برگردان به زبان ساده
بر آن کس که کمتر ز سگ باد پیشت
چرا شیر طاقی کند چشم میشت
هوش مصنوعی: اگر کسی کمتر از یک سگ برای تو ارزش قائل باشد، چرا باید انتظار داشته باشی که او به تو احترام بگذارد یا به وجود تو اهمیت بدهد؟
رخت، عهد دلها، از آن داد فتوی
به فرمان من غمزه جور کیشت
هوش مصنوعی: لباس تو، پیمان دلهاست؛ بر اساس فرمان من، غمزهای که بر توست، حکم میدهد.
به صد ساله ره، خون عاشق بریزی
حقیقت تو ماهی و عشاق خیشت
هوش مصنوعی: برای رسیدن به عشق، باید سالها راه بسوزی و جان بدهی. حقیقت تو همانند ماهیی است که عاشقان به طرف آن میروند.
امیر بتانی تو چون شحنه بد
چه بیگانه در جور کردن چه خویشت
هوش مصنوعی: امیر بتانی، تو مانند یک نگهبان هستی که در موقعیتش به خوبی عمل نمیکند. چه فرق دارد که بیگانهها در ظلم و ستم کنند یا خود تو همین کار را انجام دهی؟
به شکرانه جان، سازم آماج تیری
که بر نام من سر برآرد ز کیشت
هوش مصنوعی: برای ابراز gratitude و شکرگزاری، هدف دوم را قرار می دهم، تیرِ محبت که بر نام من هدف میگیرد و از آن جا بر میخیزد.
بر این خسته دل نوک مژگان همی زن
که شد نوش من بارد از نوک نیشت
هوش مصنوعی: به این دل خسته زمانی را به آرامی یاری کن، زیرا بوسهات به من دوباره زندگی میدهد.
به خوردن اگر رخصتی هست، دردت
ز مردن اگر چارهای نیست پیشت
هوش مصنوعی: اگر فرصتی برای خوش گذرانی وجود دارد، پس باید با درد مرگ که چارهای برای آن نیست، مواجه شوی.
تو خود در جهان من مینگنجی مرا بین
که بنشاندهام در دل تنگ ریشت
هوش مصنوعی: تو در زندگی من حالت نرمی را نداشته باش و مرا به گونهای نبین که من را در دل تنگ ریشت جا کردهام.
به بیش و کم من کجا سر در آری
که چون من سر از پیش صد هست بیشت
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که من در دنیای احساسات و تجربیات خود تنها نیستم و درک عمیقتری از زندگی دارم. من هرگز نمیتوانم به کسی که به اندازه من زندگی کرده یا احساسات عمیق را تجربه کرده، نزدیک شوم. در واقع، هر چه بیشتر در زندگی پیش میروم، فاصلهام از دیگران بیشتر میشود.
اثیر از تو بیمار در پرده افتد
چو در چشم باشد به عشاق خویشت
هوش مصنوعی: وقتی عاشقانت از تو دور شوند، حال بیمار تو مانند حال کسی است که در پردهای پنهان است. وقتی که تو در چشمان آنها حضور داری، حال آنها بهتر میشود.