برگردان به زبان ساده
تا نگار من ز سنبل بر سمن پر چین نهاد
داغ حسرت بر دل صورتگران چین نهاد
هوش مصنوعی: زمانی که محبوب من از سنبل بر روی سمنهای پرچین گذشت، غم و حسرتی بر دل صورتگران چیره شد.
زلف او برگل ز عود خام خَم در خَم فکند
جَعد او بر مه ز مشک ناب چین بر چین نهاد
هوش مصنوعی: موهای او مانند درختانی از چوب صندل، در هم پیچیده و تاب خورده است. فرهای او همچون ماه، بر روی پوستش به زیبایی و لطافت قرار گرفتهاند و عطر مشک طبیعی، به این زیبایی افزوده است.
آنکه در یاقوت مشک آگین او شکّر سرشت
قُوْت عشّاق اندر آن یاقوت مشک آگین نهاد
هوش مصنوعی: کسی که در یاقوتی که با مشک ترکیب شده، شیرینی و لذایذ عشق را جای داده است.
هر دلیکز سرکشی ننهاد سر برهیچ خط
زیر زلف او کنون سر بر خط مشکین نهاد
هوش مصنوعی: هر دلی که به خاطر طغیان و سرکشی خود، هیچ اشارهای به زلف او نکرد، حالا سرش را بر خط سیاه موی او گذاشته است.
من غلام آن خط مشکین که گویی مورچه
پای مشک آلود بر برگ گل نسرین نهاد
هوش مصنوعی: من بنده و عاشق آن خط سیاه و زیبا هستم که گویی شبیه یک مورچه، با پای آلوده به مشک، بر روی برگ گل نسرین آمده است.
تا نبوسیدم لب شیرین او نشناختم
کایزد آب زندگانی در لب شیرین نهاد
هوش مصنوعی: تا زمانی که لب شیرین او را نبوسیدم، نفهمیدم که خداوند چه گوهری از زندگی را در آن لب نهان کرده است.
موبد آذرپرستان را دل من قبلهگشت
زانکه عشقش در دل من آذر برزین نهاد
هوش مصنوعی: دل من به سمت موبد آذرپرستان گرایش پیدا کرده است، زیرا عشق او مانند آتش زندهای در قلب من شعلهور شده است.
هر که از رنج من و از کار او آگاه شد
نام من فرهاد کرد و نام او شیرین نهاد
هوش مصنوعی: هر کسی که از دردها و تلاشهای من باخبر شد، نامم را فرهاد گذاشت و اسم او را شیرین انتخاب کرد.
حال خویش اندر بلای او دل مسکین من
خود تبه کرد و گنه بر چشم روشن بین نهاد
هوش مصنوعی: دل غمزده من به خاطر مصیبت او در حال بدی است و خودم را به نابودی کشاندهام و گناه و خطاهایم را به چشمان روشنم تحمیل کردهام.
خواب خویش اندر غم او چشم روشنبین من
دوش گم کرد و بهانه بر دل مسکین نهاد
هوش مصنوعی: شب گذشته در خواب، غم او را فراموش کردم و چشمانم که بیدار بودند، نتوانستند او را پیدا کنند و این غم به دل بیچارهام چنگ انداخته است.
چشم و دل را من ملامت چون کنم از عشق خویش
بند بر جان من آن پروردهٔ تکسین نهاد
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم چشم و دل خود را سرزنش کنم، در حالی که عشق من اینگونه بر جانم تأثیر گذاشته و راهی جز تسلیم به آن ندارم؟
نیکبخت آنکسکه دل در بند عشق او نبست
پر گرفت از عشق او بر مدح شمسالدین نهاد
هوش مصنوعی: خوشبخت کسی است که دلش را به عشق او گره نزده و از عشق او برای ستایش شمسالدین پرواز کرده است.
آن امامی کاو شهاب ثاقب است اسلام را
وان شهابی کاو قَدَم بر تارک پروین نهاد
هوش مصنوعی: آن امام که همچون ستارهای درخشان و بینظیر در دین اسلام است، مانند شهابی است که بر سر ستارهی پروین فرود آمده و روشنایی خاصی به آن بخشیده است.
عبد رزّاق آن که اندر سایهٔ اقبال او
بخت عالی رای بر بالای علیین نهاد
هوش مصنوعی: بندهای که از نعمتها و الطاف خدا بهرهمند است، در سایهی خوشبختی و با شانس خوب، به مقام و موقعیت بالایی دست یافته است.
