برگردان به زبان ساده
رای خاقان معظم شهریار دادگر
در جهان از روشنایی هست خورشیدی دگر
هوش مصنوعی: دولت و نظر فرمانروا، در دنیا مانند نور خورشید است که درخشش و روشنی دیگری ندارد.
زانکه چون خورشید روشن رای ملک آرای او
روشنایی گسترد بر شرق و غرب و بحر و بر
هوش مصنوعی: چرا که مانند خورشید، روشنایی و افکار او همواره درخشان است و نورش بر همه جا، چه در شرق و غرب و چه در دریا، پخش میشود.
فخر بایدکرد توران را بهخاقانیکه هست
داوری خورشید رای و خسروی جمشیدفر
هوش مصنوعی: توران باید به وجود خاقانی افتخار کند، زیرا او درخور داوری خورشید و حکمرانی جمشید است.
کهف امت شاه ترک و چین علاءالدین که او
سیرت و نام پیمبر دارد و عدل عمر
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف شخصیتی بسیار بزرگ و محترم میپردازد که با ویژگیهای برجستهای چون عدالت و ویژگیهای نیکو مشابه پیامبران شناخته میشود. اشاره به اینکه او نماینده و پشتیبان امتهایی چون ترک و چین است، نشاندهنده عظمت و تأثیر او در میان اقوام مختلف است.
کس چنو خاقان ندیدست و نبیند در جهان
یک تن از راه شمار و صد تن از راه هنر
هوش مصنوعی: هیچکس مانند خاقان را ندیده است و نخواهد دید؛ در دنیا چون او یکی وجود ندارد، اگرچه از نظر عددی صد نفر از او ماهرتر میتوانند باشند.
تاکه عدل او پناه ملک ترکستان شدست
ملک ترکستان همی از عدل او گیرد خطر
هوش مصنوعی: تا زمانی که عدالت او باعث امنیت کشور ترکستان شده است، خود ترکستان نیز از همین عدالت احساس خطر میکند.
این خطر را گر کسی منکر شد و باور نداشت
رفت بر راه خطا و جان نهاد اندر خطر
هوش مصنوعی: اگر کسی خطری را انکار کند و به آن اعتنایی نداشته باشد، به مسیری نادرست میرود و جانش را در معرض خطر قرار میدهد.
زو خلیفت را امیدست و شریعت را نوید
زو ولایت را نظام است و رعیت را نظر
هوش مصنوعی: از او خلیفهای امیدوار است و به شریعت مژده میدهد. از او نظام ولایت برقرار میشود و او به رعیت توجه دارد.
هست عهد و بیعت او پایدار و استوار
با معز دین و دنیا پادشاه دادگر
هوش مصنوعی: قرارداد و پیمان او مستحکم و پابرجا است و با پادشاهی که عدالت را در دین و دنیا برقرار میکند، ارتباطی دیرینه و مطمئن دارد.
لاجرم زان پایداری هست بختش بهرهمند
لاجرم زان استواری هست ملکش بهرهور
هوش مصنوعی: بنابراین به دلیل ثبات و استواریاش، بخت او بهرهمند است و به خاطر استقامتش، سرزمین او نیز خوشبخت و آباد است.
حال او از حال خانان دگر نیکوترست
فال او از فال شاهان دگر فرخنده تر
هوش مصنوعی: وضعیت او از وضعیت دیگران بهتر است و سرنوشتش از سرنوشت شاهان نیز خوشبختتر است.
گرچه موجودات عالم زیر وهم و فکر توست
وهم و فکرت هست زیر و دولت او بر زبر
هوش مصنوعی: هرچند که موجودات جهان در خیال و اندیشه تو وجود دارند، اما خیال و اندیشه تو نیز تحت تأثیر قدرت او قرار دارد.
ورچه دنیا از طریق آفرینش کامل است
باکمال همتش دنیا نماید مختصر
هوش مصنوعی: اگرچه دنیا به واسطه خلقتش کامل و بینقص است، اما با تمام تلاش و همت انسان، میتوان آن را به شکلی مختصر و خلاصه درآورد.
جای او در مشرق است و جاه او در مغرب است
جوش او در خاورست و جیش او در باختر
هوش مصنوعی: مکان او در شرق است و مقامش در غرب، نیرو و فعالیت او در سمت شرق و ضعف و ناامیدیاش در سمت غرب قرار دارد.
در هر آن بقعت که باد دولت او بگذرد
خاک بفزاید نبات و ابر بفزاید مطر
هوش مصنوعی: هر زمانی که نعمت و رحمت او به جایی برسد، زمین آنجا سرسبز و آباد میشود و باران بیشتری نیز میبارد.
