برگردان به زبان ساده
ازگل همی نگارم سنبل برآورد
هرگز گلی که دید که سنبل برآورد
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به زیبایی و جذابیت خاصی که سنبل دارد اشاره میکند و میگوید هرگز گلی که سنبل را دیده، نمیتواند خود را با آن زیبایی مقایسه کند. به نوعی این بیت به ارزش و زیبایی منحصر به فرد سنبل در میان گلها اشاره دارد.
برگل هر آنچه آورد از سنبل آن نگار
نغز آورد جو خویستن و دلبر آورد
هوش مصنوعی: روی هر گل، هر زیبایی که به یاد آن معشوق دلربا میآید، جوهر عشق و احساس دل را به تصویر میکشاند.
دارد به توده عنبر و دارد به رشته دُرّ
باروی خوب هر دو همی درخور آورد
هوش مصنوعی: او در خود، هم بوی خوش عنبر را دارد و هم زیبایی دُرّ، به گونهای که هر دو ویژگی به خوبی در او میگنجد.
دریاست روی خوبش و دریا هر آینه
هم در پاک زاید و هم عنبر آورد
هوش مصنوعی: چهره زیبای او مانند دریا است و دریا همیشه نیکویی و خلوص را میپروراند و همچنین عطر و بوی خوشی به همراه میآورد.
غَوّاص گشت عشقش و هر روز و هر شبی
از دل به راه دیده همی گوهر آورد
هوش مصنوعی: عشق او مانند غواصی است که هر روز و شب از دلش به چشمش میرود و گوهری را میآورد.
گوهر ز قعر آب برآرند و عشق او
گوهر همی ز شعلهٔ آتش برآورد
هوش مصنوعی: غنای گوهری که از عمق آب بیرون میآید، نشاندهنده ارزش و زیبایی عشق است که مانند گوهر در دل شعلههای آتش شکل میگیرد.
از چهره هر زمان بنماید گلی دگر
وز خنده هر زمان شکری دیگر آورد
هوش مصنوعی: هر زمان که گل تازهای از چهرهای نمایان میشود و هر بار که لبخندی جدید سر زده میشود، زیبایی و نشاط جدیدی به وجود میآید.
گر مردمان به شکر و گل درد دل برند
او درد دل مرا زگل و شکر آورد
هوش مصنوعی: اگر مردم با شکر و گل از مشکلاتشان بگویند، او هم ناراحتی من را با شکر و گل بیان میکند.
چون درکمند یافتهٔ او زنم دو دست
تاب از کمند بافته در عرعر آورد
هوش مصنوعی: وقتی در دام عشق او افتادم، دو دست خود را از کمند رهایی میبخشم و مثل یک درخت عرعر در آنجا قرار میگیرم.
گوید بر آورم به خط دوستیت سر
سر بر نهم بهپایش اگر سر برآورد
هوش مصنوعی: میگوید اگر دوستیام را به زبان بیاورم و سرم را به پای او بگذارم، اگر او سرش را بلند کند، من نیز سرم را بالا میآورم.
زلفش رسن شدست و قدم چنبر رسن
گرچه دراز سر بهسوی چنبر آورد
هوش مصنوعی: زلف او مانند ریسمانی شده و قدمهایش حلقهای را تشکیل میدهد. هرچند که قدش بلند است، ولی سرش به سوی آن حلقه اشاره دارد.
هر روز بامداد که دارد سر صبوح
وز میکده به بزم می و ساغر آورد
هوش مصنوعی: هر روز صبح که آغاز میشود، وقتی که از میکده جام شراب و ساغر به ضیافت و جشن میآورند.
ایدون گمان برم که همی آید از بهشت
وآن سرخ لب میی چو میکوثر آورد
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که این شخص از بهشت آمده است و مانند میکوثر، شراب قرمز رنگی را به همراه دارد.
