برگردان به زبان ساده
پردردم و بمانده ز درمان خویشتن
گم کرده در هوای تو درمان خویشتن
هوش مصنوعی: من بسیار دردمند هستم و هنوز نتوانستهام به درمان خود برسم، در حالی که در دنیای تو، راه درمان خویش را گم کردهام.
حال مرا ز درد تو سیری نمیکند
سیر آمدم به جان تو از جان خویشتن
هوش مصنوعی: حال من از درد تو بهبود نمییابد؛ به جان تو آمدهام و از جان خودم سیر شدهام.
چون گوی شد دل من و زلفین پرخمست
گوی مرا ربود به چوگان خویشتن
هوش مصنوعی: دل من مانند گوی است و زلفهایش پر از پیچ و تاب است؛ گویی که قلب من را به کودکان خودش برده است.
ای برزده به دامن بیداد دست چرخ
از دست تو دریده گریبان خویشتن
هوش مصنوعی: ای کسی که به گردنت ظلم و ستم مینشیند، چرخ روزگار از دست تو در میرود و خودت را در این وضع رنجیدهای.
بیرحمی است پیشه دوران و از توهم
رسم دگر میار به دوران خویشتن
هوش مصنوعی: دوران به شدت بیرحم است و از تو انتظار نداشته باش که رسم و رسوم متفاوتی با آن را برای زندگیات انتخاب کنی.
زلف تو را که صاحب ملک ستمگریست
ظلم آیتیست، آمده در شان خویشتن
هوش مصنوعی: موهای تو مانند نشانهای از ستمگری است که به خودی خود نمایانگر ظلم و بیعدالتی است.