برگردان به زبان ساده
درد هجران تو را داغ جگر ساختهام
گرد میدان تو را کحل بصر ساختهام
هوش مصنوعی: شوق و اندوه دوری تو به اندازهای در وجودم اثر گذاشته که قلبم را آتش زده و به یاد تو، چشمانم را زینتی از عشق و اشتیاق ساختهام.
نبود نام تو ای یار نه نزدیک و نه دور
تو زمن هیچ و من از تو همه بر ساختهام
هوش مصنوعی: عزیزم، نه در نزدیکی و نه در دوری، نام تو برای من وجود ندارد. من هیچ چیزی از خودم ندارم و تمام وجودم از تو تشکیل شده است.
پردهی کژ مده، ای هستی من بُردهی تو
گرچه با زخمه سر کژّ تو در ساختهام
هوش مصنوعی: ای هستی من، پرده را کج قرار نده و بدان که اگرچه من با زخمهای از درد و رنج به تو پرداختهام، اما باز هم تو را از خودم نمیبرم.
خطی آمد ز تو در خون من و من چو قلم
پیش از آن خط قدم از تارک سر ساختهام
هوش مصنوعی: نامهای از تو به خون من رسید و من مانند قلم، قبل از آنکه آن خط بیفتد، از روی سرم نوشتهام.
طوق زر کردی رفتم مگر از راه جمال
دست در گرد میان تو کمر ساختهام
هوش مصنوعی: من به خاطر زیباییات زنجیر طلا را به گردن خود انداختم و از راه تو رفتهام؛ اکنون کمربند تو را در دستان خود دارم.
سرو بالائی و سوسنبر و گل عارض و من
ز تو بستان تماشای نظر ساختهام
هوش مصنوعی: تو مانند سرو بلند و گل سوسن هستی و من با زیبایی چهرهات، چشمانم را پر از تماشای تو کردهام.
ای بسا شب که تو در خلوت و من تا به سحر
از قد خفته خود حلقه در ساختهام
هوش مصنوعی: بسیاری از شبها، من در تنهایی خود، تا سپیدهدم به یاد تو و از غم دوریات، گردنگگیر حلقهای را از خواب خویش ساختهام.
حلقه حلقهست در داج فلک آه اثیر
زان گل حلقه آئینه در ساختهام
هوش مصنوعی: در حلقههای دایرهای که در آسمان قرار دارد، نالهای از جنس زیبایی آن گل به گوش میرسد که من از آن حلقهها، آئینهای ساختهام.