برگردان به زبان ساده
پیمان شکنا بر سر پیمانت نمیبینم
طغرای وفا بر سر فرمانت نمیبینم
هوش مصنوعی: من نمیبینم که کسى به عهد و پیمان خود وفا کند و نشانهای از وفاداری در اطراف تو نمیبینم.
از تو گلهها دارم در خون دل آغشته
تا عرضه کنم بر تو خندانت نمیبینم
هوش مصنوعی: من از دلهای شکسته و دردناک زیادی به تو هدیه میدهم، اما تو در برابر آنها هیچ توجهی به من و غمهایم نداری.
از غایت حسن تو در غیرت چشم خود
پیدات نمییابم پنهانت نمیبینم
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی تو، نمیتوانم در چشمانم تو را پیدا کنم و به نظر میرسد که تو از دید من پنهانی.
گرچه ز تو میگویم در گفت نمیآیی
ورچه به توام زنده چون جانت نمیبینم
هوش مصنوعی: اگرچه از تو سخن میگویم، اما در کلامت نمیآیی و اگرچه به تو عشق میورزم، اما جانت را نمیبینم.
تا خود چه سواری تو کز غایت چالاکی
جز بر دل و بر دیده جولانت نمیبینم
هوش مصنوعی: تا زمانی که خودت به چه اندازه چالاکی میرسی، جز این نمیبینم که فقط بر دل و چشم من تأثیر میگذاری.
در خوبی و چالاکی چون شعر اثیری تو
الا دل تنگ او میدانت نمیبینم
هوش مصنوعی: در زیبا بودن و چابکی، شبیه شعر دلنشینی هستی، اما جز دل محتاط او، چیزی نمیبینم.