برگردان به زبان ساده
آن خداوند که آفاق به یک فرمان کرد
ملک آفاق به فرمان ملک سلطان کرد
هوش مصنوعی: خدای بزرگی که با یک دستور تمام جهان را به وجود آورد، بعد از آن، نظام و اداره آن را در دست سلطان قرار داد.
در ازل کرد قضا از قبل دولت او
تا به پیروزی و اقبال فلک دوران کرد
هوش مصنوعی: در آغاز، قضا و قسمت الهی برای او تقدیر کرد تا به پیروزی و خوششانسی در دوران خود دست یابد.
همه عالم چو یکی نامه به معنی بنگاشت
کنیت و نام شهنشاه برو عنوان کرد
هوش مصنوعی: تمام عالم مانند یک نامهای است که به معنی نوشته شده و در آن به نام شاه بزرگ عنوان شده است.
حکم سلطانی و دعوی شهنشاهی را
خنجر و بازوی او معجزه و برهان کرد
هوش مصنوعی: قدرت و فرمانروایی سلطان و ادعای پادشاهی او به وسیله خنجر و بازویش تبدیل به معجزه و دلیل قابل قبول شده است.
خانهٔ همت او را ز هنر قاعده کرد
مرکب دولت او را ز ظفر میدان کرد
هوش مصنوعی: او با تلاش و کوشش خود، خانهای ساخت که بر پایهٔ هنر و خلاقیت بنا شده است و وسایل و تجهیزات زندگیاش را طوری فراهم کرده که در میدان موفقیت به پیروزی برسد.
سایهٔ عدلش بر روی زمین پیدا کرد
پیکر خصمش در زیر زمین پنهان کرد
هوش مصنوعی: سایهٔ عدالت او بر جهان گسترده شده و دشمنش را در زیر خاک مخفی کرده است.
ساخت از دانش و از بخشش کلّی گهری
وان گهر را کف راد و دل پاکش کان کرد
هوش مصنوعی: با دانش و بخشش، به خلق مرواری درخشان پرداختهاند و آن مروارید را با دستانی پاک و دل خالص ساختهاند.
سر شاهان همه در چنبر فرمانش کشید
چنبر چرخ به کام دل او دوران کرد
هوش مصنوعی: سران و فرمانروایان در دام فرمان او افتادند و چرخ فلک به خواسته و میل او به گردش درآمد.
نتوان گفت به صد سال به تفصیل و به شرح
آنچه با شاه ز احسان و کرم یزدان کرد
هوش مصنوعی: نمیتوان بهطور کامل و مفصل توضیح داد که شاه چه احسانها و نعمتهایی از سوی خداوند دریافت کرده است، حتی اگر به مدت صد سال صحبت کنیم.
کرد احسان و کرم با همه کس شاه جهان
لاجرم یزدان با او کرم و احسان کرد
هوش مصنوعی: شاه جهان با همه مردم نیکی و خیرخواهی کرد، از این رو خداوند نیز با او نیکی و احسان کرد.
آفرین باد بر آن شاه که فرماندهٔ خلق
زیر فرمانش همه مملکت ایران کرد
هوش مصنوعی: با درود بر آن پادشاهی که توانست همه مردم کشور ایران را تحت فرمان خود درآورد.
آفتاب کرم و سایهٔ عدل و نظرش
دهر ویران شده را خرم و آبادان کرد
هوش مصنوعی: نور خورشیدِ محبت و سایهٔ عدل او باعث شده است که جهان خراب و ویران به شکلی خوشحال و آباد تبدیل شود.
چون کمر بست به پیروزی عالم بگشاد
همه دشوار جهان دولت او آسان کرد
هوش مصنوعی: وقتی که او تصمیم به پیروزی گرفت، همه مشکلات دنیا برایش حل شد و کارها برایش آسان گردید.
آنچه کردند به صد لشکر ازین پیش ملوک
او به یک حاجب و یک نامه و یک فرمان کرد
هوش مصنوعی: آنچه که پادشاهان و فرمانروایان گذشته با تیر و تفنگ و نیروی نظامی به دست میآوردند، او فقط با یک دربان، یک نامه، و یک فرمان انجام داد.
هرکه با دولت او بست به پیکار کمر
تیغ تن پیکر او پیکر او بیجان کرد
هوش مصنوعی: هر کس که با قدرت او به نبرد برخیزد، شمشیرش جان او را از بدنش جدا خواهد کرد.
گمرهانی که کشیدند سر از طاعت او
سر تیغش همه را بیسر و بیسامان کرد
هوش مصنوعی: کسانی که از اطاعت او خارج شدند، همه به وسیلهی شمشیرش بیسر و سامان شدند.
