحی رسید و موسی نیز زمانی که به سفر رفت، به مقام کلیمی دست یافت.
اندر سفر بلند همی گردد آفتاب
واندر سفرکمال پذیرد همی قمر
هوش مصنوعی: خورشید در سفر طولانی خود در حال حرکت است و ماه نیز در مسیر خود به کمال و زیبایی میرسد.
عالی است پیش خسرو عالم مقام او
عالی بود مقام چو عالی بود گهر
هوش مصنوعی: مقام او در پیش پادشاه جهان بسیار بلند و رفیع است، زیرا هر چه در دنیا باارزش باشد مثل گوهر گرانبها، در مرتبه او قرار دارد.
حاضر دو شاهزاده و غایب دو پادشاه
شادند هر چهار به دیدار یکدگر
هوش مصنوعی: دو شاهزاده که در حال حاضر حاضرند و دو پادشاه که غایب هستند، همگی به خاطر دیدار یکدیگر شاد و خوشحالند.
بهرامشاه پیش ملک سنجرست شاد
مسعود شاه پیش ملک شاه دادگر
هوش مصنوعی: بهرامشاه در کنار ملک سنجر به سر میبرد و شاد مسعود شاه در حضور ملک شاه دادگر قرار دارد.
اقبال شاه مشرق و رای وزیر شاه
او را به فتح راهنمای است و راهبر
هوش مصنوعی: اقبال به معنای خوششانسی و کامیابی است و در اینجا به عنوان یک نیروی مثبت که به شاه مشرق کمک میکند، به کار رفته است. نظر وزیر شاه نیز در این میان نقش مهمی دارد، زیرا او با مشاورههایش راه را برای دستیابی به پیروزی هموار میسازد. در واقع، وزیر به شاه راهنمایی میکند تا به موفقیت دست یابد.
آن نصرتی کند که یقین سازد از گمان
وین قوتی دهدکه عیان سازد از خبر
هوش مصنوعی: آن یاری و نصرتی که به انسان یقین میبخشد، از چیزهای مشکوک و گمانها فراتر میرود. همچنین، این قدرتی که به انسان میدهد، میتواند واقعیتها را به وضوح نشان دهد و از اطلاعات و خبرهای ناقص فراتر برود.
ضامن شدند هر دو که آرد به دست خویش
گنج و سپاه و مملکت و خانهٔ پدر
هوش مصنوعی: هر دو نفر ضمانت کردند که هر کدام با تلاش خود، ثروت، نیروی نظامی، کشور و خانهٔ پدر را به دست بیاورند.
بر جویبار فتح ببالد چو راد سرو
در مرغزار ملک بغرد چو شیر نر
هوش مصنوعی: در کنار جویبار، سروهای بلند با شکوه رشد میکنند و در دشت، شیر نر به صدای رعدآسا خود میبالد و قدرتش را به نمایش میگذارد.
أَرجو که همچنین بود و بیش از این بود
تا ملک با خطر شود و خصم بیخطر
هوش مصنوعی: امیدوارم که چنین باشد و حتی فراتر از آن، تا زمانی که ملک در خطر قرار گیرد و دشمن بینیاز از تهدید باشد.
منصورگردد آنکه بر او هست مهربان
مقهورگردد آنکه بر او هست کینهور
هوش مصنوعی: کسی که مورد محبت و مهربانی قرار میگیرد، به مقام و حالت خوبی میرسد و برعکس، کسی که با کینه و دشمنی برخورد میکند، به زودی دچار مشکل و ناکامی خواهد شد.
چون فال خوب باشد ظاهر بود نشان
چون سال نیک باشد پیدا بود اثر
هوش مصنوعی: اگر وضعیت خوب باشد، نشانههایش آشکار است و اگر سالی خوب باشد، تأثیراتش نیز واضح و مشهود خواهد بود.
