برگردان به زبان ساده
ای ز تو بر هر دماغی صد هوس
وز وصالت خود نشان نادیده کس
هوش مصنوعی: ای تو که هر لحظه در دلها آرزوها برمیانگیزی و کسی جز تو از جاذبههای خود بیخبر نیست.
چیست جز غم با دل من همنشین
کیست جز درد تو با جان همنفس
هوش مصنوعی: دل من جز غم چه چیزی دارد که به آن آرامش دهد و جان من جز درد تو چه چیزی را با خود همراه دارد؟
تیز بازاری و چون تو شکّری
در مه دی هم نمانده بی مگس
هوش مصنوعی: تو در بازار زندگی بسیار تیز و ماهر هستی، مانند شکر که در مه دی (برف و سردی) بدون توقف نمیماند.
تا غمت شحنهست در شهر وجود
فتنه بر تخت است و عدل اندر جرس
هوش مصنوعی: تا زمانی که غم و اندوه تو در وجودت غالب است، در شهر زندگی هرج و مرج و فتنه حاکم است و عدالت به خواب رفته است.
یک لقب برناید از دیوان تو
هیچکس را در جهان جز هیچکس
هوش مصنوعی: هیچکس در دنیا جز هیچکس نمیتواند از آثار و نوشتههای تو، لقب و نامی به خود بگیرد.
تحفهای میخواست عشقت گفتمش
نیست حالی جز به جانم دسترس
هوش مصنوعی: عشق تو خواستهای را میطلبید، اما من به او گفتم که حالتی جز جانم برای تو در دسترس نیست.
خندهای زد گفت مرغی چون اثیر
غبن باشد که بپرّد از قفس
هوش مصنوعی: او لبخندی زد و گفت: مرغی که در قفس احساس نارضایتی و غبن کند، به راحتی از آنجا پرواز خواهد کرد.