شادتر باشد رعیت چیرهتر باشد سپاه
بیشتر باشد بهایم زودتر بالد شجر
هوش مصنوعی: هرچه مردم شادتر و راضیتر باشند، قدرت و استقامت ارتش نیز بیشتر خواهد بود. همچنین، در این شرایط، دامها سریعتر رشد میکنند و درختان بهتر شکوفا میشوند.
باز و کبک از امن او باشند در یک آشیان
گرگ و میش از عدل او باشند در یک آبخَور
هوش مصنوعی: پرندگان و کبکان در کنار هم با آرامش و امنیت زندگی میکنند، و گرگ و میش نیز بهواسطهی انصاف و عدالت در یک منبع آب بهطور مسالمتآمیز کنار هم هستند.
مرد بازرگان بود ایمن ز دزد و راهزن
گر نهد بر سر به کوه و دشت و وادی طشت زر
هوش مصنوعی: مرد بازرگانی وجود داشت که از دزدان و راهزنان در امان بود، چون در سفرهایش به کوهها و دشتها و درهها، طشت طلا را بر سر میگذاشت.
آفتاب ار سنگ در معدنگهر سازد همی
زانکه او را در کلاه و در کمر باید گهر
هوش مصنوعی: اگر خورشید هم در دل سنگ گنجی پیدا کند، به این دلیل است که آن گنج باید در کلاه و کمربندش باشد.
آسمان خواهد که کوکبها فرستد پیش او
تا همه کوکب نشاند در کلاه و در کمر
هوش مصنوعی: آسمان میخواهد که ستارهها را به سمت خود بفرستد تا آنها را در کلاه و بر کمر خود قرار دهد.
جز بساط او نبوسد گر دهان یابد قضا
جز ثنای او نگوید گر زبان یابد قدر
هوش مصنوعی: به جز میکدهی محبوب، اگر تقدیر لب به سخن باز کند، جز از او نمیتواند سخن بگوید، حتی اگر زبان به حرکت درآید.
بر امید عفو او آب از حجرگشت آشکار
وز نهیب خشم او آتش نهان شد در حجر
هوش مصنوعی: با امید به بخشش او، آب از دل سنگ بیرون آمد و از شدت خشم او، آتش در دل سنگ پنهان شد.
هست مادح را امید او ثوابی از بهشت
هست حاسد را نهیب او عذابی از سقر
هوش مصنوعی: مداحان به بهشت امیدوارند و به همین دلیل به ستایش میپردازند، اما حسودان از عذاب و عواقب بد کارهایشان در آتش جهنم میترسند.
جانها را با صور پیوسته دارد مهر او
کین او دارد گسسته جانها را از صور
هوش مصنوعی: او عشقش را به طور مداوم با جانها در ارتباط دارد، زیرا این عشق باعث جدایی جانها از جسمها میشود.
با نبرد و دستبرد و حمله و دارات او
داستان رستم دستان همی دستان شُمَر
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف یک نبرد و جنگ اشاره دارد که در آن دلاوری و شجاعت به نمایش گذاشته میشود. همچنین به داستان رستم دستان، قهرمان اسطورهای ایران، اشاره میکند و به نوعی او را الگوی شجاعت و دلیری در این میدان نبرد میداند. در این متن، مفهوم قدرت و افتخار جنگجوئی نیز مورد توجه قرار گرفته است.
در بر خورشید رخشان کی پدید آید سُها
در بر دریای جوشان کی پدید آید شمر
هوش مصنوعی: چهرهی زیبا و درخشان مانند خورشید هرگز از دامن دریاهای پرخروش بیرون نمیآید.
تیر از مرغی است مرگ خصم در منقار او
نصرتش در چِنگل و فتح و ظفر در بال و پر
هوش مصنوعی: مرگ دشمن به مانند تیرهایی است که از منقار یک پرنده پرتاب میشود. این پرنده در چنگال خود قدرت و پیروزی را به همراه دارد و با بال و پر خود میتواند به موفقیت دست یابد.
دیدهای مرغی کز او تن خستهگردد پیل مست
وز سر منقار او دل خسته گردد شیر نر
هوش مصنوعی: آیا تا به حال مرغی را دیدهای که چنان جاذبهای دارد که حتی یک فیل سرمستی را خسته کند؟ و یا اینکه با نوک خود قلب یک شیر نر را خسته و دلگیر کند؟
بارهٔ او کوه و صحرا را بپیماید چنانک
چرخگردان را بدان زودی نپیماید قمر
هوش مصنوعی: کسی که در پی برآورده کردن آرزوهایش است، میتواند کوهها و دشتها را به آسانی بپیماید، همانطور که ماه نمیتواند به سرعت دنیای دور خود بچرخد.
