برگردان به زبان ساده
ای غمت در جان من آویخته
نه، که خود با جان من آمیخته
هوش مصنوعی: اندوه تو در وجود من چنان گره خورده که انگار جزئی از جان من شده است.
یاد رویت در نگارستان دل
صد هزاران مهر و مه انگیخته
هوش مصنوعی: یاد چهرهات در دل من، که مثل یک باغ پر از زیباییست، میلیونها احساس عشق و جذابیت را برانگیخته.
غمزهی خونخوارهی بیآب تو
آب چشم و خون دلها ریخته
هوش مصنوعی: نگاه نگاهی خشمگین و آسیبزننده تو، باعث شده که اشک و خون دلها بریزد.
خاکپاشان دو عالم را هوات
آب بر رخ، خاک بر سر بیخته
هوش مصنوعی: آب و هوای دو جهان، بر چهره خاک میبارد و بر سر آن پاشیده میشود.
دوری روی تو دور از روی تو
کار من چون زلف بر هم ریخته
هوش مصنوعی: دوری از تو باعث شده که کارهایم بینظم و آشفته شوند، همانطور که زلفهای به هم ریخته بینظم هستند.
باد سردم هر دم از نوکِ مژه
صد هزاران نکته اشک آویخته
هوش مصنوعی: هر لحظه از چشمان من قطرات اشکی آویزان میشوند که مانند نکات و نکتهسنجیهای زیادی به نظر میرسند، در حالی که باد سردی به وجودم میوزد.
هرکه را با خویشتن خوانده غمت
چون اثیر از خویشتن بگریخته
هوش مصنوعی: هر کس که به درون خود نگریسته و خودش را شناخته باشد، غم و اندوهش مانند یک مگس از او دور شده است.