برگردان به زبان ساده
ای روی تو عید عالم جان
خلقی ز تو روزه دار حرمان
هوش مصنوعی: ای چهرهات موجب شادی و خوشحالی همه موجودات است و از توست که جانها در حال صبر و انتظارند.
خون ریختن اختیار کرده
بر کیش غم تو، عید قربان
هوش مصنوعی: در روز عید قربان، بر سر عشق و غم تو، تصمیم به ریختن خون گرفتهام.
تا گشته قلندران راهت
فرمان سپهر را بفرمان
هوش مصنوعی: زمانی که در مسیر دلسوختگان و آزادگان قرار گرفتی، به دست آوردن قدرتی از آسمان و فرمانروایی از آن را میتوانی احساس کنی.
از زلف تو عقل، بر عقابین
وز چهره ی تو، بصر بزندان
هوش مصنوعی: موهای تو باعث فرار عقل و هوش میشود و چهرهات نظر و دید را به بند میکشد.
در ملک تو عدل، کند چنگل
در دور تو فتنه تیز دندان
هوش مصنوعی: در سرزمین تو عدالت برقرار است، اما در اطراف تو فتنهای به شدت تهاجمی و خطرناک وجود دارد.
بی طره ی عارضت خرد را
کافر شده عالمی، در ایمان
هوش مصنوعی: بدون موهای زیبای چهرهات، جهانیان دچار شک و تردید شدهاند و ایمان را از دست دادهاند.
بر دوش فکنده لام خلقت
از روی تو کفر نو مسلمان
هوش مصنوعی: بر دوش تو بار سنگین خلقت قرار گرفته است، و به همین خاطر کسی که قبلاً کافر بوده حالا به نو مسلمانی تبدیل شده است.
در عشق رکاب خوبی تو
مه لاغری بلای نقصان
هوش مصنوعی: عشق تو مانند زینتی است که زیبایی و لطافت تو را دوچندان میکند و در عین حال، نشاندهنده نقص و کمبودهایی نیز در دل دارد.
بوسیست بصد هزار عالم
ارزان، نه که رایگان ارزان
هوش مصنوعی: بوسهای که با صد هزار عالم برابر باشد، بهتر است از اینکه به طور رایگان و بیارزش باشد.
کوی از همه نیکوان عالم
بربوده تو همچو کوی چوگان
هوش مصنوعی: کوچهای که تو در آن زندگی میکنی، تمام نیکان عالم را به خود جذب کرده است، مانند میدان چوگان که بازیکنان ماهر گرد هم میآیند.
یک گل ز عذار تو بسخره
بر گلشن هشت خلد خندان
هوش مصنوعی: یک گل از زیبایی تو، بر باغ بهشت که پر از شادی است، میخندد و خود را مینماید.
کوی مستمعی که شد غم من
چون خوبی تو هزار چندان
هوش مصنوعی: در محلی که شنوندهای پیدا شد، غم من به خاطر زیبایی تو به اندازهای افزایش پیدا کرد که قابل شمارش نیست.
گه گاه بعقد زلف جان را
بگشای ز تخته بند ارکان
هوش مصنوعی: هر از گاهی با باز کردن گیسوان معشوق، جان را از قید و بندهای زندگی آزاد کن.
ما را نگشاد نیم غمزه
از دستخوش وجود بستان
هوش مصنوعی: نیم غمزه تو از آنچه در دل دارم، مرا رها نکرد و به تاریکیهای دل روشنایی نیاورد.
آسایش خلق را به عیدی
برخیز و رکاب را به جنبان
هوش مصنوعی: برای رفاه و آسایش مردم، باید اقدام کنی و فعالیتی انجام دهی.
به نشین بوثاق و عالمی را
بر آتش انتظار بنشان
هوش مصنوعی: با دقت و توجه در مکانی نشسته و دیگران را در حال انتظار بر آتش نگرانی و امید قرار بده.
تا مهر پیاده گردد از چرخ
شبدیز بعیدگاه پروان
هوش مصنوعی: زمانی که نور خورشید از چرخ فلکی جنبهی ذاتی دور شود، مشخص است که فرشتگان به بیابان میافتند.
