برگردان به زبان ساده
بردیم ماه روزه به نیک اختری بهسر
بر یاد عید روزه قدح پرکن ای پسر
هوش مصنوعی: ما در شب اول ماه مبارک رمضان به یاد روز عید فطر، خوشحالی و سرور را با هم جشن میگیریم. پسرم، بیایید لیوان را پر کنیم و این لذت را به اشتراک بگذاریم.
زان میکه چون ز جام رسد بوی او به جان
مردم همه طرب شود از پای تا به سر
هوش مصنوعی: وقتی که بوی آن نوشیدنی از جام به مشام میرسد، روح مردم از سر تا پا پر از شادی و شوق میشود.
قندیل تیره گَشت و قدح روشنی گرفت
اینک قدح ببین و به قندیل در نگر
هوش مصنوعی: چراغ خاموش شد و جام روشنایی به دست گرفت. حالا به جام نگاه کن و به چراغ هم توجه کن.
سازی که با بت است بعید اندرون بیار
چیزی که ماه روزه بهکار آمدی ببر
هوش مصنوعی: ساز و نوایی که با بتان و معشوقهها همراه است، بعید است که درونش چیزی پیدا شود که در روزهداری برای تو مفید باشد. پس از آن، چیزی را که مخصوص ماه رمضان است، ببر و استفاده کن.
بنشین و عاشقانه سرودی همی سرای
برخیز و دوستانه طریقی همی سپر
هوش مصنوعی: بنشین و عاشقانه شعری را بخوان و بعد برخیز و به دوستانهای در مسیر زندگی پیش برو.
یکماهه باده در قدح ما همی فکن
سی روزه بوسه بر دو لب ما همی شمر
هوش مصنوعی: یک ماه باده در جام ما بریز و سی روز بوسه را بر لبان ما حساب کن.
بودیم در غم سحر و شام مدتی
واکنون ز شام یاد نیاریم وز سحر
هوش مصنوعی: ما مدتی در غم صبح و شب بودیم، ولی اکنون دیگر از یاد شب نمیآوریم و از صبح هم صحبت نمیکنیم.
گاهی بچینم از رخ رنگین تو سمن
گاهی بریزم از لب شیرین تو شَکَر
هوش مصنوعی: گاهی از چهرهی زیبا و رنگین تو گل سمن را میچینم و گاهی از لبهای شیرینت شکر میریزم.
ماه دی است و قوت سرما به غایت است
وانگیخته است آب ز هر جانبی حشر
هوش مصنوعی: در ماه دی، سرمای هوا به اوج رسیده و آب از هر طرف به حرکت درآمده است.
یک ره که شد چو خنجر پولاد آب جوی
بایدکه بیش ما ز دو آتش بود سپر
هوش مصنوعی: وقتی راهی شبیه به خنجر فلزی شد، باید برای عبور از آن آب جوی آماده شویم؛ زیرا که ما در بین دو آتش قرار داریم و برای حفاظت، نیاز به سپر داریم.
یک آتش از قنینه زده عکس بر سهیل
یک آتش از تنوره زده نور بر قمر
هوش مصنوعی: از قنینه آتش بالایی درخشان و زیبا درست کرده که نورش به سهیل میتابد و از تنوره هم آتش دیگری شعلهور است که نورش بر ماه میافتابد.
از آتش قِنینَه زمینگشته پر فروغ
وز آتش تنوره هواگشته پر شرر
هوش مصنوعی: زمین پر از شعلههای درخشان و آتشی است که از عمق آن برمیخیزد و در هوا هم آتشهایی با جرقههای زیاد وجود دارد.
گویی که زرگری است سیهساز و سرخپوش
در آهنین دری که همه روزن است در
هوش مصنوعی: به نظر میرسد شخصی در حال کار بر روی فلزات است، جوری که او را مانند طلاکار یا زرگری میبینیم. این فرد با پوشش سیاه و قرمز در کنار در آهنی قرار دارد که راهی برای عبور نور و دیدن به سوی دیگر است.
گه شفشههای زرکند از هر دری برون
گه بر هوا فشاند گاورسهای زر
هوش مصنوعی: گاهی از هر دری صدای شفاف و زرق و برق طلایی بیرون میآید و گاهی نیز بر فراز آسمان، زنبورهای طلایی پرواز میکنند.
حصنی است پر زپنجره واندر میان حِصن
قومی مشعبدند علی رغم یکدیگر
هوش مصنوعی: اینجا دژی وجود دارد که پر از پنجره است و در دل این دژ، قومی هستند که به یکدیگر میپردازند و با وجود تفاوتهایشان، در کنار هم زندگی میکنند.
در دستها گرفته ز هرگونه لعبتان
هر یک به زعفران و به شنگرف کردهتر
هوش مصنوعی: در دستان خود انواع بازیها را گرفته، هر کدام را به رنگ زعفران و شنگرف (رنگ قرمز) تزیین کرده است.
هاروتوار شعبده سازند هر زمان
تا لعبتان ز پنجره بیرون کنند سر
هوش مصنوعی: هر لحظه شعبدهبازانی مانند هاروت در تلاشاند تا دختران بازیگوش را از پشت پنجره به بیرون بیاورند.