ای بسا خصم که با شیر همی زد دندان
خدمت او به ضرورت ز بن دندان کرد
هوش مصنوعی: بسیاری از دشمنان هستند که حتی به شیر هم حمله میکنند، اما در مواقع ضروری، به خدمت او زانو میزنند و از او کمک میگیرند.
یاد کن آنچه به شمشیر در این پانزده سال
با فلانکرد شه عالم و با بهمان کرد
هوش مصنوعی: به یاد بیاور آنچه در این پانزده سال با شمشیر انجام شده است؛ چه کارهایی در دوران حکومت فلان شخص و چه کارهایی در دوران حکومت بهمان شخص صورت گرفته است.
عبرتی بود جهان را چه بهشرق و چه بهغرب
آنجه از پیش همه با ملک کرمان کرد
هوش مصنوعی: جهان، چه در شرق و چه در غرب، نشانهای از عبرت و پند آموزی است، زیرا آنچه که در گذشته برای سرزمین کرمان رخ داده، میتواند درسهای مهمی برای همه باشد.
هم ز اقبال نشان بود و ز اعجاز دلیل
آنچه با ترمذ و خیل چِگِل و خَتلانکرد
هوش مصنوعی: بیت به نوعی به نشانهای از سرنوشت و شگفتیها اشاره دارد. این نشان میدهد که چه چیزهایی از معجزات و نشانههای خوشاقبالی به وجود میآید و چگونه میتوان این پدیدهها را در مکانهایی چون ترمذ و دیگر مناطق مشاهده کرد. به عبارتی، داستانهایی از شگفتیها و نشانههای خاص در زندگی بشر را بیان میکند.
بازکار عجب و تهنیتی بود بزرگ
آنچه درگنجه و ارمینیه وارّان کرد
هوش مصنوعی: کسی که در کار خود شگفتیها و شادیهایی بزرگ به وجود آورد، آنچه را که در دل خود پنهان کرده است، به نمایش میگذارد.
باز هم نادره بود آنچه بهفرمان قضا
دم او با سر بلکاوتن عثمان کرد
هوش مصنوعی: بار دیگر، آنچه به فرمان سرنوشت، در لحظهای مهم بر سر او آمد، همانند رفتار بیرحمانهای بود که با عثمان انجام شد.
یا ز برهان کرم بود و خداوندی و عفو
آنچه با مسلم و نجاری و با جرتانکرد
هوش مصنوعی: این عبارت به نوعی اشاره دارد به اینکه ممکن است بخشایش و توفیق در زندگی انسان به خاطر رحمت الهی و بزرگی خداوند باشد، حتی اگر در رفتارهای انسانی، مانند نیکی و کار خوب، نقایصی وجود داشته باشد. به عبارتی دیگر، در نهایت رحمت و عفو خداوند میتواند بر تمام کارها و نیتهای ما سایه افکند.
باز در دولت و دین بود عجایب به سه سال
آنچه با جعبر و انطاکیه و حرّانکرد
هوش مصنوعی: در دورهای خاص و در زمینههای حکومت و دین، اتفاقات شگفتانگیزی رخ داد که در عرض سه سال به وقوع پیوست و شبیه به وقایعی بود که در شهرهای جعبر، انطاکیه و حرّان نیز دیده شده بود.
باز اصل ظفر و مایه ی پیروزی بود
آنچه با خانه و ملک و سپه خاقانکرد
هوش مصنوعی: در این بیت به موضوعاتی اشاره شده که بر اساس آن، پیروزی و موفقیت به چیزی وابسته است که در کنار خانه، سرزمین و سپاه خاقان به دست آمده است. در واقع، به اهمیت و ارزش این دستاوردها و تأثیر آنها بر موفقیت اشاره میشود.
نتوان گفت فنون و هنر شاه تمام
هرچهگوییم شناسیم که صد چندان کرد
هوش مصنوعی: نمیتوان بهطور کامل دربارهی هنر و مهارتهای شاه سخن گفت؛ هرچه بگوییم، او از آنچه شایسته است، بسیار فراتر است.
آنکه او شرح ظفرنامهٔ افریدون گفت
وانکه او وصف هنرنامهٔ نوشروان کرد
هوش مصنوعی: شخصی که داستان پیروزی افریدون را نقل کرد و همچنین کسی که ویژگیهای هنر نوشروان را وصف نمود.
متفق گشت کزین بیش ظفر نتوان کرد
معترف گشت کزین بیش هنر نتوان کرد
هوش مصنوعی: همگی به این نتیجه رسیدند که از این مرحله به بعد، هیچ پیروزیای ممکن نیست و همچنین به این حقیقت اعتراف کردند که از این نقطه به بعد هیچ هنری قابل دستیابی نیست.
