برگردان به زبان ساده
جهان خواهد شد از خوبی چنان تا هفته دیگر
کهگویی جنهالفردوس را بگشاد رضوان در
هوش مصنوعی: دنیا به قدری خوب و زیبا خواهد شد که گویا در بهشت را رضوان باز کرده است و این تغییر به زودی و تا هفته دیگر قابل مشاهده خواهد بود.
جوانی از پس پیری کنون خواهد شدن ممکن
که باغ پیر تا ده روز خواهد شد جوان از سر
هوش مصنوعی: جوانی میتواند بعد از پیری دوباره به وجود بیاید، زیرا باغ کهنسال میتواند در مدت کوتاهی دوباره جوان و سرسبز شود.
ز کاشانه به راغ آیند و بنمایند خوبان رخ
ز بیغوله بهباغآیند و بگشایند مرغان پر
هوش مصنوعی: خوبان از خانهها به بیرون میآیند و صورتهای زیبای خود را نشان میدهند. پرندگان از لانههای خود به باغ میآیند و بالهای خود را باز میکنند.
سرشک ابر دیبا باف بافد بر زمین دیبا
نسیم باد عنبر سوز سوزد در هوا عنبر
هوش مصنوعی: ابرهای نازک و لطیف مانند دیبا بر زمین میبارند و نسیم خوشبو و معطر مانند عنبر در هوا میوزد.
بگرید ابر هر ساعت بهسان دیدهٔ عاشق
بخندد هر زمانی باغ همچون چهرهٔ دلبر
هوش مصنوعی: هر لحظه ابرها مانند چشمان یک عاشق میبارند و در هر زمانی باغ مثل چهره محبوب زیبا و شاداب است.
چنان کزکوههٔ پیلان بغُرّد کوس در هیجا
ز ابر تیره هر ساعت خروشی برکشد تندر
هوش مصنوعی: مثل اینکه از کوههای بزرگ صدای طبل به گوش میرسد و در دل ابرهای تیره هر لحظه رعد و برقی به وجود میآید.
نماید خویشتن قوس قزح چون چنبری رنگین
که باشد در زمین پنهان یکی نیمه از آن چنبر
هوش مصنوعی: شخصیت او مانند قوس قزح است، همانطور که یک حلقه رنگین است که در زمین پنهان شده و تنها نیمی از آن قابل رویت است.
چو پوشیده ز پیراهنکه هر یک را بود پیدا
بهتن جامه یکی اخضر یکی احمر یکی اصفر
هوش مصنوعی: هر کس که لباس پوشیده، رنگ و طرحهای متفاوتی دارد. برخی لباس سبز، برخی قرمز و برخی زرد به تن دارند.
به دست باغبانان از بنفشه دستهها باشد
چو چینی قُرطهای کان قُرطه دارد رنگ نیلوفر
هوش مصنوعی: باغبانان دستههایی از بنفشهها میچینند که مانند دستهای از گلهای نیلوفر رنگین هستند.
چنانکز بازوی نازک به دندان گوشت برگیری
شود چون نیل و از دندان بدو ماند اثر اندر
هوش مصنوعی: چنان که اگر کسی با بازوی نازک و ظریف خود تکهای گوشت را به دندان بگیرد، اثر دندان بر آن باقی میماند و رنگ آن هم مانند نیل میشود.
ز بهر دیدن گلزار عبهر دیده بگشاید
سرشک ابر نوروزی چکد در دیدهٔ عبهر
هوش مصنوعی: برای دیدن باغ و گلها، چشمانم را باز میکنم و اشکی چون باران بهاری از چشمانم میریزد.
چو از مینا یکی ساعد ز سیم پاکش انگشتان
بهکف بر ساغر زرین و مروارید در ساغر
هوش مصنوعی: وقتی که از جامی زیبا و از نقره ساخته شده، دست صاف و لطیف او انگشتانش را بر روی جام زرین و مرواریددار قرار میدهد.
