برگردان به زبان ساده
جانم فدای توست، که جانان من توئی
شمع وثاق و تازهگلستان من توئی
هوش مصنوعی: جان من فدای توست، زیرا تو محبوب منی و روشنیبخش و تازگیبخش وجودم هستی.
هستند شاهدان شکر لب به عهد تو
لیکن از آن میانه به دندان من توئی
هوش مصنوعی: شاهدانی با لبهای شیرین در پیوند تو وجود دارند، اما میان این همه، فقط تو هستی که بر دندان من نقش بستهای.
جان بر سر غم تو نهم، وز من این سخن
بی حرمتیست جان، چه بود، جان من توئی
هوش مصنوعی: جانم را بر سر غم تو فدا میکنم، اما این که بگویم، به خود من بیاحترامی است. جانم چیست جز تو؟
در عشق تو به خدمت سلطان برآمدم
ای مه، سعادت تو که سلطان من توئی
هوش مصنوعی: به خاطر عشق تو، به خدمت تجاوز کردم و خود را در اختیار تو قرار دادم، ای ماه. خوشبختی من این است که تو برای من همانند سلطانی هستی.
آنکس که گفت اثیر، به زنگان چه میکنی
زین نکته غافل است، که زنگان من توئی
هوش مصنوعی: کسی که گفت آنگاه به اثر میرسد، نمیداند که در حقیقت زنگان (شکاف) خود تو هستی.