یا حور در عقیق همی شربت رحیق
پیش نصیر ملت پیغمبر آورد
هوش مصنوعی: ای حوری که در عقیق (گوهری به ارزشمند) به همراه نوشیدنی بهشتی، شربت را به نصیر (یار و مددکار) ملت پیامبر میآوری.
میر اجل مؤیّد ملک آنکه دولتش
گر خواهد از فلک به زمین اختر آورد
هوش مصنوعی: مرگ ناگزیر، قدری از سلطنت و قدرت را به آن کسی میدهد که اگر بخواهد، میتواند ستارهای را از آسمان به زمین بیاورد.
فرخ شهاب دینکه مظفر شود به عزم
گر روز رزم روی به صد لشکر آورد
هوش مصنوعی: فرخ شهاب دین که با ارادهی خود و عزم قویاش به میدان جنگ بیاید، حتی اگر در برابر صد لشکر هم قرار گیرد، همچنان پیروز و سرفراز خواهد شد.
در لطف جوهرش متحیر شود همی
آنکس که صحبت عَرَض و جوهر آورد
هوش مصنوعی: کسی که به ویژگیهای زیبا و جذاب او توجه کند، به شدت تحت تأثیر قرار میگیرد و نمیتواند درک کند که چرا بعضی از افراد تنها به ظاهر و جنبههای ظاهری خارجی توجه دارند.
جودش دعای عیسی مریم بود از آنک
جان شده همی به سوی پیکر آورد
هوش مصنوعی: جود و بخشش او مانند دعای عیسی مریم است، چون جان او دائماً به سوی جسم میآید و زندگی را به ارمغان میآورد.
مهرش به عفو از آذر آب آورد همی
کینش همی به خشم ز آب آذر آورد
هوش مصنوعی: او با محبت و بخشایش خود مانند آتش، گرمایی به زندگی میدهد و در عین حال میتواند بر اساس خشم خود، از آن گرما به طغیانی تبدیل کند.
وصف نشان رزمگَهش در دل عدو
سهم و نهیب عرصه گه محشرآورد
هوش مصنوعی: شجاعت و دلاوری او در میدان جنگ موجب ترس و وحشت دشمن میشود و این احساسات به حدی است که گویی در روز رستاخیز حضور دارند.
رخنهکند به دولت و پارهکند بهعزم
گر روی سوی بارهٔ اسکندر آورد
هوش مصنوعی: اگر کسی به سمت بارهٔ اسکندر برود، میتواند به قدرت و موفقیت دیگران آسیب بزند و عزم آنها را متزلزل کند.
کرده ز بیم روی دلیران به رنگ زرد
چون او به رزم حملهٔ زال زر آورد
هوش مصنوعی: به خاطر ترس از شجاعت دلیران، رنگش به زردی میزند، درست مانند زال که در جنگ زرهایی را به همراه دارد.
در هر زمان حسد برد از معجر و حریر
خصمی که پیش او زره و مِغفر آورد
هوش مصنوعی: در هر زمانی، حسد نسبت به زیبایی و زرق و برق مواردی مانند مقنعه و پارچهی حریر وجود دارد، حتی اگر دشمنی زره و کلاه خود به همراه داشته باشد.
خصمانش را طلایهٔ مالک زهاویه
در دیده و جگر شرر و اخگر آورد
هوش مصنوعی: در این بیت، اشاره به رقابتی بین دو نفر شده است که یکی از آنها دارای ویژگیهای برجستهای است. در چشم و دل او نشانههایی از آتش و شور و هیجان وجود دارد، که به بخشی از درون او اشاره دارد و بیانگر احساسات عمیقش است. این تصویر احساسات و قدرت در برابر رقیب را به وضوح نشان میدهد.
کاریز خون زدیدهٔ دشمن کند روان
هر گه که دست را بهسوی خنجر آورد
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد به دشمن آسیب برساند، خونریزی او را به شدت تحریک میکند و در هر زمانی که به سمت خنجر برود، زندگیاش در خطر میافتد.