امروز از او رسید به زاولستان نفیر
فردا رسیده گیر به هندوستان نفر
هوش مصنوعی: امروز صدای او به زاولستان رسیده، فردا نوبت هندوستان است که نداش به گوش مردمش خواهد رسید.
چون شاه کامل است و ظفر را دلایل است
مقصود حاصل است و سخنگشت مختصر
هوش مصنوعی: زمانی که پادشاه کامل و موفق است و دلایل پیروزی وجود دارد، هدف دستیافتنی است و سخن به طور مختصر بیان میشود.
ای در مصاف رزم تو را نصرت علی
ای در بساط عدل تورا سیرت عمر
هوش مصنوعی: ای کاش در میدان جنگ یاری تو همانند یاری علی باشد و در عرصه عدالت، صفات تو شبیه به صفات عمر باشد.
هرچند عرش بر زبر آفریدههاست
زیرست عرش و دولت عالیت بر زبر
هوش مصنوعی: هرچند که آسمان بر فراز موجودات قرار دارد، اما بر بالای آن، مقام و عظمت تو قرار دارد.
در بوستان دولت محمودیان تویی
فرُخ یکی نهال و مبارک یکی شجر
هوش مصنوعی: در باغ خوشبختی و prosperity محمودیان، تو مانند یک نهال خوشاقبال و مبارک به شمار میآیی.
کزحشمت و جلال تو را هست بیخ وشاخ
وز نصرت و فتوح تورا هست برگ و بر
هوش مصنوعی: به خاطر عظمت و شکوه تو، ریشه و پایهات محکم است و از کمک و پیروزیهای تو، شاخهها و برگهای زیادی به وجود آمده است.
اندر ازل شرافت شخص شریف تو
ابلیس دیده بود به لوح اندرون مگر
هوش مصنوعی: در ابتدا، ابلیس به شرافت و بزرگی شخصیت تو نگاه کرده بود و آن را در لوحی ثبت کرده بود، اما این موضوع را نمیتوان از یاد برد.
رشک آمدش ز پایهٔ تو لاجرم نکرد
سجده زرشک چون تو بشر پیش بوالبشر
هوش مصنوعی: رشک از مقام و جایگاه تو به او دست داد، به همین خاطر به خاطر حسادتش که تو را میبیند، مثل انسانهای دیگر پیش از پدر بزرگ بشر سجده نکرد.
گر ابر همچو دست تو بارد گه بهار
گردد هوا ستوه ز بسیاری مطر
هوش مصنوعی: اگر ابر مانند دستان تو ببارد، بهار بر زمین خواهد آمد و هوا از شدت بارش باران خسته خواهد شد.
ور بحر با دل تو برابر شود بهجود
از قعر خویشتن به کران افگند گهر
هوش مصنوعی: اگر دریا با دل تو برابر شود، از عمق وجودت به سبب سخاوت، گوهرهای ارزشمندی را به سطح میآورد.
سیمرغ از آن نیاید بیرون ز آشیان
کز باز توستکوفته بال و شکسته پر
هوش مصنوعی: پرندهای به اسم سیمرغ نمیتواند از آشیانهاش خارج شود، چون بالهایش شکسته و پرهایش آسیب دیده است. این به این معناست که او به واسطه مشکلات و موانع نمیتواند آزادانه پرواز کند.
شیر سپهر گر ز سنانت حذر کند
نشگفت از آنکه شیر زآتش کند حذر
هوش مصنوعی: اگر شیر آسمان از سن دیوانهای بترسد، تعجبی ندارد چون شیر از آتش نیز دوری میجوید.
گر امر نافذ تو شود همچو مرکبی
گامی نهد به خاور و گامی به باختر
هوش مصنوعی: اگر فرمان تو به اجرا درآید، مانند اسبی که گامی به سمت شرق و گامی به سمت غرب برمیدارد، حرکت خواهد کرد.
در رزم و بزم و حبس تو پیدا شود همی
شرح قیامت و صفت جنت و سقر
هوش مصنوعی: در جنگ و عیش و در زندان، وصف قیامت و بهشت و جهنم به وضوح آشکار میشود.