ای بلند اختر شاهی که تو را بار خدای
شاه ایران و خداوند همه توران کرد
هوش مصنوعی: ای ستاره درخشان که تو را خداوند ایران و سرزمینهای دیگر به مقام پادشاهی برگزیده است.
نیست بر تیغ تو تاوان ظفر و نصرت و فتح
هرچه کرد این عجبی تیغ تو بیتاوان کرد
هوش مصنوعی: سلاح تو هیچ بهایی برای پیروزی و موفقیت ندارد؛ هرچه این تیغ انجام داد، واقعا شگفتانگیز است که بدون هیچ هزینهای این کار را کرد.
بارگاهت را دولت ز بقا کرد سریر
وز معالیّ و شرف کنگرهٔ ایران کرد
هوش مصنوعی: کانون قدرت و عظمت تو، با پایداری به جایی رسیده است که ابهت و برتریات بر فراز قلههای ایران نمایان شده است.
مرد وصّاف نپیوسته گهرهای سخن
چون هنرها و ظفرهای تورا دیوان کرد
هوش مصنوعی: مرد توصیفکننده، گوهرهای سخن را به هم پیوسته و دیوانهوار دربارهی هنرها و پیروزیهای تو سخن گفت.
گر بدیع است که عیسی به دعا افسون کرد
ور شگفت استکه موسی به عصا ثعبان کرد
هوش مصنوعی: اگر چه کار عیسی در شفا دادن با دعا شگفتانگیز است، اما کار موسی در تبدیل عصا به مار هم به همین اندازه شگفتانگیز به نظر میرسد.
تو به شمشیرکنی آنچه به ثعبان اینکرد
تو به اقبال کنی آنچه به افسون آن کرد
هوش مصنوعی: تو به توانایی و قدرت خود میتوانی کارهایی انجام دهی که دیگران با فریب و جادو نمیتوانند. با بهرهگیری از شجاعت و ارادهات، میتوانی موفقیتهایی به دست آوری که برای دیگران دشوار است.
شاه عالم تویی از عالم و از هر چه در اوست
داد بستان که جهان داد تو چون بستان کرد
هوش مصنوعی: تو سرور و پادشاه تمام هستی هستی و از همه چیزهایی که در این جهان وجود دارد، حق و حقوق بگیر. زیرا وقتی که جهان از تو حق میگیرد، تو نیز باید از آنچه در آن هست بستانی.
آن گهر خواه کجا خاطر شاعر صفتش
به بدخشی و عقیق یمن و مرجان کرد
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که شاعر به دنبال گوهری است که بتواند روح و خاطر او را شاد کند و این گوهر از نوع سنگهای قیمتی مثل عقیق یمن و مرجان باشد. شاعر به زیبایی و زرق و برق این جواهرات اشاره میکند و نشان میدهد که به دنبال چیزی است که بتواند در او احساس خوشی و شادی ایجاد کند.
از کفِ طرفه نگاری که نگارین رخ او
مجلس بزم تو را همچو نگارستان کرد
هوش مصنوعی: از دست زیبایی دختری که چهرهاش زیبایی مجلس جشن تو را مانند یک نگارخانه ساخته است.
زَنَخ و زلفش گوییکه یکی جادوی نغز
از سمن گوی وز شمشاد و شَبَه چوگان کرد
هوش مصنوعی: زلف و موی او مانند جادوئی دلربا است که از گلهای خوشبو و چوب شمشاد برپا شده است.
آنکند با دل عشاق همین غمزهٔ او
که سر تیغ تو با جان بداندیشان کرد
هوش مصنوعی: او با همین چشم نازش دل عاشقان را میبرد، درست مثل اینکه تیغ تو به جان کسانی که بد اندیشهاند، آسیب میزند.
جاودان همت میمون تو زرافشان باد
که فلک خدمت آن همت زرافشان کرد
هوش مصنوعی: همیشه آرزوی تو مثل خورشید بر افراز باشد که آسمان نیز به خاطر این آرزو، به تو خدمت کرده است.
پایهٔ خسروی از پای تو آراسته باد
که قضا پایهٔ اقبال تو بیپایان کرد
هوش مصنوعی: مایهٔ قدرت و عظمت تو، از پاهای تو شکل گرفته و پایدار است، زیرا سرنوشت، شان و مقام تو را به صورت نامحدود و بالا قرار داده است.
عمر تو چون مه نو باد که شد عمر عَدوت
چون مه پانزده و روی سوی نقصان کرد
هوش مصنوعی: عمر تو مانند هلال ماه تازه است که به سرعت سپری میشود، اما عمر دشمن تو چون ماه پُر است که به تدریج به سمت کم شدن و کاهش پیش میرود.