باغی است درگشاده در آن باغ بیعدد
بر هر دری شکفته از آن باغ یک شجر
هوش مصنوعی: در اینجا به جهانی پرنشاط و زیبا اشاره میشود که در آن به وفور درختان و طبیعتی سرسبز وجود دارد. هر درختی که در این باغ وجود دارد، نمادی از طراوت و زندگی است و زیبایی آن، دل هر بینندهای را به خود جلب میکند.
شاخش همه بهگونهٔگلنار و زعفران
برگش همه به رنگ طبرخون و مُعصَفَر
هوش مصنوعی: خشک و زرد شدهاست، مانند شاخ و برگ گلهای خوشبو و زعفران، که رنگش به سرخی و زیبایی گلهای محبوب میماند.
زین باغ چون بهار نماید به ماه دی
بزم ظهیر دولت سلطان دادگر
هوش مصنوعی: در این باغ، زمانی که در ماه دی شکوفهها و زیباییهای بهاری نمایان میشود، جشن و سرور در بارگاه پادشاهی عادل برپا میگردد.
میر اجل موید ملک و شهاب دین
بوبکر کاو بداد و به دین هست چون عمر
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف شخصیت و ویژگیهای دو شخصیت مهم اسلامی میپردازد. شاعر به تمجید از ابوبکر، که در راه دین و هدایت مردم نقش مهمی داشته، میپردازد و او را به عنوان فردی که در زمان حیاتش کمکهای شایانی به دین کرده است، معرفی میکند. همچنین به ویژگیهای عمر نیز اشاره میکند که در تداوم این مسیر و پشتیبانی از دین تأثیرگذار بوده است.
دارد ز فر دولت او روزگار نور
دارد ز نور دولت او روزگار فر
هوش مصنوعی: زندگی به برکت نعمتهای او روشن و درخشان است، در حقیقت نور و رونق زندگی به دلیل وجود اوست.
شاخی است رسم اوکه معالیش هست بار
باغی است لطف او که معانیش هست بر
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی از ویژگیهای خاص و نشانههای پرورش و لطف میگوید. شاخ و بار درخت به تصویر کشیده شدهاند که نشان از برکات و زیباییهای زندگی دارند. در واقع، احوال و رفتار فردی که در این شعر توصیف شده، به نوعی استعارهای از مهربانی و بخشش اوست که مانند بار و ثمرهای دلانگیز در باغ خود را نشان میدهد.
از شمع مهر او امل آید همی فروغ
وز ابر کین او اجل آید همی مطر
هوش مصنوعی: از عشق و محبت او نور و روشنایی به وجود میآید و از خشم و کینهاش، اجل و پایان کار پیدا میشود.
دستش زمانه نیست وزو هست حَل و عقد
کلکش ستاره نیست وزو هست خیر و شر
هوش مصنوعی: دست زمانه در امور او تأثیری ندارد و همهچیز به او برمیگردد. ستاره و نمادهای فال هم هیچ نقشی در سرنوشت او ندارند و او خود خیر و شر را در زندگیاش میسازد.
گرچه ز چرخ هست بسی بعد تا ثری
ورچه زبحر هست بسی فرق تا شمر
هوش مصنوعی: هرچند که در آسمان فاصلههای زیادی وجود دارد، اما در دریا نیز تفاوتهای زیادی به چشم میخورد.
آن را به جنب دولت او چون ثری شناس
وین را به جنب همت او چون شَمَر، شُمَر
هوش مصنوعی: این بیت به مقایسه دو مفهوم میپردازد. به نوعی میگوید که یکی از این دو به شکلی با شکوه و درخشان، همچون ستارهای در آسمان، قابل احترام و توجه است، در حالی که دیگری با عزم و ارادهای قوی و استوار، قابل تحسین و اعتبار است. به عبارتی دیگر، هر یک از این دو میتوانند در زمینه خود ممتاز و بینظیر باشند.
ای بر فلک ثنای تو تسبیح هر ملک
وی بر زمین عطای تو تشریف هر بشر
هوش مصنوعی: ای خدای بزرگ که در آسمانها بر تو مدح و ستایش میشود و در زمین هر انسانی به خاطر نعمتهای تو احترام و مقام میگیرد.
نور محبت تو ثوابی است از بهشت
دود عداوت تو عذابی است از سقر
هوش مصنوعی: محبت تو مانند نوری است که از بهشت میتابد و پاداشی بزرگ به شمار میآید، در حالی که حسد و کینهتوزی تو همچون دودی است که عذاب و رنجی از جهنم به همراه دارد.
از بهر خدمت تو سزد گر خدای عرش
ارواح رفته باز رساند سوی صور
هوش مصنوعی: برای خدمت به تو، شایسته است که حتی خداوندی که بر عرش نشسته است، روحها را برگرداند و به سوی تو بفرستد.