همسری جوید همی گاه دویدن با گمان
همبری جوید همیگاه رسیدن با بصر
هوش مصنوعی: انسان همواره به دنبال یافتن همسری است تا با او مسیر زندگی را هموار کند. او در این جستجو گاهی بر اساس احساسات خود میدود و به دنبال رسیدن به هدفش میباشد.
هرکجا راند سپاه و هرکجا سازد وطن
پار او فتح است و سعد اندر سفر واندر حضر
هوش مصنوعی: هر جا که لشکری حرکت کند و در هر جایی که وطن ایجاد شود، همان منطقه به عنوان محل پیروزی و خوشبختی در سفر و در زندگی روزمره محسوب میشود.
چشمها در مشرق از احوال او شد پرعیان
گوشها در مغرب از اوصاف او شد پر خبر
هوش مصنوعی: چشمها در شرق از وضعیت او کاملاً آگاه شدند و گوشها در غرب از ویژگیهای او پر از اخبار شدند.
شهر و یومکاشغر گشت پرزآشوب او
شد دل و مغز بداندیشان تهی از شور و شر
هوش مصنوعی: شهر کاشغر به هم ریخته و ناآرام شد و دل و ذهن بداندیشان از هیجان و نشاط خالی شد.
گاه کوشش آنچه اندرکاشغر بستد ز خان
گاه بخشش باز داد آخر به خان کاشغر
هوش مصنوعی: گاهی اوقات تلاش و کوششی که در کاشغر انجام میدهی، در نهایت به خانه و خانوادهات برمیگردد، زیرا بخشش و محبت در نهایت به آنها بازمیگردد.
قبضهٔ شمشیر بر دستش گرفت از بسکه ریخت
از گلوی کافران تیرهدل خون جگر
هوش مصنوعی: به خاطر خونریزی فراوانی که از دل کافران خشمگین به زمین ریخته بود، او چنگش را روی دسته شمشیر محکم کرد.
از نم و آغاز خون بر کوه و بر صحرا گرفت
سنگ رنگ ارغوان و خاک رنگ معصفر
هوش مصنوعی: باران و خون ابتدا بر کوهها و دشتها ریخته شد و سنگها به رنگ ارغوانی و خاک به رنگ زعفرانی درآمدند.
از سنان و تیر او شد در مصاف کارزار
پر دهان و چشم پشت کافر و روی سپر
هوش مصنوعی: در یک میدان نبرد، تیر و نیزهی او باعث ترس و وحشت دشمنان شده بود، به طوری که آنها با چشم و دهان باز به عقب میرفتند و سپرشان را به عنوان پناهگاهی بین خود و او قرار میدادند.
حمله و پیکار او در رزمگه فرجام کار
گشت قانون فتوح و گشت تاریخ ظفر
هوش مصنوعی: نبرد و تلاش او در میدان جنگ به نتایج و قوانین پیروزی انجامید و تاریخ پیروزی را رقم زد.
ای خداوندی که از شاهان محمد نام توست
بود داود و سلیمان مر تو را جد و پدر
هوش مصنوعی: ای خدایی که نام تو در میان پادشاهان، محمد است، داود و سلیمان نیز اجداد و پدران تو محسوب میشوند.
پایه و نام سه پیغمبر شما را حاصل است
وین بشارت جز شما هرگز که دیدهست از بشر
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که ویژگیها و مقامهای سه پیامبر بزرگ الهی در وجود شما نمایان است و چنین خبری درباره شما، تا کنون از هیچ انسانی دیگر شنیده نشده است.
از ملوک باستان کس را نبود این اتفاق
اتفاقی کان سعادت را نشان است و اثر
هوش مصنوعی: در زمانهای قدیم، کسی مانند این خوششانسی را نداشته که نشانهای از سعادت و خوشبختی باشد و به این ترتیب واقعیتی را نشان دهد که بتوان آن را به فال نیک گرفت.
رحمت مردم بود بر درگه تو سال و مه
موسم حج است بر درگاه تو گویی مگر
هوش مصنوعی: محبت و رحمت مردم به درگاه تو همیشه جاری است، گویی هر سال و هر ماه، زمان مناسبی برای زیارت و حضور در مکان توست.