عید خود و خلق کن خجسته
بر طلعت خسرو قهستان
هوش مصنوعی: جشن و سروری را برای خود و مردم بر چهرهی پادشاه قهستان برپا کن.
شاهی که بر ارغنون مدحش
در رقص خوش است وقت دوران
هوش مصنوعی: پادشاهی که دیگران به خاطر او و تمجید از او در رقص و شادی هستند، در زمان خود به اوج قدرت و شکوه رسیده است.
در کیسه کون کرده اسبش
سرمایه کیمیای امکان
هوش مصنوعی: اسبش را در کیسهاش سرمایهای از کیمیا قرار داده است که نمایانگر بُعد امکان و استعدادهاست.
در چشم جهان غبار خیلش
همزانوی توتیای احسان
هوش مصنوعی: در نگاه دنیا، کمتر کسی به خوبی تو دیده میشود و همچون دُرّ گرانبهایی هستی که در بستر محبت و لطف جا دارد.
اسرار سپهر هفت پوشش
بر عرصه گه سخاش عریان
هوش مصنوعی: رازهای آسمان هفتگانه به طور کامل بر زمین نمایان نیستند و در حقیقت، این حقایق در پس پردهای از پوششها پنهان ماندهاند.
میدان مدیح اوست بالله
هرجا که سخن نمود، جولان
هوش مصنوعی: هر جا که به ستایش او پرداخته میشود، همواره جا برای ابراز احساسات و بیان شگفتیهایش فراهم است.
با طبع سخیش عرصه کون
چون چشم بخیل تنگ میدان
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که دنیا به اندازهای گسترده و بیحد و مرز است که نمیتوان آن را با نگاه محدود و خسیس محدود کرد. جهان با همه زیباییها و امکاناتش فراخ و وسیع است و تنها افرادی میتوانند از آن بهرهمند شوند که دیدگاه باز و سخاوتمندانهای داشته باشند.
ای نام فضایل تو بوده
برنامه ی کاینات عنوان
هوش مصنوعی: ای نام تو، اصول و ویژگیهای خوب تو، اساس و برنامهی کل جهان است.
جنت ز کف تو دست بر گوت
دوزخ ز تف تو داغ بر ران
هوش مصنوعی: بهشت از دست تو خارج شده و به تو مرتبط نیست، و جهنم نیز به خاطر خشم و حرص تو بر بدنت آسیب وارد میکند.
اشخاص تو در ولات توفیق
سرهنگ تو در انات خذلان
هوش مصنوعی: افرادی که در سرزمین تو هستند، در توفیق و موفقیتهایشان با تو هستند، ولی در سختیها و ناکامیها به تو وابستهاند.
رایت همه کون را بیک قرص
کرده است چو آفتاب مهمان
هوش مصنوعی: همه موجودات زیر آسمان را مانند یک قرص گرد به تصویر کشیده است، همانگونه که خورشید به سراغ مهمانان میآید.
خفته است ز موج خیر فامت
زان بر سر گژروی است سرطان
هوش مصنوعی: موج خیر و خوبی به قدری در دل تو وجود دارد که باید مراقب باشی، زیرا در کنار آن، خطراتی نیز lurking وجود دارد که ممکن است به تو آسیب برساند.
باغ طربت چو شاخ طوبی
آزاد ز برگ ریز اخزان
هوش مصنوعی: باغ خوشبوی تو مانند درخت طوبیست که از ریختن برگهای خزان آزاد است.
نزدیک وفاق تو ولی را
تا حشر اساس عمر عمران
هوش مصنوعی: به نزدیکی توافق تو، بر اساس عمر و آبادانی تا روز قیامت.
وز سیل خلاف تو عدو را
تا گور بنای لهو ویران
هوش مصنوعی: از طوفان ناهنجاریها و دشمنیهای تو، تا سر قبر دشمن، بنیاد شادیها و سرگرمیها ویران میشود.
