برگردان به زبان ساده
جهان را هم جهان بانی است، پیدابین و پنهان دان
که زیر گنبد نیلی، پدید آورد چار ارکان
هوش مصنوعی: در این دنیا، کسی وجود دارد که مسئولیت هر چیز را بر عهده دارد و همواره در حال مشاهده است. او بهطور آشکار و پنهان به خلق و تنظیم جهان میپردازد و چهار بنیاد اصلی جهان را به وجود آورده است.
یکی چون عود پرورده، دویم کافور حل کرده
سیم سیماب گون پرده، چهارم لاله گون مرجان
هوش مصنوعی: اولی مانند چوب خوشبو و معطر است، دومی مانند کافوری است که در آن حل شده، سومی پردهای است با رنگ نقرهای و سیلان شبیه جیوه، و چهارمی شبیه لاله و مرجان است.
جهانی را به یک امر، دو حرفی در وجود آورد
ز نیروی چهار اسباب، زیر گنبد گردان
هوش مصنوعی: جهانی را به سبب یک موضوع ساده، با دو کلمه ایجاد کرد، از توانایی چهار عنصر زیر آسمان بیپایان.
یکی زان گوهر قابل، دویم زان قوت فاعل
سیم زان حاجب سایل، چهارم صورت الوان
هوش مصنوعی: در اینجا به چهار عنصر یا ویژگی اشاره شده است: اولین مورد، گوهر یا ویژگی ارزشمند است که دارای قابلیت است. دومین مورد، نیرویی است که باعث فعالیت و عمل میشود. سومین مورد، واسطهای است که به دیگران کمک میکند و مانع از موانع میگردد. و چهارم، ظاهری است که مختلف و متنوع است.
ده و دو پیک را دایم، رفاقت داده در یک ره
از ایشان چار نیکو کار و باقی رند بی سامان
هوش مصنوعی: در اینجا به دو گروه افراد اشاره میشود که همواره در کنار هم هستند. از میان آنها چهار نفر هستند که کارهای خوبی انجام میدهند و بقیه به نوعی بینظم و بدون هدف هستند.
یکی کرّ نیوشنده، دویم عریان پوشنده
سیم محرور جوشنده، چهارم سابق الاقران
هوش مصنوعی: در اینجا به چهار ویژگی یا صفات اشاره شده است. اول، شخصی وجود دارد که خوب گوش میدهد و درک میکند. دوم، کسی است که بدون هیچ پوششی باقیمانده و به نوعی نمایانگر است. سوم، شخصی است که خود را در حال جوشیدن و تپیدن میبیند، نشاندهنده شدت احساسات یا فعالیت. و چهارم، کسی که از پیشینیان خود باخبر و آگاه است، به نوعی در پیوند با تاریخ و نسلهای گذشته قرار دارد.
همیدون دارد آبادان ده و دو خانه بر کوهی
که هشتش منزل نخس است و چارش منزل احسان
هوش مصنوعی: همیدون، که به معنای داشتن یک مکان یا شهرستان است، به آبادانی اشاره میکند. این منطقه شامل دو خانه است که بر روی کوهی قرار دارند. در این کوه، هشت منزل وجود دارد که به عنوان منزل اول شناخته میشود و چهار منزل دیگر به نام منزل احسان هستند.
یکی را گاو فربه تن، دویم را آلت سختن
سیم را چرخ تیرافکن چهارم مشرع الحیتان
هوش مصنوعی: یکی از آنها گاوی چاق و سرحال دارد، دیگری ابزار سفت و محکمی دارد، سومین نفر همچنین چرخ و وسیلهای برای کار سخت دارد و چهارم نیز دابری از حیات را در اختیار دارد.
سپاهی سیصد و شصت و شش اندر خطه دایم
دو تعدیل و دو تغیر اند اندر لشکر ایشان
هوش مصنوعی: در منطقهای خاص، سیصد و شصت و شش سرباز وجود دارند که در صف خود تغییراتی را ایجاد کردهاند و با دو نوع تنظیم و دگرگونی در نیروی جنگیشان مواجه هستند.
یکی تلقین بلبل را دویم آرایش گل را
سیم خون ریزش مل را چهارم خفتن کیهان
هوش مصنوعی: بلبل به ما آموزش میدهد، گل زیباییاش را به نمایش میگذارد، ملخ خونش را میریزد و در نهایت کیهان آرامش خود را مییابد.
دو معمار توانا را، دلالت کرده تا دارند
اساس خطه سفلی بچار اخلاط آبادان
هوش مصنوعی: دو معمار ماهر به کار گرفته شدهاند تا پایههای منطقهای را که به آبادانی مشهور است، بنا کنند.
