برگردان به زبان ساده
شبِ دوش، با دوست می خوردهام
بگو نوش، کز دست وی خوردهام
هوش مصنوعی: شبی که گذشته است، با دوست مشغول نوشیدن بودهام و حالا میگویم که از دست او نوشیدهام.
به خصل سبک باج جان بردهام
بد او، کران، ملک ری خوردهام
هوش مصنوعی: من به خاطر ویژگی های ظریف خود، زندگی را از دست دادهام و در عوض، از زمین ری و مناطقی دیگر بهرهمند شدهام.
من و مجلس خاک در کل عمر
چنین می، کجا تا که کی خوردهام
هوش مصنوعی: در تمام عمرم در این مجلس خاکی، هرگز نمیدانم که تا کی و کجا مشغول نوشیدن این میگوهر هستم.
ز کوثر نم، از خلد خود دیدهام
ز آتش تف، از ورد خوی خوردهام
هوش مصنوعی: از نهر کوثر، طراوت و تازگی را دریافت کردهام و از بهشت خود، دیدهام. همچنین از آتش عشق، حرارت و سوزش را احساس کردهام و از ذکر و یاد خدا، بهرهمند شدهام.
نگیرد خمار و نگیرد تبم
به یک بار، تا ترک می خوردهام
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که حالتی از مستی و سرخوشی به من دست نمیدهد و تب و شعف عمیق من یکباره شکل نمیگیرد، مگر اینکه من در گذشته تجربه نوشیدن شراب را داشته باشم. در واقع، اشاره به این دارد که این حالت مستی و نشئگی به تدریج و بر اساس تجربه قبلی شکل میگیرد.
بهار دلم، آب رز دان کز او
به تیغ سلم خون دی خوردهام
هوش مصنوعی: بهار دل من، مانند آبی از گل رز است که از تیغ شمشیر خونین دی گذشتهام.
ز مستی، که بودهست آگه نیام
که کی خفتهام چند می خوردهام
هوش مصنوعی: از مستی نمیدانم که کی خوابیدهام و چه مدت مشغول نوشیدن بودهام.
خمیده چو چنگم خروشان چو نی
چنان بر تن چنگ و نی خوردهام
هوش مصنوعی: مثل ساز چنگی خمیدهام و همچون نی پر سر و صدا. به گونهای در وجودم طنین این سازها جا گرفته است.