برگردان به زبان ساده
ای سعی کرده عشق تو در خون و جان من
تیر بلای تو، نه به شست و کمان من
هوش مصنوعی: عشق تو چنان در وجودم نفوذ کرده که حتی تیر درد و رنجی که از تو به من میرسد، نتوانسته به زخمهای من پایان دهد.
این دوستی بود، که چو من سوخته دلی
بگذاری و بسازی، با دشمنان من
هوش مصنوعی: دوستی بود که با وجود اینکه قلبش مثل من سوخته و غمگین بود، تصمیم گرفت کنار برود و با دشمنان من ارتباط برقرار کند.
از آن جمال و چهرهی زیبا که آنِ توست
نابوده جز خیال تو، در دیده آنِ من
هوش مصنوعی: چهره زیبا و جذاب تو در ذهن من بیشتر از واقعیت وجود دارد و تنها در خیال من تصویر شده است.
ترسم که غوطهای خورد آن هم در سرشک
دریا شدهست دیدهی گوهرفشان من
هوش مصنوعی: نگرانم که چشم من که پر از اشک و زیبایی است، در عمق دریا غرق شده باشد.
زین فرقت دراز، که نام و نشانش کم
دانی چگونه گشت تن ناتوان من
هوش مصنوعی: از این جدایی طولانی، که نمیدانی نشانه و نامش چیست، بدنی ضعیف و ناتوان بر من حاکم شده است.
در جامه هیچ دیده ببیند خیال تو
جز ناله هیچ گوش نیابد نشان من
هوش مصنوعی: در هیچ لباسی تصویری از تو دیده نمیشود و هیچ گوشی غیر از ناله من نشانی از من درک نخواهد کرد.
در من زبان طعنه چرا میکنی دراز
گردان به مدح صدر زمانه، زبانه من
هوش مصنوعی: چرا به من طعنه میزنی؟ بهتر است به ستایش بزرگان زمانه بپردازی، نه به سرزنش من.