برگردان به زبان ساده
ای به هلاک جان من، عشق تو را کفایتی
رخصت خون خلق را، حسن تو محکم آیتی
هوش مصنوعی: ای عشق تو، جان مرا به خطر انداختهای. عشق تو به قدری باارزش و قوی است که اجازه میدهد حتی به قیمت جان دیگران، از زیبایی و حسن تو پاسداری شود.
شحنه خاص توست غم، وز کف ریش خشک او
جان ببرم به شرط آن، کز تو بود حمایتی
هوش مصنوعی: غم تنها متعلق به توست، و من جانم را از این مرد غمگین میستانم، به شرطی که حمایت تو را داشته باشم.
گوش تو تنگ بارتر، از دهنت چو بشنود
غصهی هر حکایتی، قصهی هر شکایتی
هوش مصنوعی: اگر صدایت به گوشش نرسد و نتوانی غصه و شکایتهایت را بیان کنی، پس گوش او حساستر از آن است که به داستانهای ناراحتیهایت گوش دهد.
گشت مسلمت جهان از پی فتنه هر زمان
گرد میار لشگری، بر مفراز رایتی
هوش مصنوعی: جهان به خاطر مشکلات و آشوبها در حال تغییر است، هر بار که به بحران جدیدی برمیخوریم باید جمعیتی را گرد هم آوریم و از پرچم خود دفاع کنیم.
از تو حکایتی شدم، گرد جهان تو همچنان
بر سر غفلت خودی، اینت نکو عنایتی
هوش مصنوعی: من به واسطه تو داستانی شدم، اما تو همچنان در غفلت خودی و از این موضوع غافل هستی، که این برای تو خوب نیست.
ساختنی است با منت، گر سر علم دیدهای
در سر نیم آه من سوختن ولایتی
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اگر در مسیر دانش و آگاهی قرار داشته باشی، باید با صبر و تحمل به دنبال آن باشی، حتی اگر برای رسیدن به هدف به سختیهایی برخورد کنی. در این راه، نالهها و دردهای درونی ممکن است تو را فرسوده کند، اما این تلاشها ارزشمند هستند.
هم به تو در گریختم از ستم تو، وای من
گر نبری تو رحمتی یا نکنی حمایتی
هوش مصنوعی: من از ظلم تو به سوی تو فرار کردم، ای وای! اگر رحمتی به من نرسانی یا حمایتی از من نکنی.
جز غم تو چه خوردهام ار تو کنی تقربی
در حق تو چه گفتهام بیهوست حکایتی
هوش مصنوعی: جز غم تو چه چیزی را چشیدهام؟ اگر تو به من نزدیک شوی، چه چیزی دربارهی تو گفتهام؟ بی تو، قصهای دارم.
گرچه دراز درکشد کار من و تو هم بود
عشق مرا فذالکی حسن تو را نهایتی
هوش مصنوعی: با وجود اینکه کار من و تو ممکن است طولانی و دشوار باشد، اما عشق من به تو پایانی ندارد و زیبایی تو بیپایان است.