برگردان به زبان ساده
ای کعبه سپهرت، تا کعب پا رسیده
شرعت خطاب کرده، ای رکن کعبه دیده
هوش مصنوعی: ای کعبه آسمانی، که نور و روشناییات به زمین رسیده، به قوانین و اصول دین خطاب شدهای، ای رکن کعبه که به آن مینگری.
در سایه نجیبت آن لاغر سبک پر
جان بال بر کشاده دل بال و پر بریده
هوش مصنوعی: در زیر سایهی بزرگواری او، آن شخص لاغر و سبکبال که جانش را با خود دارد، با دلش پرواز میکند اما بال و پرش تقریباً آسیب دیده است.
آن عنکبوت هیئت چابک قدم گه کفش
دارد طراز قرمز بر پای و سر تنیده
هوش مصنوعی: آن عنکبوت با حرکات سریع و چابک خود، کفشی با نوار قرمز بر پای دارد و سرش به شکلی خاص و هنرمندانه تزئین شده است.
گه چون قضای قانع گه چون فضای صانع
بی جسم بار برده بی پای ره بریده
هوش مصنوعی: گاهی انسان به قضا و سرنوشت راضی میشود و گاهی همچون فضای الهی، بینهایت و آزاد است. او بدون نیاز به جسم و پا، راه خود را مییابد و پیش میرود.
باسیرش از کرامت، ره در کشیده قامت
در پایش از جلالت، مه فرش کرده دیده
هوش مصنوعی: با رحمتی که از او به ما میرسد، راه را به روی ما گشوده است. به خاطر عظمتش، ستارهها خود را به پای او میاندازند و بر او نگاه میکنند.
راهی دراز بالا، ساقی ز دوده سیما
این عاج ایستاده، آن عوج خوابنیده
هوش مصنوعی: در بالای راهی بلند، ساقی با چهرهای سیاه ایستاده است، در حالی که درختانی با قامت راست و بلند، در خواب به سر میبرند.
نه دیو بی جمازه بر طول او گذشته
نه غول بی قلاوز، در عرض او چمیده
هوش مصنوعی: نه موجودی شرور بدون پوشش بر روی او راه رفته و نه موجودی بزرگ و قدرتمند بدون نشانهای در کنار او نشسته است.
چون آب و ماه دروی، اندیشه حکیمان
این بر قفا فتاده آن بر شکم خزیده
هوش مصنوعی: وقتی که فضیلت و آگاهی از دست برود، مانند آب و ماهی، حکمت و اندیشه درویشان و حکیمان به عقب میافتد و به طور ناخودآگاه در اندیشههای مادی و دنیوی غرق میشود.
شهپر ز کال کرده از شعله سمومش
سیمرغ مشرقی گر، بر اوج پریده
هوش مصنوعی: سیمرغ، پرندهای افسانهای، به خاطر آتش و گرمای ناشی از سمومش، بال و پرش را از دست داده و به اوج آسمان پرواز کرده است.
بر آستانش ساکن، با دامن قیامت
شامی کز آستینش صبح جهان دمیده
هوش مصنوعی: در درگاه او نشستهام، با دامن قیامت که از آستینش صبح جهان بهوجود آمده است.
در نو بهار عشاق از چشم گلعذاران
بر هر کنار خارش صد نرکس اشکفیده
هوش مصنوعی: در بهار نو، عاشقان از چشمان گلها به هر سو نگاهی میکنند و در هر گوشه، صدها نرگس با اشکهای خود میدرخشند.
آن کعتین پیسه زو، رقعه در نوشته
وین حقه ی معلق زو مهره باز چیده
هوش مصنوعی: در اینجا فردی به دیگران میگوید که از چهرههای خود دوری کنید و بهتر است که به اعماق افکار و احساسات خود بپردازید. متن به نوعی به انسانها یادآوری میکند که باید از ظاهر و ظواهر پرهیز کنند و به حقیقت و عمق وجود خود توجه داشته باشند.
تو کعبه مکارم بر چار رکن رهبر
ار باد بر گذشته در کعبه آرمیده
هوش مصنوعی: تو همان کعبهای هستی که مکارم و فضایل بر آن بنا شده است. اگر که بادی بگذرد، در کعبه آرامیدهای.