از رنگ خون دشمن و از رنگ خنجرش
گویی همی شقایق و نیلوفر آورد
هوش مصنوعی: از رنگ خون دشمن و رنگ خنجرش به نظر میرسد که گلهای شقایق و نیلوفر به وجود آمدهاند.
ای جودپروری که تو را هر زمان ز چرخ
دولت یکی بشارت جان پرور آورد
هوش مصنوعی: ای بخشندهای که همیشه از چرخ روزگار برای تو خبرهای خوش و روحافزایی میآید.
نشگفت اگر ز بهر ستایشگران تو
روحالامین ز خُلد برین منبر آورد
هوش مصنوعی: تعجبی ندارد اگر برای ستایش تو، فرشتهٔ وحی از بهشت بر روی این منبر بیاید.
باد قضا سفینهٔ امید خلق را
در بحر فتنه گرچه همی منکر آورد
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویری از زندگی و امید اشاره شده است. باد و طوفان، که نماد مشکلات و چالشها هستند، کشتی امید مردم را در دریای فتنهها و آزمونها به تلاطم میاندازند. با وجود اینکه این چالشها میتوانند نگرانکننده و سردرگمکننده باشند، این امید همچنان وجود دارد و ممکن است در آغاز ناامید به نظر برسند.
از غرق ایمن است که عزم تو هر زمان
از عصمت خدای یکی لنگر آورد
هوش مصنوعی: اگر نیت تو در هر لحظه محکم و پاک باشد، از غرق شدن در مشکلات و سختیها در امان خواهی بود، چرا که خداوند همچون یک لنگر تو را حفظ میکند.
نسل نظام ملک به کردار دفتری است
کاقبال نکتهها همه زان دفتر آورد
هوش مصنوعی: نسل حاکمیت و حکومت مانند دفتری است که تمام نکات و داستانها از آن استخراج شده و به صورت اقبال و شانس به نسلهای آینده منتقل میشود.
لیکن بود نتیجهٔ رای صواب تو
هر نکته کان نکوتر و زیباتر آورد
هوش مصنوعی: اما نتیجهٔ درستی که تو از تصمیم خود گرفتید این است که هر نکتهای که زیباتر و بهتر باشد، به آن بهتر دست پیدا کنید.
آن کاو همی به قلعهٔ خیبر زند مثل
واندر مثل همی سخن از حیدر آورد
هوش مصنوعی: آن که به قلعه خیبر حمله میکند، مانند حیدر (علی) در پشت آن داستانها و ویژگیهایش صحبت میکند.
از تو همی حکایت حیدر کند به جنگ
در سیستان همی خبر از خیبر آورد
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به اشاره میکند که حیدر (علی) در جنگهای خود در سیستان در حال نقل و روایت داستانهای حماسی و دلیرانهای است که از خیبر و نبردها و پیروزیهایش به دست آمده است. این بیان از شجاعت و دلیری او در میدان جنگ و انتقال این تجربهها به دیگران حکایت دارد.
گر حاجب تو تاختن آرد سوی عزیز
ور چاوش تو روی سوی قیصر آورد
هوش مصنوعی: اگر نگهبان تو به سمت محبوب برود و یا پیشکار تو به سوی قیصر بیفتد،...
آن آورد بر اشتر مهد عزیز مصر
وین تاج و تخت قیصر بر استر آورد
هوش مصنوعی: او، آن مهد عزیز مصر را بر دوش شتر حمل کرد و این تاج و تخت قیصر را بر دوش استر گذاشت.
هر کس که جفت او پسری زاید از شکم
در خانه سور و شادی و رامشگر آورد
هوش مصنوعی: هرکس که با شریک زندگیاش پسری به دنیا بیاورد، به خانهاش جشن و شادی و نوازندگان میآورد.
رامشگر آورند همی دشمنان تو
هرکس که زوجشان ز شکم دختر آورد
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که دشمنان تو در تلاشند تا با آوردن نوازندگان و شادابکنندگان، تو را سرگرم کنند و هر کسی که از شکم دختران به دنیا آمده باشد، شریک این فعالیتهاست.