روز اول کاو سواری کرد در میدان علم
روزگار از بهر او بر اسب دولت زین نهاد
هوش مصنوعی: در روز اول، او وارد میدان علم و دانش شد و به خاطر او، روزگار چنان کرد که دولت به بهترین شکل برایش فراهم شد.
کرد در خلد برین روحالامین او را دعا
حور آمین کر و رضوان گوش بر آمین نهاد
هوش مصنوعی: در بهشت، روحالامین برای او دعا کرد و حور بهشتی آمین گفت و رضوان هم به آن دعا گوش سپرد.
اختران با بخت او شطرنج رفعت باختند
بخت او هر هفت را اسب و رخ و فرزین نهاد
هوش مصنوعی: ستارهها به خاطر بخت او در دنیای بلندمرتبهای بازی شطرنج را باختند و بخت او برای هر هفت ستاره، سوارکار و رخ و پیاده گذاشت.
کرد دولت آستان دولتش بالین خویش
جفت دولت شد کسی کاو سر بر آن بالین نهاد
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به وضعیت شخصی اشاره میکند که به درگاه قدرت و ثروت نزدیک شده و در آنجا آرامش و آسایش را یافته است. او خود را در کنار این نعمتها احساس میکند و به همین خاطر به نظر میرسد که خوشبختی و موفقیت برای او دستیافتنی شده است.
مشتری سعدست چون کین توزد از اعدای خویش
آفتاب او را لقب مریخ کیوان کین نهاد
هوش مصنوعی: زمانی که مشتری به کار دشمنان خود بپردازد، آفتاب به او نامی مانند مریخ و کیوان میدهد.
هر که در گیتی بنای کین او آغاز کرد
آن بنا را قاعده بر لعنت و نفرین نهاد
هوش مصنوعی: هر کس که در این دنیا شروع به دشمنی و کینهورزی کند، پایههای اعمالش را بر نفرین و بدبختی بنا میکند.
فخرکردیگر نشستی ساعتی بر خوان او
آن که او بر خوان سیمین کاسه زرین نهاد
هوش مصنوعی: اگر تو به خود ببالید که مدتی بر سفرهی او نشستهای، باید بدانی که او کسی است که بر سفرهاش کاسهای از طلا قرار داده است.
سَجده کردی گر بدیدی تخت و بار و زین او
آنکه از آغاز رسم تخت و بار و زین نهاد
هوش مصنوعی: اگر با فروتنی و خضوع بر این تخت و تاج و اسب او سجده کنی، باید بدانی که همان کسی که این تخت و تاج و اسب را ایجاد کرده، از ابتدا نقش و اساس این امور را پیریزی کرده است.
گرچه اکنون در عجم هستند رادان بیقیاس
روز رادی بخشش بیمنت او آیین نهاد
هوش مصنوعی: هرچند که اکنون در سرزمین عجم (ایران) مردان شایسته و بینظیری وجود دارند، اما روزی خواهد رسید که بخشش بدون چشمداشت او به یک سنت تبدیل خواهد شد.
ورچه در عهد نبی بودند شیران بیشمار
روز مردی پای در صف صاحب صِفّین نهاد
هوش مصنوعی: در زمان پیامبر، شیران زیادی وجود داشتند که در روز میدانداری، در کنار امام علی (ع) و در صف نبرد صفین ایستادند.
ای برادر زادهٔ صدری که دولت را اساس
از زمین کاشغر تا بحر قُسطَنطین نهاد
هوش مصنوعی: ای برادرزادهای که پایهگذار حکومت و قدرت شدهای، از سرزمین کاشغر تا دریاهای قسطنطنیه، تو آغازگر این مسیر هستی.
او به عقبی رفت و اندر قلعهٔ اقبال خویش
از علوم تو ذخیره حشمت و تمکین نهاد
هوش مصنوعی: او به عقب برگشت و در قلعهٔ خوشبختیاش از دانشهای تو دَمهٔ ثروت و قدرت را قرار داد.
ساخت او از گوهر شکر تو تاجی قیمتی
در بهشت آن تاج را بر فرقِ عِلّیین نهاد
هوش مصنوعی: خداوند از شیرینی وجود تو، تاجی باارزش در بهشت ساخت و آن را بر سر فرشتگان نهاد.