ارواح نگسلد ز صور با سخای تو
با تیغ تو نیاید ارواح در صور
هوش مصنوعی: روحها با سخاوت تو از صور جدا نمیشوند و با تیغ تو نمیتوانند در صور حاضر شوند.
چون زیر و زر شود ز نهیب تو زار و زرد
گر خصم تو بود به مثل بور زال زر
هوش مصنوعی: زمانی که دشمن تو به خاطر قدرت و زور تو بیرمق و رنگپریده میشود، اگر خصم تو به صورت یک جوان زرد و بیحال ظاهر شود، نشان از تأثیر تو در اوست.
چونانکه بردمید به اندیشهٔ خلیل
زآتش به فرّ دولت تو بردمد خضر
هوش مصنوعی: همانطور که خلیل (ابراهیم) در فکر خود از آتش رهایی یافت، به همین شکل، خضر (نماد حیات و جاودانگی) از آتش خوشبختی و مقام تو نیز رهایی مییابد.
اندر هوای هاویه مانند زَمهَریر
از باد سرد دشمن تو بِفسُرَد شرر
هوش مصنوعی: در هوای جهنم، مانند سرمای شدید و سختی که از باد سرد به انسان میوزد، آتش دوستیات میتواند خاموش شود.
گر شکل تیر خواهی و اندازهٔ کمان
بالای دوستان و قد دشمنان نگر
هوش مصنوعی: اگر به دنبال زیبایی و جاذبه هستی، به ارتفاع دوستان و قامت دشمنان توجه کن.
گویی که گاه دشمنی و گاه دوستی
کین تو شد کمانگر و مهر تو تیرگر
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در برخی مواقع بین دوستانی هستی و در دیگر زمانها به دشمنی میپردازی؛ زیرا کارهای نیک تو برچسبی از محبت و کارهای نادرست تو برچسبی از کینه و دشمنی را به همراه دارد.
ای شاه بینظیر ضمیرم ز مدح توست
چون برج پر کواکب و چون دُرج پردُرر
هوش مصنوعی: ای پادشاه بینظیر، روح من از ستایش تو سرشار است، مانند برجی که پر از ستارههاست و همچون دُرهایی در جواهری گرانبها.
نشگفت اگر به من نظر تو مبارک است
کز شاه بینظیر مبارک بود نظر
هوش مصنوعی: اگر نظر تو به من مبارک باشد، جای تعجب نیست، زیرا که دیدار از شاهی بینظیر همیشه مبارک است.
تاگاه خوف وگاه رجا باشد از قضا
تا گاه نفع وگاه ضرر باشد از قدر
هوش مصنوعی: گاهی انسان از سر آیندهای که در انتظارش است، ترس و نگرانی دارد و گاهی نیز امید به خوبیها را در دل میپروراند. این حالت ناشی از تقدیر و سرنوشت است؛ چرا که گاه بر او سود و منفعتی میرسد و گاه هم ضرر و زیان.
زان باد بهر حاسد تو خوف بیرجا
زین باد قسم ناصح تو نفع بیضرر
هوش مصنوعی: از آن بادی که به خاطر حسادت تو میوزد، نگران نباش، زیرا این باد همان ناصحی است که برای تو سودی بیزیان به همراه دارد.
بادت طراز سروری و روی سروران
بر آستین جامه و بر آستان در
هوش مصنوعی: بادت، نشانهی بزرگی و سلطنت توست و بر روی آستین جامهات، نشانهای از مقام والای تو و بر درگاه تو، نشانهای از احترام و ارادت دیگران به تو وجود دارد.
اسب تو عِبْره کرده ز سیحون به روز رزم
وآن عبره گاه گشته ز تیغ تو بر عِبَر
هوش مصنوعی: اسب تو در روز جنگ از رود سیحون عبور کرده و آن لحظه که از تیغ تو زخم خورده، به یادگار مانده است.