یکی تری گریزنده، دویم سردی پذیرنده
سیم خشکی است، گیرنده چهارم کرم افروزان
هوش مصنوعی: یکی در حال فرار است و دیگری سردی را میپذیرد. سومی خشک و خالی است و دومی گرما و عشق را به خود جذب میکند.
ریاست داده چار آزاده را، بر عالم و آدم
که هریک راست بر ربعی، بوجه مصلحت فرمان
هوش مصنوعی: به چهار آزاد مرد مدیریت و رهبری داده شده است، تا بر جهانیان و انسانها فرمان بدهند و هر یک بر حسب مصلحت خود تصمیمگیری کنند.
یکی مغزتر شسته، دوم خوش کوشتی رسته
سیم خون پاره ئی، بسته چهارم پوستکی بریان
هوش مصنوعی: شخصی با تجربه و زیرکی در کار و زندگی، دومین شخصی که خوب و با مهارت عمل میکند و باعث پیشرفت میشود، و فرد سومی که با وجود مشکلات و سختیها زنده و پابرجا مانده، در نهایت چهارمی که از سختیها و چالشها به خوبی عبور کرده و با اعتماد به نفس جلو میآید.
بدین چار او نه، هریک را معین کرده تا دارند
نبرد، افروز شاهی را بخوان خویشتن مهمان
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که هر کسی را در مسیر مشخصی روانه کردهاند تا به نبرد بپردازند. حالا باید پادشاهی را که در این جنگ است فراخوانی کرد و به او بگوییم که ما مهمان او هستیم.
یکی دستور گوینده دویم سلطان جوینده
سیم معمار روینده چهارم نسل را دهقان
هوش مصنوعی: یک نفر به عنوان سخنگو عمل میکند، دیگری در جستجوی سلطنت است، سومین نفر معمار زیباییهاست و چهارمی نیز به عنوان کشاورز نسلها را پرورش میدهد.
دسیس و گرمی و سردی بساط افکنده در قالب
بر او به نشسته چار انباز زاو هریک بدیگرسان
هوش مصنوعی: دسیسهها و حال و هوای گرم و سرد در جایی گرد هم آمدهاند و به شکل یک طرح در کنار هم نشستهاند. هر کدام از آنها به نوعی با یکدیگر در ارتباط هستند و نقش خود را ایفا میکنند.
یکی نفاخه ی پر دم، دوم آئینه ی پر نم
سیم بادافکن خرم، چهارم حقه ی مرجان
هوش مصنوعی: یک دمنده قوی، یک آینه ی پر از بخار، یک بادافکن شاداب و سرزنده، و یک تکه مرجان.
ممیز رای و دستوری نهاده صدر بر بالا
چهار ارکان فاضل را به پیش در گه دیوان
هوش مصنوعی: نویسنده با مهارت و دقت، اساس و قواعدی را در صدر قرار داده است که چهار پایه اصلی را به سمت جلو در محضر دیوان راهنمایی میکند.
یکی زان مشرفی متقن دویم مستوفی صاین
سیم دارنده ی خازن چهارم ناظر دیان
هوش مصنوعی: در این بیت اشاره به افراد و نقشهای مختلفی در یک جمع یا نظام اداری وجود دارد. یکی از آنها فردی است که در مقام نظارت و تقویم امور به دقت عمل میکند، در حالی که دیگری مسئولیتهای مالی و اقتصادی را بر عهده دارد. به طور کلی، این افراد در کنار یکدیگر به حفظ و اداره بهتر امور کمک میکنند.
برای هضم اول در بدن کاریگر آورده
مرتب چارجنس اندردو رسته سی ودو دندان
هوش مصنوعی: برای اینکه کارگر بتواند اول غذا را به خوبی هضم کند، باید به طور مرتب چهار نوع غذا را در دو گروه مختلف و با سی و دو دندان که در دهان دارد، مصرف کند.
یکی ساز گزیدن را دویم کز بریدن را
سیم برتر گزیدن را چهارم آسیای نان
هوش مصنوعی: این بیت به مفهوم انتخاب و اولویتها اشاره دارد. در آن گفته میشود که اولویتهایی وجود دارد که برخی از آنها از دیگران برتر هستند. به عنوان مثال، انتخاب ساز و هنر برگزیدهتر از بریدن و قطع کردن، و انتخاب آرد کردن و تهیه نان از این دو انتخاب، ارزش بالاتری دارد. در واقع بیانگر اهمیت و ارزش کارها و انتخابها در زندگی است.