آسمان کز باد فروردین زمین را زنده کرد
لطف و طبع تو مگر در باد فروردین نهاد
هوش مصنوعی: آسمان با وزش باد در فروردین، زمین را دوباره جوان و زندگی بخشید. آیا این مهربانی و طبیعت تو نیست که در آن باد فروردینی قرار داده شده است؟
نار پیش طین سجود از رشک نور تو نکرد
کاو همی دانست کایزد نور تو در طین نهاد
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به زیبایی و نور الهی اشاره میکند و میگوید که نار، که نماد آتش و داغی است، به خاطر نور تو از خاک (طین) سجده نمیکند. این به این معنی است که آتش میفهمد که نور تو از خاک حاصل شده و به همین خاطر در برابر آن سر تسلیم فرود میآورد. در واقع، آتش به نور تو حسادت میکند و به این ترتیب، به عظمت و والایی تابش الهی اذعان میکند.
آرزو آمد فلک را تا بسنجد عقل تو
کردگار اندرکف او کفهٔ شاهین نهاد
هوش مصنوعی: آرزو به آسمان آمد تا ببیند عقل تو را، و خداوند در دست او ترازوی شاهین قرار داد.
تا که در دست تو پیدا شد کلید گنج علم
دشمنت قفل جهالت بر دل غمگین نهاد
هوش مصنوعی: زمانی که دانش و علم در دستان تو قرار بگیرد، دشمن تو، یعنی جهل، بر دل ناامید و غمگین انسان قفلی میزند.
تا همی دم زد بداندیش تو اندر سِجن بود
چون دمش بگسست با از سِجن در سِجّین نهاد
هوش مصنوعی: هر لحظهای که تو در اندیشهی بد بودی، مانند زندانی در بند گرفتار بودی و هنگامی که نفسش قطع شد، از آن زندان به دنیای دیگری رفت.
تیزی خنجر نهاد اندر سر اقلام تو
آنکه اندر چوب موسی هیئت تِنّین نهاد
هوش مصنوعی: تیزی خنجر بر سر نوشتههایت نهاده شده، همانطور که خدایی که در چوب موسی روح اژدها را قرار داد، این کار را کرده است.
واندر اقلام تو از بهر هلاک دشمنان
قد تیر و شکل رُمح و پیکر زوبین نهاد
هوش مصنوعی: و در میان وسایل تو به منظور نابود کردن دشمنان، قد تیر، شکل نیزه و فرم زوبین قرار داده شده است.
مهترا از ضربت گردون دل من خسته شد
لطف تو بر خستهٔ من مرهم و تسکین نهاد
هوش مصنوعی: ای مه من، دل من از سختیها و مشکلات زندگی زخمی شده است، اما لطف و محبت تو مانند درمانی برای این زخمها عمل کرده و به من آرامش میبخشد.
تا ضمیرم یافت در مدح تو تلقین از خرد
دام فکرت بر ره معنی بر آن تلقین نهاد
هوش مصنوعی: تا زمانی که ذهنم در ستایش تو به فکر فرو رفته بود، اندیشهام را در مسیر درک و معنی به آن القا کردم.
همت عالیت چون بشنید گفتار مرا
کرد تحسین و ز احسان مهر بر تحسین نهاد
هوش مصنوعی: همت بلند تو وقتی به گفتار من گوش داد، مرا تحسین کرد و به خاطر لطف و محبتش، بر تحسین من افزوده شد.
چون دلت را آن پسند آمد عروس شعر من
جودت او را مبلغی هر سال برکابین نهاد
هوش مصنوعی: وقتی دلت به این شعر من علاقهمند شد، مثل عروسی که آن را دوست میدارد، هر سال مبلغی به عنوان هدیه برای او در نظر گرفتم.
عاجز آید زین سخن گر زنده گردد آن که او
داستان بیژن و افسانهٔگرگین نهاد
هوش مصنوعی: اگر کسی که داستان بیژن و گرگین را شنیده دوباره زنده شود، از این سخن و این داستان به شدت شگفتزده خواهد شد و در برابر آن عاجز خواهد ماند.
تا که باشد در نبی نام و نشان آن نبی
کاو پسر را گاه قربان بر گلو سِکّین نهاد
هوش مصنوعی: تا زمانی که نام و نشانی از پیامبر وجود دارد، آن پیامبر، پسرش را به عنوان قربانی بر گردنش مینهد.
بر تو فرخ باد عید آن نبی کاندر جهان
دین تازی را شریعت تا به یومالدین نهاد
هوش مصنوعی: ایام جشن و خوشی برای تو مبارک باشد، چرا که آن پیامبر در جهان، دین اسلام را پایهگذاری کرد و شریعت آن را تا روز قیامت برقرار خواهد کرد.
کرد ایزد هم صلات و هم صیام از تو قبول
وز تو راضی جان آنکاندر شریعت این نهاد
هوش مصنوعی: خداوند هم نماز و هم روزهات را قبول میکند و از تو راضی است، اینها در دین قرار داده شدهاند.