گه در ایوان تو از احرار باشد صد گروه
گه به درگاه تو از زوار باشد صد نفر
هوش مصنوعی: در برخی مواقع، در فضای تو افراد آزاد و بیبدیل دیده میشوند و در مواقع دیگر، تنها تعداد معدودی از زائران در کنار تو حضور دارند.
هر که بیند بزم تو گوید مگر روحالامین
جنهٔالفردوس را بر بزم تو بگشاد در
هوش مصنوعی: هرکسی که بزم تو را ببیند، میگوید آیا روحالامین (فرشتهای بزرگ و معزز) درهای بهشت را بر این جشن تو گشوده است؟
طول مدت یابد آن کز جاه تو یابد مدد
هُولِ مَحشر بیند آن کز کین تو سازد حشر
هوش مصنوعی: زمانی که فردی از مقام و منزلت تو بهرهمند شود، طولانیتر خواهد شد. در عوض، کسی که از دشمنی تو رنج میبرد، در روز قیامت عواقب این دشمنی را خواهد دید.
هر که دین دارد همی گوید دعا و شکر تو
از سحر تا وقت شام از شام تا وقت سحر
هوش مصنوعی: هر کسی که به دین و ایمان پایبند است، بهطور مداوم در حال دعا و سپاسگزاری از توست، از صبح تا شب و از شب تا صبح.
خاطر شاعر ز مدح تو غُرَر سازد چنانک
از سرشک ابر در دریا صدف سازد گهر
هوش مصنوعی: شاعر از زیبایی و ویژگیهای تو چنان inspir میگیرد که مانند باران، قطرات اشک از ابرها به دریا میافتند و مرواریدهایی را در صدفها به وجود میآورند.
درج گردد بر گهر چون روشنی گیرد سرشک
مدح تو چون نظم گردد درج گردد پر غرر
هوش مصنوعی: اگر اشک شوق در مدح تو به مانند جواهر درخشان شود، آنگاه آن اشک به نظم و ترتیب درمیآید و چون مرواریدهای زیبا در کنار هم قرار میگیرند.
بنده گر بینی بدان حضرت توانستی رسید
راه آن حضرت قلم کرد ار بپیمودی به سر
هوش مصنوعی: اگر بندهای را ببینی که به آن مقام و جایگاه رسیده، بدان که برای رسیدن به آن مقام، باید راهش را پیمود و سختیها را تحمل کرد، چرا که تنها با تلاش و جدیت میتوان به آن جا رسید.
در دو خدمت عرضه کردست اعتقاد خویشتن
بندگی و چاکری را شرح داده سر به سر
هوش مصنوعی: او با تمام وجود به دو کار ایمان دارد: یکی بندگی و دیگری خدمتگزاری. این دو را به طور کامل و واضح توضیح داده است.
اندر آن خدمت که بفرستاد بر دست شرف
واندرین خدمت که بفرستاد بر دست پسر
هوش مصنوعی: در این خدمت که به شرافت واگذار شد و در این کاری که به پسر سپرده شد، هر دو مسئولیت مهم و ارزشمندی هستند.
تا که در گیتی ز باد و آب و خاک و آتش است
هم نسیم و هم غبار و هم سرشک و هم شرر
هوش مصنوعی: در جهان، از عناصر طبیعی مانند باد، آب، خاک و آتش، هم نسیم خنک وجود دارد و هم غباری که به دنبال آن میآید، همچنین اشک و شعله نیز در کنار این عناصر قابل مشاهدهاند.
گه ز تیغ آبدار آتش فشان بر دشمنان
گه به نعل بادپایان خاکساران را سپر
هوش مصنوعی: گاهی با شمشیر تیز و آتشین خود به دشمنان حمله میکنم و گاهی هم مانند ابرهای پربار، از خاکساران حمایت میکنم و برای آنها سپر میسازم.
بر همه خانان مقدم باش در نیک اختری
تا جهان دارد محرم را مقدم بر صفر
هوش مصنوعی: در هر جمع و محفل، باید از نظر کردار و رفتار، بهترین و نیکوترین باشی و در این میان، مهم است که شایستگی و احترام را حفظ کنی، زیرا در نگاه دیگران، محبوبیت و مقام تو از همه بالاتر است.
عدلورز و عقلسنج و بندهدار و بدرهبار
نامْ جوی و کامْ ران و شادْ باش و نوشْ خور
هوش مصنوعی: انسانی که عادل و خردمند باشد، به دیگران خدمت کند و ثروت خود را با بخشش و فراوانی همرا داشته باشد، باید به دنبال نام نیک و خوشبختی باشد و زندگیاش سرشار از شادی و خوشی باشد.