برای هضم ثانی کرده در یک طبخ گه مسکن
بامرش چار استاد سبک دست صناعت دان
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف توانایی و مهارت استادان در هنر و صنایع دستی میپردازد. بیان میکند که آنها با تجربه و دقت، میتوانند حتی در یک مرحله از کار، نتیجهای شگفتانگیز ایجاد کنند. در واقع، ایجاد یک اثر هنری به مهارت و دانش نیاز دارد که استادان در طول سالها کسب کردهاند.
یکی هیزم کش دوزخ، دوم کاریگر مطبخ
سیم دارنده بر رخ، چهارم ثفل ریز خوان
هوش مصنوعی: یک نفر هیزمکش جهنم، نفر دوم کارگری در آشپزخانه که نیاز به سیم دارد، و نفر چهارم کسی است که نان و غذا را تقسیم میکند.
ولیکن هضم ثالث را، چهار اصناف روزی خور
کجا مشغول کرد ستند، هر یک را بدیگرسان
هوش مصنوعی: اما با این حال، چگونه میتوانند چهار گروه از روزیخواران، به یکدیگر مشغول شوند و هر کدام کار خود را انجام دهند؟
یکی جنبندگان تر، دویم خسبندگان بر
سیم سکان صفرا خور چهارم دردی آشامان
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به چهار نوع موجود زنده شده است: یکی موجوداتی که خیلی فعال و پرجنب و جوش هستند، دومی موجوداتی که در حالت استراحت و خواب به سر میبرند، سومی موجوداتی که به نوعی با صفرا درگیر هستند، و چهارمی آنهایی که در حال تجربه درد یا رنج هستند.
چهار آلت فراهم بسته بنای مهندس را
کزو معمور میگردد در و دیوار هر جسمان
هوش مصنوعی: چهار ابزار لازم را جمع کردهاند تا مهندس بتواند ساختمان را بسازد و این ساختمان سبب آبادانی دیوارها و بناهای هر چیزی میشود.
یکی مصاص راوق کش دویم اثقال را، مفرش
سیم دارد مفاصل خوش، چهارم قوت حیوان
هوش مصنوعی: یکی مصاص را به دو سمت میکشیم و خارج میکنیم، میزانی از وزن را با دقت محاسبه میکنیم. همچنین، قسمت هایی که به خوبی مرتب شده اند، جنس شان نقره ای است. در نهایت، تاثیر و قدرت موجودات زنده را نیز در نظر داریم.
سپاس آن داد بخشی را، که ما را رهنمای آمد
بآخر موقف اسرار و اول منزل اعلان
هوش مصنوعی: سپاسگزار خداییم که ما را راهنمایی کرد تا به آخرین مرحله از رازها و آغازین مرحله از آگاهی برسیم.
کند فخار صنع او، زخاکی مختلط صورت
نهد بنای لطف او بر آبی متزج بنیان
هوش مصنوعی: او با دقت و هنرمندی، از خاکی که به هم آمیخته شده، قالبی میسازد و بر پایهای از آبهای رنگین، نیکی و لطف خود را بنا میکند.
چو بار عام را خیزد، جناب کبریای او
رود ملک سلیمان همره درویشی سلمان
هوش مصنوعی: وقتی که روزی بزرگ و عمومی فرا برسد، وجود پرم grandeur او موجب میشود که حکومت سلیمان همراه با درویشی به نام سلمان به حرکت درآید.
ز مشرق تا بمغرب، میدواند دست ابداعش
هزاران کوی زرین، گردنای زمردی چو کان
هوش مصنوعی: از شرق تا غرب، ابداع او را به حرکت در میآورد و هزاران کوچهی طلایی خلق میکند که گردنهای زمردین مانند معادن در آن جا دارند.
به تقدیر از طبیعت، چار شقه چادری بافد
کزو در صفه صورت، شود شه زاده عریان
هوش مصنوعی: براساس خواست طبیعت، پارچهای چهار قسمت شده بافته میشود که از آن، در صحنه زیبا، شاهزادهای برهنه به وجود میآید.
دو قرن رومی و زنگی، عنان در پاردم بسته
بکرد قبه ازرق همی یابند از او جولان
هوش مصنوعی: دو قرن رومی و زنگی، یعنی دو قرن به رنگهای رومی و سیاه، به حالتی شبیه تسلط و حاکمیت اشاره دارد. در این تصویر، حاکمان در سلطه و قدرت خود، به گونهای رفتار میکنند که گویا در دنیای وسیع و پرهیاهویی قرار دارند. قبه آبی نیز نماد آسمان و وسعتی است که آنها در آن جولان میدهند و به نوعی از آزادی و قدرت خود بیشترین بهره را میبرند.
