برگردان به زبان ساده
دیدهی مور است، یا دهان که تو داری؟
پارهی موی است، یا میان که تو داری؟
هوش مصنوعی: چشمانت کوچک است و شبیه به چشمان مورچه، یا دهانت که فقط بخشی از مو است، یا میان بدنت که به نظر میرسد.
جز به سخن های دلفریب نشانی
می نتوان داد از آن، دهان که تو داری
هوش مصنوعی: تنها از طریق کلام زیبا و دلنشین نمیتوان به نشانهای از آنچه که در دل تو نهفته است، پی برد.
چون تو به میدان دل سوار بر آیی
خاصه به چالاکیای چنان که تو داری
هوش مصنوعی: وقتی تو با مهارت و چالاکی وارد میدان دل میشوی، وضعیتی خاص و منحصر به فرد پیدا میکنی.
سست رکابی است، عقل خیره بماند
والهی آن دست و آن عنان که تو داری
هوش مصنوعی: عقل در برابر تو و دست و افساری که در اختیار داری، ناتوان و حیران است. این قدرت و تسلطی که تو داری، باعث میشود که درک و فهم عقل حتی به تنگنا بیفتد و نتواند راهی بیابد.
عشوه دها، عمر بستدی و ندادی
زانچه تو دانی بدان زبان که تو داری
هوش مصنوعی: با ناز و عشوههای خود، عمر من را به هدر دادی و از آنچه خود میدانی، چیزی به من ندادی که من بتوانم با زبانی که خود داری، متوجه شوم.
شرم ز روی تو زین معامله، الحق
سود که من کردم و زیان که تو داری
هوش مصنوعی: من از این که به خاطر تو دچار چنین وضعیتی شدم خجالت میکشم؛ راستش من در این معامله به سود رسیدم و تو زیان کردی.
طنز کنی هر زمان، که از تو چه دارم
آه، از آن شوخ دیدگان که تو داری
هوش مصنوعی: هر زمان که طنازی کنی، آه از آن چشمان زیبا و شیطنتآمیزی که تو داری و من از آنها چه میدانم.
گوش همی دار، از آن که راحت دلهاست
آن دل گم گشته، در غمان که تو داری
هوش مصنوعی: گوش کن، زیرا آرامش دلها در این است که آن دل گمشده را که در غم توست، پیدا کنی.
اینت مسلمان شود محال میندیش
دل بربائی و کس مدان که تو داری
هوش مصنوعی: به هیچ وجه به این فکر نکن که دل کسی را بشکنی یا از خود برانی، زیرا بدین سبب هیچ کس را مسلمان نخواهی کرد.
خود کم من گیر باز گفته نیاید
پیش وزیر آن خدایگان که تو داری
هوش مصنوعی: خودت را کمتر از آنچه که هستی تصور نکن، زیرا نباید در حضور وزیر آن خداوند بزرگ، چیزی را که از آن توست، نادیده بگیری.