کنون هر ساعتی در باغ قومی عاشقان بینی
زَبَرجدشان به زیر پای و مرواریدشان از بر
هوش مصنوعی: اکنون هر لحظه در باغی از عاشقان، جواهراتی زیبا زیر پایشان و مرواریدهایی در دستانشان میبینی.
یکی با ناله و زاری ز هجر ماه سنگین دل
یکی با نعره و شادی ز وصلِ سروِ سیمینبر
هوش مصنوعی: یکی با غم و اندوه از جدایی معشوقی سنگیندل، دیگری با شادی و هیاهو از ملاقات و وصال محبوبی زیبا و ظریف.
به کوه از لاله کبکان را شود شنگرفگون بالین
به دشت از سبزهگوران را شود زنگارگون بستر
هوش مصنوعی: کوه به رنگ قرمز لالههای کبود در میآید و دشت از سبزهها به رنگ زنگاری درمیآید.
هوا هر شبگلاب آرد زند بر روی آذرگون
صبا هر شب عبیر آرد زند در زلف مشکین پر
هوش مصنوعی: هوا هر شب عطر گلاب را بر چهره سرخ صبح میپاشد و همچنین هر شب عطر خوش را در زلفهای سیاه و پرپشت میگذارد.
بیفزاید بهار نو بهگوناگون نگار نو
نظام مجلس بزم و نظام دین پیغمبر
هوش مصنوعی: بهار جدید با زیباییهای مختلفی همراه است و میتواند به نظم و ترتیب مجالس شادمانی و اصول دین پیامبر کمک کند.
قوام شرع فخرالملک فرزند قوامالدین
مظفر کز ظفر دارد مزاج و صورت و جوهر
هوش مصنوعی: فخرالملک، فرزند قوامالدین مظفر، بنیادگذار دین و شریعت است. او با پیروزیهایش، هم حالتی خوب دارد و هم ویژگیهای درخشان و اصیل.
خداوندی کز او اسلاف را فخرست تا آدم
هنرمندی کز او اعقاب را جاه است تا محشر
هوش مصنوعی: خداوندی که نیاکان به او افتخار میکنند، همانند آدمی که نیکوکار است و نسلهای آینده نیز به او مباهات خواهند کرد تا روز قیامت.
هزاران صورت جان است در اوصاف او مدغم
هزاران عالم پیرست در اخلاق او مضمر
هوش مصنوعی: در وجود او هزاران حقیقت و روح نهفته است. در ویژگیهای او، هزاران جهان و کهکشان به طور عمیق وجود دارند که در رفتار و اخلاق او نمایان است.
بسوزد آذر اندر آب اگر خشمش کند نیرو
وگر عفوشکند نیرو ببندد آب در آذر
هوش مصنوعی: اگر آتش در آب ناراحت شود، میسوزد و اگر در خاموشی بماند، آب میتواند آتش را خاموش کند.
فلک دریا نه بس باشد کجا رایش بود کشتی
زمینکشتی نه بس باشد کجا حلمش بود لنگر
هوش مصنوعی: آسمان و دریا نمیتوانند به تنهایی کافی باشند، هرگاه که اراده کند. همچنین، زمین هم نمیتواند به تنهایی کافی باشد، چون هرگاه که صبر و شکیباییاش در کار باشد، دیگر نیازی به لنگر نخواهد بود.
ایا راضی ز تو در خُلد جان خواجهٔ ماضی
نژاد او سر ملک است و آن سر را تویی افسر
هوش مصنوعی: آیا تو از حال و هوای کسی که در بهشت راضی است، باخبر هستی؟ او از نسل بزرگان گذشته است و بر ریاست و فرمانروایی اش، تو تاج و افتخاری.
اگر گوهر بود پیرایهٔ هر شخص در گیتی
تو آن شخصی که هست اخلاق تو پیرایهٔ گوهر
هوش مصنوعی: اگر هر شخص در دنیا داراییاش، مانند جواهر باشد، تو با اخلاق و رفتار خود، نشاندهندهی ارزش واقعی آن جواهر هستی.