زقطره مهره ئی آرد، بحار از رقعه ی رحمت
ز جمری گوهری سازد و ز دخانی پهنه ی میدان
هوش مصنوعی: از محبت و عشق، جزء کوچکی به دست میآید و از بارش رحمت الهی، دشتها و زمینها به شکل زیبایی پر میشوند، مانند خلق جواهر از خاکستر و دودی که در میدانها پراکنده شده است.
زند بر هفت جدول مسطری یک خط خوش قامت
که سر بروی نهد آن هشتگانه از بن دندان
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به وصف یک خط خوش و زیبا اشاره میکند که بر روی هفت جدول (یا صفحه) کشیده شده است. این خط بهقدری زیباست که بهنوعی همچون سر بر روی یک هشتگانه (که ممکن است به تعدادی دیگر از عناصر اشاره کند) نشسته و از زیبایی آن به وجد میآید. همچنین، نگاهی عمیق به جمال و ویژگیهای ظاهری دارد که به مانند دندانهای زیبایی در نظر میآید.
تپش بخش است و تابش ده چنان خورشید فضل او
که درکه پایه ی هرجان، نهد عرقی بدیگر سان
هوش مصنوعی: نور و انرژی او مانند تابش آفتاب، بر روح و جان انسانها تأثیر میگذارد و باعث حیات و نشاط میشود. او مانند خورشید دانش و فضل، به همه جا روشنی میبخشد و گرما و زندگی را در دلها میافزاید.
قبولش گر همی سر در، اثیر خسته جنباند
فلک گوید بنامیزد، زهی تمکین زهی امکان
هوش مصنوعی: اگر او را بپذیری، حتی اگر خسته باشد، آسمان حرکتی خواهد کرد و به نام تو بزرگداشت خواهد کرد. چه شایستگی و چه امکان بزرگی که در تو وجود دارد!
نه هرکس لفظی آراید، زهر لفظی سخن زاید
سخنگو آنچنان باید که داند قشر و لُب آن
هوش مصنوعی: هر کسی که بخواهد حرفی بزند، لزوماً نمیتواند سخن درست و مفیدی ارائه دهد. سخنگو باید کسی باشد که به ظاهر و باطن کلام واقف باشد و بتواند عمق حقیقت را درک کند.
شعاری دان جهان دیبا، کزین نقش من او بینا
بر آن دیباچه زیبا، کزین نقش من او بنیان
هوش مصنوعی: جهان مانند پارچهای زیباست و من نقش این پارچه را به نمایش گذاشتهام. کسی که از این نقش آگاه باشد، به زیبایی آن پی میبرد و میفهمد که من در این بنیاد و مبنا تأثیر دارم.
دماغم درج گوهر شد، ضمیرم دست آزر شد
زشعرم سحر مظهر شد منم بر ساحران سلطان
هوش مصنوعی: بوی خوشی به مشامم رسید و افکارم به زیبایی و ظرافتی دست یافت. اشعار من همچون سحری نمایان شد و من در میان جادوگران، فرمانروایی میکنم.
بیانم دختر بکر است و گویائی بر او حجله
زبانم یوسف فکر است و خاموشی بر او زندان
هوش مصنوعی: دختر پاکدامن در کلام من پنهان است و گفتار من به او جلوهای مشابه عروسی دارد. اندیشهام مانند یوسف است و سکوت من همچون زندانی برای اوست.
ز چندین یوسفان گر راست میخواهی چو یعقوبم
نشسته، روی در دیوار محنت خانه ی احزان
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به حقیقت نزدیک شوی و از میان همهی جمالهای زیبا انتخاب کنی، من مانند یعقوب، در گوشهای نشستهام و به دیوار غم و اندوه خانهام خیره شدهام.
جل زربفت می پوشد، زمانه خر بطانی را
که عاقل نوع ایشان را چو بیند بر نهدپالان
هوش مصنوعی: زمانه باعث میشود که انسانهای نادان و احمق خودشان را به زرق و برق و ظواهر زشت بیارایند، در حالی که دانایان از دور آنها را نادیده میگیرند و به آنها توجهی نمیکنند.
بمرگ مردمی، گر هیچ انسانیتی داری
چون انسان العیون زین پس سیه پوشی کن، ای انسان
هوش مصنوعی: اگر واقعاً انسانیت را در خود داری، در برابر مرگ انسانها، باید به سوگ و اندوه نشینی، ای انسان.
گذر کن بر خرابات ارنه، دُرد امتحان میکش
که در خم خانه ی دوران، می افتادست بی پایان
هوش مصنوعی: از کنار میخانه عبور کن، وگرنه نوشیدن مشروبات آزمایش سختی خواهد بود، زیرا در خمخانه زمان، نهادن آنجا پایانی ندارد.