برگردان به زبان ساده
هرکه عشقت خرید جان بفروخت
و آن خریدن بدو جهان بفروخت
هوش مصنوعی: هرکس که عشق تو را پذیرفت، جانش را فدای آن کرد و با این کار، به خاطر تو دنیا را رها کرد.
در هوای تو دل قفس بشکست
ز قفس بگذر آشیان بفروخت
هوش مصنوعی: دل من که در حسرت دیدار تو محبوس بود، از قفس خود آزاد شد و حالا با عشق تو، آشیان خود را رها کرده است.
هر که نام تو خواست برد نخست
بر مراد و ادب زبان بفروخت
هوش مصنوعی: هر کسی که به یاد توست، ابتدا باید به خواسته و ادب زبانش توجه کند و دلسوزی کند.
وان که یک روز شد معامل تو
تا بس دیر خانمان بفروخت
هوش مصنوعی: آن کسی که یک روز با تو معامله کرد، تا مدتها پس از آن خانمانش را فروخت.
از تو دیده خیال یافت نشان
دل خود را بر آن نشان بفروخت
هوش مصنوعی: از چشمان تو، خیالم نشانهای یافت و دل خود را به آن نشانه فروخت.
جان اگر بر تو صرف شد سهل است
هرکه جانان خرید جان بفروخت
هوش مصنوعی: اگر جان من برای تو صرف شود، هیچ ناراحتی ندارد. هر کسی که معشوق را به دست آورد، باید جانش را در راه او بدهد.
به تو در بست دل به هیچ مرا
سبکی را چنین گران بفروخت
هوش مصنوعی: تو با دل من چه کردهای که این احساس سنگینی را به من القا کردهای و این طور بیاعتنایی میکنی؟
آری ارزان خریده بود متاع
چون در افتاد رایگان بفروخت
هوش مصنوعی: شخصی کالا را با قیمت پایینی خرید و زمانی که به مشکل برخورد، آن را به رایگان ارائه داد.
وانگهی گفت چون اثیری را
کس بدین مایه سوزیان بفروخت
هوش مصنوعی: سپس گفت که هیچ کس به این اندازه با شدت و حرارت به وجود یک موجود روحانی نزدیک نشده است.