برگردان به زبان ساده
ای دل آخر تا کی این دیوانگی
هر زمانی با منات بیگانگی
هوش مصنوعی: ای دل، تا کی باید این دیوانگی را تحمل کنی، در حالی که هر لحظه با احساس تنهایی و بیگانگی دست و پنجه نرم میکنی؟
خود گرفتم، یار شمع مجلس است
بر تو واجب نیست، این پروانگی
هوش مصنوعی: من به خودم رسیدم و متوجه شدم که یار، شمع مجلس است، بنابراین بر تو لازم نیست که اینقدر پروانهوار دنبالش بچرخی.
دام او را، مرغ کشتی بس بُوَد
مرغ او را کرد خواهی دانگی
هوش مصنوعی: پرندهای که در قفس دام شکارچی گرفتار شده، به اندازهای در زنجیر است که دیگر نیازی به نغمهخوانی و آزادی ندارد. هر کس که او را میبیند، میداند که دیگر نمیتواند آزادانه پرواز کند.
کی شود معشوق دست آموز تو
او چنان وحشی، تو زینسان خانگی
هوش مصنوعی: چگونه ممکن است محبوب تو که اینقدر آزاد و وحشی است، به راحتی تحت کنترل تو درآید، درحالی که تو اینقدر به او وابستهای و خانگی رفتار میکنی؟
آفتابی بر فلک خرمن زده است
ذره این جا کیست از بیمایگی
هوش مصنوعی: خورشید در آسمان درخشان دارد و اینجا یک ذره از آن، با ناتوانی و ترس خود، به چه کسی نسبت داده میشود؟
تهمت زنجیر او، بر در زده است
حلقهوار از حلقهی فرزانگی
هوش مصنوعی: اتهام و سرزنش او مانند زنجیری است که به دور فرزانگی و دانایی پیچیده شده و آن را محاصره کرده است.
تهمت زنجیر با دیوانگان
خود عجب حرفی است، از دیوانگی
هوش مصنوعی: اتهام زنجیر به دیوانگان، خود نشاندهنده نوعی جنون است.
بس که افسونها به گوشت کرد اثیر
در زبان این و آن افسانگی
هوش مصنوعی: چقدر جادو و سحر بر گوشت تأثیر گذاشت که زبان این و آن پر از داستان و افسانه شده است.