در اصل باطل است حسود تو پس چرا
از خویشتن همی شرف و مفخر اورد
هوش مصنوعی: حسود به خودی خود ارزش و شرافتی ندارد، پس چرا خود را برتر از دیگران میداند و به خود میبالد؟
نشناسد آن که بهره نیابد ز روشنی
آن کس که کوری از شکم مادر آورد
هوش مصنوعی: کسی که از روشنایی بهرهمند نیست، نمیتواند درک کند که چه چیزی را از دست داده است. مثل کسی که از بدو تولد نابیناست و هیچگاه نور را ندیده است، هرگز نمیتواند ارزش آن را بفهمد.
مندیش از آنکه خیره سری از مخالفانت
مکر و فریب سازد و سر درسر آورد
هوش مصنوعی: نگران نباش که دشمنانت با دورغ و فریب، تو را به اشتباه بیندازند و گمراه کنند.
ایدر تو شاد باش که وهم تو تانه دیر
در بند و سلسله همه را اندر آورد
هوش مصنوعی: ای دوست، خوشحال باش که خیال تو، دیر یا زود، همه را در زنجیر و بند خود خواهد گرفت.
ای سروری که شخص جمال و کمال را
عقل از مدایح تو همی زیور اورد
هوش مصنوعی: ای سرور عزیز، زیبایی و کمالت به حدی است که حتی عقل نیز در ستایش تو یارای سخن گفتن ندارد و از زیباییهایت به زینت میرسد.
مداح تو چو جلوهکند نقش آزری
در وقت معجزهٔ پسر ازر اورد
هوش مصنوعی: وقتی که ستایشگر تو خود را نشان میدهد، مانند نقش روی پارچهای زیبا در لحظهای شگفتانگیز و معجزهآسا به نظر میرسد.
کاندر میان آتش خاطر ز مدح تو
نسرین و یاسمین و گل و مجمر آورد
هوش مصنوعی: در دل آتش عشق، به خاطر ستایش تو، گلهای خوشبو و زیبا مانند نسرین و یاسمن و گلهای دیگر به یاد میآورم.
فخر آورم همی ز سم اسب تو چنانک
عیسی پرست فخر ز سمّ خر آورد
هوش مصنوعی: من به خاطر سم اسب تو به خود میبالم، همانطور که عیسی مسیح به خاطر سم خر به خود میبالید.
آوردهام به حضرت تو محضری چنانک
مرد صلاح پیشه سوی داور آورد
هوش مصنوعی: من به محضرت، نامهای آوردهام بهگونهای که مردی با سر و وضع نیکو و درستکار، به پیش قاضی میرود.
باشد همیشه بر صفت نیک محضری
هر کاو به حضرت تو چنین محضر آورد
هوش مصنوعی: هر کسی که با نیکی و صفای دل به حضور تو میآید، امیدوارم همیشه در چنین حالتی باقی بماند.
تا ماه رخت خویش برد سوی باختر
تا آفتاب رخت سوی خاور آورد
هوش مصنوعی: تا زمانی که ماه زیباییات را به سمت غرب براند، خورشید زیباییات را به سمت شرق میآورد.
بادی چنانکه گردون از ماه و آفتاب
بر دست و بر سرت قدح و افسر آورد
هوش مصنوعی: بادی مثل نسیم که از آسمان و تابش خورشید میآید، برای تو جامی و تاجی به ارمغان میآورد.
پاینده باد عمر تو تا چرخ ملک را
دولت ز خامهٔ تو خط محور آورد
هوش مصنوعی: عمر تو باید پایدار باشد تا قدرت و رونق این سرزمین از نبوغ و خلاقیت تو به وجود بیاید و مشخص شود.
نامت به هفت کشور عالم رسیده باد
تا دولت تو روی به هر کشور آورد
هوش مصنوعی: امیدوارم نام تو در هفت سرزمین شناخته شده باشد تا برکت و موفقیت تو به هر کشور برسد.