برگردان به زبان ساده
پسرا، هست روز آن که تو روی در وفا کنی
ز من ار پند بشنوی، ره وحشت رها کنی
هوش مصنوعی: روز خواهد آمد که اگر به وعدهات وفا کنی و از نصیحتها بهرهگیری، میتوانی از دلتنگی و تنهایی رها شوی.
نه چنان پای در گلم، که ز تو مهر بگسلم
چو خبر داری از دلم، به وفا گر صفا کنی
هوش مصنوعی: من به هیچ عنوان از محبت تو جدا نخواهم شد، چون از احساسات من باخبر هستی. اگر واقعاً بخواهی که راهی برای بهبود روابطمان پیدا کنی، این کار به سادگی امکانپذیر است.
بکند چشم آشنا، همه شب در سرشک خون
اگرش با خیال خود، نفسی آشنا کنی
هوش مصنوعی: اگر چشمان آشنا را به خاطر غم و اشک شبانه غرق کنی، شاید بتوانی با خیال خود او را کمی نزدیکتر کنی.
دو جهان نهد سر بدین، سرای بو که تا مگر
قدمی بر سمک نهی، گذری بر سما کنی
هوش مصنوعی: دو جهان را زیر پا بگذار و به سرای خوشبو وارد شو، تا شاید قدمی بر دنیای مادی بگذاری و گذرگاهی به عالم بالا برای خود فراهم کنی.
ز رخ تو آفتاب و مه، به حدق برند جمله ره
تو در این موکب و سپه، نکنی تا یکجا کنی
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی چهرهات، مانند آفتاب و ماه، همه در این دسته و جمعیت به تو نگاه میکنند و نمیتوانی حتی یک لحظه در اینجا ثابت بمانی و آرام بگیری.
طمع بوسه است و بس، ز لب تو اثیر را
به سر تو، گر که اینقدر طمع او ادا کنی
هوش مصنوعی: عشق و اشتیاق من به بوسهای است که از لبهای تو برخواهم گرفت. اگر تو هم اینقدر تمایل به این عشق داشته باشی، پس این خواسته من برآورده خواهد شد.