خداوندِ بزرگانی و مخدومِ خداوندان
چه اندر دولت سلطان چه در ملک ملک سنجر
هوش مصنوعی: خداوندی که بزرگانی را به خود اختصاص داده و مورد احترام قدرتمندان است، نه تنها در زمان سلطنت سلطان بلکه در سرزمین پادشاه سنجر نیز حاضر و ناظر است.
چهل سال است تا صدر بزرگی و جلالت را
فزودست از مبارک شخص تو جاه و جلال و فر
هوش مصنوعی: چهل سال است که بزرگی و جایگاه تو به خاطر شخصیت مبارکت بیشتر شده و به مقام و عظمت افزوده است.
ستودندت خردمندان به لطف صورت و سیرت
گزیدندت خداوندان به حسن مخبر و منظر
هوش مصنوعی: خردمندان به خاطر زیبایی چهره و اخلاق تو تو را ستایش کردند و بزرگان به خاطر جذابیت سخن و چشمانداز تو انتخابت کردند.
امیری کردی و بودی بدان کار اندرون زیبا
وزیری کردی و بودی بدان شغل اندرون درخور
هوش مصنوعی: تو در مقام امیری زیبایی و در شغل وزیری نیز شایستگی لازم را داری.
به روز بزم در مجلس نبودت هیچکس همتا
به روز رزم درموکب نبودت هیچکس همبر
هوش مصنوعی: در روزی که در مجلس دور هم جمع شده بودیم، هیچ کس مانند تو نبود. و در روزی که در میدان جنگ حضور داشتی، باز هم هیچ کس شبیه تو نبود.
گه از مشرق سوی مغرب نوشتی طُغری و نامه
گه از مغرب سوی مشرق کشیدی رایت و لشکر
هوش مصنوعی: گاهی از سمت شرق تا غرب، طغری و نامهای نوشتی و گاهی هم از سمت غرب تا شرق، پرچم و لشکر خود را به اهتزاز درآوردی.
گه از بیم غلامانت تبه شد خانه بر خاقان
که از سهم سوارانت سیه شد قصر بر قیصر
هوش مصنوعی: گاهی به خاطر ترس از بردگان تو، خانهی پادشاه بر اثر نافرمانی آنها ویران میشود، همانطور که به خاطر سهم سواران تو، قصر قیصر دچار تاریکی و نابودی میگردد.
جوان و پیر بوسیدند توقیعت به هر بقعه
بزرگ و خرد پوشیدند تشریفت بههر کشور
هوش مصنوعی: جوانان و سالمندان در هر مکان بزرگ و کوچک، به خاطر مقام و اعتبار تو، تو را مورد احترام قرار دادند و در هر کشوری به تو ارادت ورزیدند.
ثناگفتند عدلت را امامان بر سر کرسی
دعا کردند عمرت را خطیبان از سر منبر
هوش مصنوعی: ستایش و مدح شما را امامان در جایگاه دعا بیان کردند و خطیبان از بالای منبر برای عمر شما دعا کردند.
ز تاریخ آن نپندارم که باشد در جهان کس را
فزون زین قوت و قدرت فزون زین حشمت و مفخر
هوش مصنوعی: من فکر نمیکنم که در تاریخ کسی را ببینم که از این قدرت و عظمت، بیشتر یا برتر باشد.
کنون کاشفته شد گیتی گزیدی عزلت و عطلت
که عُطْلَت به ز قال و قیل و عزلت به ز شور و شر
هوش مصنوعی: اکنون دنیا به خوبی آشکار شده است و تو به دوری از جمع و تنهایی روی آوردهای، چرا که آرامش در عدم سخنگویی و در دوری از حواشی زندگی بهتر از گفتوگوهای بینتیجه و شلوغیهاست.
سلامت به بههر حالی چو غَدّاری کند گردون
فراغت به ز هر کاری چو مکاری کند اختر
هوش مصنوعی: سلامتی در هر حالتی به خوبی ادامه مییابد، همانطور که بلایای دنیا به دور از ما میگردند. آسودگی از هرگونه دغدغه و کاری به بهترین شکل ممکن برای ما ایجاد میشود، همانطور که ستارهها به نحو احسن در آسمان درخشیدن خود را ادامه میدهند.