زان خوان خدمت آرا، یک زر بر گرفته
دو کون را، ز رلت آن زله واخریده
هوش مصنوعی: از آن سفرهای که زیباست، یک سکه بلند کردهای که به دو دنیای اینجا و آنجا مربوط میشود، و با آن، پلیدیها را خریدهای.
تیغت چو صبح صادق در روضه نبوت
بیراق صبح صادق بر یکدگر دریده
هوش مصنوعی: تیغ تو مانند صبح روشن و صاف است که در باغ نبوت جلوهگر میشود و همچنین مانند سپیده دم است که بر یکدیگر کشیده شدهاند.
در موسم شریعت کاری بُرفته کردی
اسلام تازه روی است الحاد دل شمیده
هوش مصنوعی: در دوران شریعت، تو به کارهایی مشغول شدی که حالا اسلام را تازه و نو میسازد، در حالی که دل تو گرفتار شک و تردید است.
زان داد ملک عزت کرده لکام ریزی
تا مسند خلافت ره جسته در رسیده
هوش مصنوعی: از آنجا که سلطنت و منزلت، شما را در مرحلهای قرار داده است که میتوانید به مقام خلافت دست یابید و به آن برسید.
از موقف مقدس تشریف خویش برده
وز لهجه ی امامت، تعریف خود شنیده
هوش مصنوعی: از جایگاه والای خود پایین آمده و از سخن امامی، ویژگیهای خود را شنیده است.
ای، رکن دین و دولت سلطان عالم و علم
ای در صعود اصلت بر ماه سر کشیده
هوش مصنوعی: ای تو پایه و بنیاد دین و دولت، ای سلطان جهان و علم، که در مقام والای خود به حدی بلند رفتهای که به ماه میرسی.
آن میغ کله بسته بر اوج فکرت تو
کزوی هزار قلزم و اخضر فرو چکیده
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف الهام و افکار عمیق شاعر میپردازد. اشاره به این دارد که یک الهام یا فکر برجسته (که به شکل میغ تعبیر شده) بر فراز ذهن و فکر انسان نشسته است. این الهام از جایی آمده که حامل هزاران تجربه و عمق معنایی است. به عبارتی دیگر، این فکر یا الهام، دارای تنوع و جذابیت بسیاری است و از سرچشمههای گوناگون الهام گرفته شده است.
گشت از شمال عدلت بر طول و عرض کیتی
چون موج دست رادت هر موجی آرمیده
هوش مصنوعی: عدالت تو مانند باد شمالی در سراسر زمین پراکنده شده است و مانند امواج دریا که همواره آرام و منظم هستند، دست رحمت و قدرت تو هر جهتی را در بر گرفته است.
جز در سموم دوزخ نگذارد آن فسرده
کش ادقم خلافت دارد بدل کزیده
هوش مصنوعی: تنها در گرمای سوزان جهنم، آن کس که دلی سرد و بیحرکت دارد، اجازه نمیدهد که از رنج و مشقت عبور کنیم؛ زیرا او در دل خود از خوبیها و صلاح دور شده است.
با دست توچه سنجد خورشید زرد چهره
با قد تو که باشد کردون دل رمیده
هوش مصنوعی: اگر چهرهات را با رنگ زرد خورشید مقایسه کنیم، قد تو چقدر دلفریب و جذاب است که دل را به خود میکشد و تسخیر میکند.
ای در پناه عدلت، جسمانیان غنوده
وی در ریاض طبعت، روحانیان چریده
هوش مصنوعی: ای آنکه در پناه عدالت تو، جسمانیان در لذایذ دنیوی غرق هستند و روحانیان در عمق ذات تو به سر میبرند.
بادا، ز قصر جاهت تا حشر دور مرکز
یک طاق تاب خورده، یک فرش گستریده
هوش مصنوعی: بگذار تا روز قیامت، از مقام و جاه تو دور شود، فقط یک تیرک خمیده و یک فرش زیر پا بماند.
دردا، که شد سیه سربستان این قوافی
اطفال عالم جان، یک مرغ نامزیده
هوش مصنوعی: ای وای، که چقدر غصهانگیز است، سربستان سیاه شده است و قافیههای کودکان دنیا جان گرفتهاند، همچون مرغی که هنوز نامزد نشده است.