برگردان به زبان ساده
خیز تا دست طرب یک دم، به جام میزنیم
دوستگانی بر رخ ماه مبارک پی زنیم
هوش مصنوعی: بیا که لحظهای شاد باشیم و با دوستیهای خود، به شادی و خوشی بپردازیم و به چهره ماه زیبای تو نگاه کنیم و از خوشیها بهرهمند شویم.
پای در میدان عشق لعبتان غُز نهیم
دست بر فتراک مهر لعبتان ری زنیم
هوش مصنوعی: در میدان عشق، با دل و جان به بازی عشق وارد میشویم و با دستانی پر از محبت، عشق و احساسات را به هم تقدیم میکنیم.
ما کم از پروانهایم آخر، مگر می آتش است
هرچه بادا باد، بل تا خویشتن بر وی زنیم
هوش مصنوعی: ما هم مثل پروانهایم، مگر اینکه آتش در وجودمان وجود دارد؛ بنابراین هر چه پیش بیاید، به خودمان ادامه میدهیم تا به هدف خود برسیم.
لشکری میسازد اوباش خرابات آنگهی
قصد تاج خان کنیم و رای ملک کی زنیم
هوش مصنوعی: افرادی که در میخانهها هستند، با هم جمع میشوند و گروهی تشکیل میدهند. سپس به فکر این میافتند که تاج و تخت را به تصرف خود درآورند و به فکر حکومتداری میافتند.
قوت دلهای نازک، در گل ما تعبیه است
حسبة لله سنگی بر سر این کی زنیم
هوش مصنوعی: دلهای حساس و ضعیف نیاز به قوت و قدرت دارند که در گل و لطافت زندگی نهفته است. ما به خاطر رضای خدا سنگیندل و سختگیر نباشیم.
گر بر این آهنگ زیرش مستی ما بگسلد
هستی یک سر زخمهای بر بام و بر لاشی زنیم
هوش مصنوعی: اگر بر این آهنگ و ریتم متوجه شویم که شادی و مستی ما از بین برود، تمام وجودمان را به یکباره به ضربتی بر ساز و دمی خواهیم زد.
او قدحها در کشد، زین باده و لب نسترد
ما به بویی جرعهی صد سال هویی هی زنیم
هوش مصنوعی: او جامها را سر میکشد و از این شراب و لب دلبند ما با بویی که انگار هزار سال است، آغوشی برای خنده و لذت میگشاییم.
تا دمی دیگر، دم عالم فرو خواهد شدن
ما ز صحبت گر دمی داریم با هم کی زنیم
هوش مصنوعی: تا زمانی که دمی دیگر باقی مانده است، ما از صحبت و گفتوگو با هم بیشتر استفاده نکنیم، زیرا ممکن است هر لحظه این فرصت به پایان برسد.
گر دمی دیوانه با ما، دم زند همچون اثیر
آهی از دل بر کشیم و آتش اندر نی زنیم
هوش مصنوعی: اگر لحظهای دیوانگی با ما باشد، بهگونهای عمیق نفسی از دل میکشیم و آتش را در نی نمیدمیم.