بر شاخ لطافت تو یک سیب
در جیب نهاده صد سپاهان
هوش مصنوعی: بر شاخهی نازکی از لطافت تو، یک سیب قرار دارد که مانند گنجی ارزشمند برای سپاهیان بسیار به شمار میآید.
وز چرخ کفایت تو یک مهر
در ذیل گرفته صد خراسان
هوش مصنوعی: از آسمان، تو به اندازه یک مهر کوچک، نعمت و کفایت خود را دریافت کردهای که همانند صد خراسان ارزشمند است.
جز کین تو نیست شهره ی عام
زی مصطبه ی هوای شیطان
هوش مصنوعی: جز جنگ و عداوت تو، در این دنیا هیچ چیز دیگری معروف نیست؛ این را بر اساس هوای نفس و وسوسههای شیطانی میتوان گفت.
جز مهر تو نیست حاجب خاص
در بارگه رضای یزدان
هوش مصنوعی: جز محبت تو هیچکس در درگاه رضای خداوند خاص نیست.
آنرا که ستانه ی تو بالین
یک درد به از هزار درمان
هوش مصنوعی: آن کسی که دلش به تو رنج میبرد، تحمل درد ناشی از عشق به تو برایش از هزار درمان بهتر است.
وآنجا که عنایت تو مسند
یک مورچه به، زصد سلیمان
هوش مصنوعی: در جایی که لطف و توجه تو وجود دارد، حتی یک مورچه هم میتواند به عظمت صد سلیمان باشد.
در باغ ولات بهر پر چین
می، خار کشد به پشت رضوان
هوش مصنوعی: در باغ وادی خوشی و لذت، درختانی میوهدار وجود دارد که به خاطر زیباییشان، درختان خار و خاری نیز در پشت درختان بهشتی موجودند.
خنده زده بر فلک چو خورشید
قهر تو که نیست مرد میدان
هوش مصنوعی: خورشید با خنده بر آسمان درخشیده، اما تا وقتی که تو نیستی، هیچکس در میدان مبارزه وجود ندارد.
بگریسته بر زمانه چون میغ
کین تو که نیست خرد خفتان
هوش مصنوعی: زمان چون ابرها گریه میکند و میبارد، اما تو که در خواب غفلت هستی، درک درستی از وضعیت ندارید.
از افسر عصمت تو عاطل
یک شاه نه در سراچه ی جان
هوش مصنوعی: تو همانی هستی که مقام و ویژگیهای برجستهات، باعث میشود ارزش و عزتات بهدور از هر نقص و عیب باشد؛ حتی کسی که به عنوان یک شاه شناخته میشود، در کنار تو کم ارزش و بیمعنا به نظر میرسد.
وز داغ مروت تو آزاد
یک طفل، نه در مشیمه کان
هوش مصنوعی: از درد و رنج محبت تو، کودک بیگناهی که در رحم نیست، آزاد گشت.
ای فیض کف تو نوش دارو
بیماری فاقه راست، هجران
هوش مصنوعی: ای فیض دستی که تو دارویی برای درد فقر و جدایی، به من عطا کن.
بر در گهت از پی تقرب
ثور فلک است گاو قربان
هوش مصنوعی: در آستانهات برای نزدیک شدن و تقرب، ثور به عنوان نمایندهای از سیارهها و نشانهها به قربانی برده میشود.
گشته است حمل ز عشق خوانت
بر شعله ی آفتاب بریان
هوش مصنوعی: به خاطر عشق به تو، احساس من مانند شعلهای در برابر آفتاب به شدت داغ و سوزان شده است.
ماشاءالله بماند فکرم
در معرض این حدیث حیران
هوش مصنوعی: چه خوب است که فکر من در برابر این سخن حیرت زده باقی بماند.
عیدی دگر است جز رخ شاه
در آینه یقین و امکان
هوش مصنوعی: هدیهای دیگر وجود ندارد جز تصویر چهره شاه که در آینه یقین و ممکنات نمایان است.
کوته گردم که بیش از این نیست
میدان مجال و وهم انسان
هوش مصنوعی: من در اینجا محدود هستم و تواناییام بیشتر از این نیست؛ اینجا جایی است که امکان و تصور انسان به پایان میرسد.