برگردان به زبان ساده
مسلمانان فغان از دست چشم کافر مستش
دل آزاد من چون دید سحری کرد و بربستش
هوش مصنوعی: مسلمانان از زیبایی و سحر چشم کافر در غم و اندوه هستند. دل آزاد من وقتی که او را دید، به یکباره مجذوبش شد و همه چیز را فراموش کرد.
خیالت چون نهم بر دل از آن بدعهد بیحاصل
دل من گر به خون دل بگرید جان آن هستش
هوش مصنوعی: اگر در دل من خیال تو بیدار شود، از آنکه بیوفاست و هیچ نتیجهای ندارد، دل من حتی اگر در سوگش بگرید، زندگیام همچنان در خطر است.
سیاها، روی مظلومی که خواهد روی گلرنگش
درازا، دست بیدادی که دارد طرهی پستش
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف یک مظلوم اشاره دارد که تحت فشار و ستم قرار گرفته است. بر روی چهرهاش، زیبایی و لطافت وجود دارد، اما دست ستمگر بر بالای او قرار گرفته و او را به ستم میکشاند. این تصویر نمادی از ظلم و ستم بر بیگناهان است.
تنم در تب همی سوزد، رباب دل چنان گردش
دلم مرهم نمیگیرد، به تیغ غم چنان خستش
هوش مصنوعی: بدنم در آتش تب میسوزد و دلام به خاطر عشق و دلبستگی چنان در تلاطم است که هیچ مرهمی نمیتواند آن را التیام بخشد. غم به قدری خستهام کرده که هیچ چیز آرامم نمیکند.
ز زلفش یادگاری خواستم تا مونسم باشد
به قد من اشارت کرد هم در حال بگسستش
هوش مصنوعی: از موهای او یادگاری خواستم تا همراه من باشد، اما او با اشارهای، همزمان ارتباطش را قطع کرد.
صراحی وار دل پر خون به بزم خسرو عادل
روم بر سر نهم دستی ز دست چشم بد مستش
هوش مصنوعی: دل داغدار و پر از غم خود را مانند جامی پر از شراب به نمایش میگذارم، و بر سر کسی که به من آسیب رسانده، دستی میزنم تا از چشمت بدی دور شود.