برگردان به زبان ساده
یک نظر در صورت آن روح روحانی نگر
بسته سنبل پای گل بر سرو بستانی نگر
هوش مصنوعی: به یک نگاه به چهره آن روح آرام و معنوی بینداز. همچنین به زیبایی گلها و سروهای باغ توجه کن که مانند سنبل در پای یکدیگر خود را نشان دادهاند.
تا سپهر گویزن بینی مه چوگان گذار
خیز و در میدانش بر یک ران چوگانی نگر
هوش مصنوعی: اگر در آسمان، مه مانند گوی در حال چرخش است، از جا برخیز و در میدان بازی، به تماشای زیبایی چاهانی که در آن بازی میکنند، بنگر.
میر خوبان است، کاوردهست منشور جمال
اینک اینک بر رخش طغرای سلطانی نگر
هوش مصنوعی: این فرد، بهترین زیباییها را به خود گرفته است و اکنون میتوانی زیباییهای او را مشاهده کنی که مانند نشان سلطنت در چهرهاش جلوهگری میکند.
در شکنج غبغبش چاه ذقن محبوس ماند
یارب آن زندان دلها، چاه زندانی نگر
هوش مصنوعی: در حالت منحنی گردنش، چاه ذقن به دام افتاده است. ای کاش بتوانی آن زندان دلها را ببینی که چاه همچون زندانی است.
دعوی خون گرد بر من، خط او گفتم چرا
گفت که اینک حجتی شرعی و برهانی نگر
هوش مصنوعی: بر من ادعای انتقام خون تو مطرح شده است، اما خط او را که دیدم، گفتم چرا این را بیان کردی؟ اکنون ببین که این حجت و دلیل قابل توجهی است.
زلف و چهرش بر کنار شام باد و نیمروز
با سپاه کفر بر مرز مسلمانی نگر
هوش مصنوعی: موها و چهرهاش کنار شام، در دل نیمروز، با لشگری از کافران بر مرز مسلمانان، نگاهی کن.
قاصدا، یک ره به تبریز آی و رخسارش ببین
مصر اعظم دار ملک ماه کنعانی نگر
هوش مصنوعی: ای رسیدن، یک بار به تبریز برو و چهرهاش را ببین، به مانند چهرهی ملکه مصر که ماهی از سرزمین کنعان است.
با گشاد غمزهی تیرافکنش بر راه او
گشتگان آشکار از زخم پنهانی نگر
هوش مصنوعی: با نگاهی پر از فریب و جذابیتش، افرادی که در مسیر او حرکت میکنند، به وضوح از دردهای نهانی که دارند، نمایان میشوند.
در نثار موکب حسنش اثیر از اشک خون
بر سر مژگان گرفته لعل پیکانی نگر
هوش مصنوعی: در تشییع و احترام به زیباییهای او، اشکهای خونین بر روی مژگان من نشسته است. به رنگ لعل و سرخ، همچون نگینهای زیبایی میدرخشد.