گر بر صفر همیشه محرم مقدم است
تو چون محرمی و همه مهتران صفر
هوش مصنوعی: اگر همیشه بر صفر مقدم است، تو نیز مانند اویی و همه دیگران در صفر برتری.
از آتش جگر لب بدخواه توست خشک
وز آب دیدگان رخ اعدای توست تر
هوش مصنوعی: دل من از آتش عشق تو سوخته و خشک شده است، و اشکهای چشمم هم نشاندهندهٔ درد و رنجی است که از جانب تو بر من وارد شده است.
بر هر زمین که باد خلاف تو بگذرد
هم آب دیده باشد و هم آتش جگر
هوش مصنوعی: در هر جایی که حوادث ناخوشایند بر تو بگذرد، هم درد و غم بر دل مینشیند و هم اشک و اندوه در چشمانت جاری خواهد شد.
از فکرت تو عزم معادی شود هَبا
وز قدرت تو حزم مخالف شود هدر
هوش مصنوعی: از اندیشهٔ تو، مقصود و هدفی شکل میگیرد و بر اساس تواناییات، تدبیر و احتیاط در برابر مخالفان بیفایده میشود.
گویی که فکرت تو دلیل است بر قضا
گویی که قدرت تو وکیل است از قدر
هوش مصنوعی: انگار که اندیشه تو نشانهای بر سرنوشت است و گویا توانایی تو مدافع تقدیر است.
تا چون خَضَر به شهر سکندر نشستهای
آن شهر همچو جَنّت مأواست از خضر
هوش مصنوعی: وقتی که تو در شهر سکندر مانند خضر نشستهای، این شهر برایت مانند بهشت منزلگاه است.
اسکندر آن زمان که هَری را نهاد پی
گر داشتی ز دولت و اقبال تو خبر
هوش مصنوعی: اسکندر در زمانی که هری را پایهگذار کرد، تو از خوشنامی و سعادت خود مطلع بودی.
دروی بجای خاک سرشتی همی عبیر
دروی بهجای سنگ فشاندی همه گهر
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر از ارزش و ویژگیهای درویش صحبت میکند. او میگوید که به جای خاک و مادهی معمولی، درویش از عطری خوشبو و ظرافتی زیبا و بینظیر بهرهمند است. همچنین، او به جای سنگهای سخت و بیارزش، گوهرها و سنگهای قیمتی و ارزشمند را جلوهگر میکند. در حقیقت، وجود درویش با اهمیت و باارزشتر از آنچه به نظر میرسد، توصیف میشود.
تا درخور قبول تو شد نظم و نثر من
نظمم همه نُکَت شد و نثرم همه غُرَر
هوش مصنوعی: آثاری که خلق کردم، تا زمانی که شایستهی توجه تو شدند، نظم من پر از نکتههای زیبا و نثرم سرشار از جملات پُرماجرا گردید.
از منت تو پشت و دلم هست بارکش
وز نعمت تو جان و تنم هست بارور
هوش مصنوعی: از بزرگی و کرمت، دل و پشت من قوی شده و از نعمتهای تو، جان و جسم من پرورش یافته و بارور گشته است.
پست است خاطر من و اقبال تو بلند
زیرست خدمت من و اِنعام تو زبر
هوش مصنوعی: خاطرم در حالتی پایین و پست است، در حالیکه تو از نظر موفقیت و اقبال در جایگاه بلندی قرار داری. در این میان، خدمت من به تو در سطحی پایین و ناچیز است، اما انعام و لطف تو نسبت به من در مرتبهای بالا و ارزشمند است.
آن روز کی بود که من آیم چو بندگان
بر فرش مجلس تو و بر آستان و در
هوش مصنوعی: هیچوقت نمیتوانم روزی را تصور کنم که مانند سایر بندگان به پیشگاه تو بیایم و بر فرش مجلسات بنشینم و در آستانت قرار بگیرم.
دیده نهم ز مهر چو رُهبان بَرِ صلیب
بوسه دهم ز فخر چو حجّاج بر حَجَر
هوش مصنوعی: چشمم را از روی عشق به صورت تو میدوزم و مانند راهبان که به صلیب بوسه میزنند، من هم به تو بوسه میزنم. و از روی افتخار مانند حجاج که به سنگ مقام ابراهیم بوسه میزنند، به تو عشق میورزم.
تا رامش و طرب ز سلامت دهد نشان
تا نصرت و ظفر ز سعادت بود اثر
هوش مصنوعی: تا زمانی که شادی و سرور از سلامتی نشأت میگیرد، پیروزی و موفقیت هم از خوشبختی نشانه خواهد بود.
در مجلس تو باد همه رامش و طرب
بر درگه تو باد همه نصرت و ظفر
هوش مصنوعی: در جمع تو هر گونه شادی و سرور وجود دارد و در درگاه تو همیشه پیروزی و موفقیت حاکم است.
فالت همه مبارک وکارت همه بهکام
روزت همه خجسته و عیدت خجستهتر
هوش مصنوعی: همه چیز برای تو خوش یمن و نیکو باشد، تلاشت به نتیجه برسد، روزهایت پر از شادی و جشنهایت از آن هم شادتر باشد.