فلک بازیگری طرفه است و بازیها بگرداند
که داند کرد بازیها که خواهد کرد بازیگر
هوش مصنوعی: آسمان همانند یک بازیگر ماهر است که نقش ها و بازی ها را به خوبی به نمایش میگذارد. او میداند چه زمانی چه نقشی را باید ایفا کند و چه تغییراتی باید در زندگی ایجاد کند، زیرا خودش آگاه است از بازیهایی که باید انجام دهد.
جهان مانند بیماری است کز بحران برون آید
علاجش کن به اندیشه مگر لختی شود بهتر
هوش مصنوعی: جهان همچون بیماری است که از بحران رهایی مییابد. باید با تفکر و تدبیر به درمان آن پرداخت تا شاید کمی بهبود یابد.
دوگیتی آفرید ایزد یکی دنیا یکی عقبی
به رحمت وعده کرد آنجا به زحمت وعده کرد ایدر
هوش مصنوعی: خداوند دنیا و آخرت را خلق کرد؛ برای دنیای ما وعدهی رحمت داده و برای آخرت وعدهی سختی و زحمت.
ز بهر زحمت دنیا به طاعت تن همی رنجان
ز بهر لذت عقبی به عشرت جان همی پرور
هوش مصنوعی: آداب و مشقتهای زندگی دنیوی به خاطر اطاعت و انجام وظایف، به ما فشار میآورد، و ما برای رسیدن به لذتی که در جهان پس از مرگ وجود دارد، روح خود را پرورش میدهیم.
گهی در باغها بخرام و خوبان را تماشاکن
گهی در راغها بنشین و با آزادگان می خور
هوش مصنوعی: گاهی در باغها بگرد و به تماشای زیباییها بپرداز و گاهی در دشتها بنشین و با آزادگان وقت بگذران و لذت ببر.
یکی کاخ همایون را برآوردی به پیروزی
همه جشن همایون کن بدین کاخ همایون در
هوش مصنوعی: یک نفر توانسته است کاخ باشکوهی را بسازد و با این موفقیت، همه جشنهای مربوط به بزرگداشت این کاخ را برپا کند.
ندیدم در همهگیتی ازین فرخندهترکاخی
که هم عیوق را تخت است و هم خورشید را منظر
هوش مصنوعی: در هیچکجای دنیا، من کاخی را خوشیمنتر از این ندیدم که هم تخت عیوق (شیرینپندار) را در خود دارد و هم برای خورشید، چشمانداز زیبایی فراهم کرده است.
مغرّق بینم اندر زر سراسر سقف و دیوارش
ز بهر تو مگر یزدان جهانی آفرید از زر
هوش مصنوعی: میبینم که این خانه با طلا پوشیده شده و تمام سقف و دیوارهایش برای تو زینت داده شده است. آیا خداوند جهانی را از طلا نیافریده است؟
همی پیدا ز اشکالش جمال قصر نوشروان
همیگیرند ز امثالش مثال سد اسکندر
هوش مصنوعی: اشکال قصر نوشروان نشاندهنده زیبایی آن است و مثال سد اسکندر نیز میتواند به قدرت و استحکام آن اشاره کند. این دو مقایسه به ما میگوید که زیبایی و قدرت در آثار و بناهای بزرگ به وضوح دیده میشود.
ز بس تمثال رنگارنگ و بس تصویرگوناگون
ازمین ارتنگ مانی شد، سرایت خانهٔ آزر
هوش مصنوعی: به خاطر وجود انواع مختلف و زیبا از تصاویر و نمادها، خانهٔ آزر تبدیل به مکانی پر از رنگ و زیبایی شده است.
کشیدستند بر سقفش توگویی جامهٔ دیبا
فکندستند در صحنش تو گویی تختهٔ مرمر
هوش مصنوعی: گویی بر روی سقفش پارچهای لطیف و زیبا را انداختهاند و در حیاطش هم گویی تختهای از سنگ مرمر قرار دادهاند.
