برگردان به زبان ساده
در کار تو از دست بشد عهد جوانی
من سوخته زین غصه، نماندم، تو بمانی
هوش مصنوعی: در کار تو، جوانی و عمرم به هدر رفته است و از این درد و غم، دیگر دوام نیاوردهام، حالا تو بمان و من بروم.
با آنکه من از عشق تو رسوای جهانم
هم راضیم اندی، که تو زیبای جهانی
هوش مصنوعی: با اینکه من به خاطر عشق تو در دنیا رسوا شدهام، اما بازهم راضیام، چون تو زیبای جهانی.
رحم آر، چو دیدی که منم این نه، حبیبم
شکرانهی آن را که نه آنی که چنانی
هوش مصنوعی: لطفاً به من رحم کن، چون وقتی که میبینی من اینجا هستم، بدان که من دوست تو هستم. شکر گزارم که تو این طور نیستی، یعنی تو آن چیزی نیستی که به ظاهر به نظر میرسد.
نی نی برو از تنگدلان یاد میاور
آن ناز تو را بس که تو خود تنگدهانی
هوش مصنوعی: دور شو و به یاد تنگدلان نیفت، زیرا آن زیبایی تو کافی است که خودت هم در تنگدستی به سر میبری.
هجر دهن تنگ تو اکنون که ضروری است
بگذار به ما تنگ دل ما به نشانی
هوش مصنوعی: در حال حاضر که دوری و جدایی ضروری است، بهتر است ما دل تنگ خود را به نشانهای برای تو بسپاریم.
صد عهد به بستی و هم آنگه بشکستی
ما را به از این بود به عهد تو گمانی
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که شخصی وعدههای زیادی به شخص دیگری داده، اما تمامی آن وعدهها را نیز نقض کرده است. بنابراین، بهتر بود که هیچ امیدی به وفای عهدش نداشت.
گفتی گل رخساره ی من خاص تو باشد
دیدی که چو سوسن به سزا جمله زبانی
هوش مصنوعی: گفتی که زیبایی صورت من تنها برای توست، اما دیدی که مانند گل سوسن، همه را به خود جلب میکند و زیباست.
بردی دل بیچاره اثیر از سر شوخی
خوش باش که گر جان ببری، هم دل و جانی
هوش مصنوعی: دل بیچارهام را به سادگی و شوخی ربودی. خوش باش که اگر جانم را هم بگیری، باز هم دلی و جانی با تو خواهد بود.