بهاری را همی ماند ریاحینش همه صورت
بهشتی را همی ماند درختانش همه پیکر
هوش مصنوعی: بهار به قدری زیبا و دلپذیر است که گلهای آن همه ظاهری بهشتی دارند، و درختانش هم به شکل موجودات زیبا و خوشمنظره به نظر میرسند.
بهشت است این علی التحقیق و حوران اند پیکرها
تو رضوانی و جام می به دست از چشمهٔ کوثر
هوش مصنوعی: این مکان بهشتی است و افرادی زیبا و دلربا در آن حضور دارند. تو مانند رضوان، نگهبان بهشت، هستی و در دستت جامی است از چشمهای نیکو.
خداوندا، اگر کردم بسی تقصیر در خدمت
بگویم عذر آن تقصیر اگر داری مرا باور
هوش مصنوعی: خدایا، اگر در خدمت به تو اشتباهات زیادی کردهام، خواهش میکنم بگو تا عذرخواهی کنم، اگر تو مرا قبول داری.
نکو عهد و نکو محضر مرا بسیار خواندستی
به تقصیری که کردستم مخوان بدعهد و بدمحضر
هوش مصنوعی: تو بارها از من خواستی که به خوبی رفتار کنم و به یاد داشته باشی که به خاطر خطاهایم مرا بدعهد و بدقامت خطاب نکنی.
معاذالله که بدعهدی کند دیرینه مداحی
که دارد چون تو ممدوحی سخندان و سخنگستر
هوش مصنوعی: خدا نخواست که شخصی که به مدت طولانی از تو مدح میکند، به تو خیانت کند؛ زیرا تو کسی هستی که سخنور و مورد ستایش هستی.
به تقصیر اندرون هر چند دارم زلت بیحد
زبان بگشای و دل خوش کن که دارم خدمتی بیمر
هوش مصنوعی: به خاطر اشتباهات و نواقص درونم، هر چقدر هم که خطا و لغزش داشته باشم، زبان را باز کن و دل را شاد کن، چون من خدمتی دارم که بسیار ارزشمند است.
شفیع من معینالملک و شعر است اندرین مجلس
نپندارم که با این دو، شفیعی بایدم دیگر
هوش مصنوعی: در این مجلس، من شفیع خود را نشاندهام که معینالملک است و شعر. فکر نمیکنم که نیاز به شفیع دیگری داشته باشم.
همیشه تاکه از دریا برآید لؤلؤ لالا
همیشه تا که از گردون بتابد کوکب و اختر
هوش مصنوعی: مروارید همیشه از دریا به دست میآید و ستارهها نیز باید همواره از آسمان بدرخشند.
چو دریا باد بر لولو ز مدحت خامه و خاطر
چو گردون باد پر کوکب ز نامت نامه و دفتر
هوش مصنوعی: وقتی دریا به حرکت درمیآید، مانند لؤلؤ که دریاست، از ستودن تو قلم و ذهنم به وجد میآید، و روزگار نیز مثل آسمان از نام تو، نامه و دفاتری میسازد.
خرد جان تو را مونس طرب بزم تو را عاشق
فلک بخت تو را بنده ملک تخت تو را چاکر
هوش مصنوعی: عقل و خرد تو را در خوشیها همدم میسازد، عشق و محبت در آسمان تو را مشعوف میکند، بخت تو را تحت حمایت قرار میدهد و مقام و جایگاهت را محترم میشمارد، همچنین افراد زیر دستت به تو خدمت میکنند.
رسیده هر زمان سعدی زگردون سوی ایوانت
وز ایوانت سوی گردون شده آواز خنیاگر
هوش مصنوعی: هر زمان که سعدی از آسمان به سوی خانهات میآید و از خانهات به آسمان میرود، صدای سازگارندهای شنیده میشود.
همه عمر تو در نیکی همه روز تو در شادی
دلیلت دولت عالی مُعینت ایزد داور
هوش مصنوعی: تمام عمر تو در نیکی و هر روزت در شادی بگذرد و دلیل این خوشبختیات، لطف و یاری خداوند داور باشد.