برگردان به زبان ساده
امروز نشاطی است درافلاک و درارکان
کز مهر گهر زای ارم شد حرم کان
هوش مصنوعی: امروز در آسمان و زمین حال و هوای شادی وجود دارد که از محبت و دوستی سرچشمه میگیرد و در واقع، به مانند حرمتی برای آنچه ارزشمند و گرانبهاست، به ما عرضه میشود.
و ز دیده شعاعی قمر از عارض شعری
نوشیده زلالی خضر از چشمه حیوان
هوش مصنوعی: از چهرهی زیبا و نورانی او، شعاعی همانند ماه میتابد و از شعر او، شفافی آب گوارای بهشت را باید نوشید.
ناهید خرامید بخلوتگه خورشید
بلقیس درآمد به شبستان سلیمان
هوش مصنوعی: ناهید با زیبایی و لطافت به محلی که خورشید جای دارد قدم گذاشت و بلقیس به درون کاخ سلیمان وارد شد.
کردند بهم روی، فرا روی دل و چشم
دادند بهم دست، فرا دست تن و جان
هوش مصنوعی: آنها با هم دیدار کردند و چهرههای زیبای خود را به نمایش گذاشتند. دل و چشمهایشان را به یکدیگر هدیه کردند و دستانشان را به هم دادند، در حالی که روح و وجودشان در این ارتباط بود.
دیدند رخ هم دو جهان بین گرامی
هم دربر خورشید زمین، سایه یزدان
هوش مصنوعی: آنها شاهد بودند که چهرهای درخشانتر از دو جهان وجود دارد؛ چهرهای که همچون خورشید در آغوش زمین است و سایهای از خداوند را میافکند.
قطب ملکان، اعظم اتابک، که شعارش
پیراهن امن آمد و پیرایه ایمان
هوش مصنوعی: رئیس فرمانروایان، بزرگترین والی، که نشانهاش پوشش امنیت و زینت ایمان است.
شاهی که در اقطاع کهین چاکرش امروز
افطار عراق است و قضا رای خراسان
هوش مصنوعی: شاهی که در سرزمینهای قدیمی هنوز یکی از دوستان وفادارش در عراق همچنان به یاد او افطار میکند و تقدیرش وابسته به خراسان است، به ما میگوید که بیشتر از هر چیزی، ارتباط و یادآوری دوستان و سرزمینها اهمیت دارند.
شاهی که به ایران ز می از ابر حسامش
سیلاب به یک واقعه برده است به توران
هوش مصنوعی: پادشاهی که با نوشیدن شراب، سیلابی را به یک حادثه بزرگ در ایران وارد کرده و آن را به سرزمین توران منتقل کرده است.
خورشید جهانتاب که آب و گل اویند
از زیر ظلی کرده به یک پرتو احسان
هوش مصنوعی: خورشید درخشان که وجودش از آب و گل ساخته شده، با یک اشعه از لطف و محبتش، سایهای بر ما افکنده است.
با تاج به جنگ است ز سهمش سر قیصر
در حلق به تنگ است ز بیمش نفس خان
هوش مصنوعی: با تاج به میدان نبرد آمده است، ولی سر قیصر در فشار است و از ترس، نفس خان به سختی میآید.
صد ملک بگیرد به حمیت نه به حیلت
صد تاج به بخشد به تفضل نه بفرمان
هوش مصنوعی: بسیار دلیر و شجاع است کسی که با غیرت و تلاش خود، اعتبار و مقام کسب کند، نه با نیرنگ و فریب. او با نیکی و بخشش، تاج و مقام را به دست میآورد، نه با دستور و فرمان.
هر حصن که بگشاد به شمشیر چهانگیر
دارنده ی او گشت به توقیع جهانبان
هوش مصنوعی: هر دژ که توسط یک فاتح فتح میشود، صاحب آن دژ به عنوان فرمانروای جهان شناخته میشود.
بر عرصه ملکش بمساحت نشود چیر
هرچند سبک تاز شود فکرت انسان
هوش مصنوعی: در حوزه حکومت او، هیچ چیز نمیتواند تسلط پیدا کند، هرچند که فکر انسان هر روز تازه و نو باشد.
از فرضه گه پارس بر او تا در ابخاز
وز بیشه بغداد بر او تا در گرگان
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف دوری و وسعت جغرافیایی اشاره دارد. از شهر پارس تا ابخاز و از جنگلهای بغداد تا گرگان، فاصله و تنوع مناطق مختلف را نمایان میکند. این اشاره به گستردگی سرزمینها و زیباییهای طبیعی آنهاست.
معمار ایادیش بهر بنده که پیوست
حالی سر ایوانش بسایند بکیوان
هوش مصنوعی: معمار به خاطر بندهای که به او وابسته است، در حال ساختن سر در ورودی از آسمان بالای ایوانش میکوشد.
گرد صف ناورد جهانگیر نگه کن
بخشایش یزدان نگر و بخشش سلطان
هوش مصنوعی: با نگاهی به گرد و غبار جنگها و درگیریها، به رحمت و بخشش الهی توجه کن و نیز به رحمت و بخشش پادشاه.
در مرتبه ی میر جهانگیر نگه کن
لشکرشکن توران لشکرکش ایران
هوش مصنوعی: به مقام و جایگاه بزرگ میر جهانگیر نگاه کن که چگونه لشکرکش توران را در برابر لشکر ایران میبیند.
چون قد کواعب ز کمندش ششم اقلیم
چون چرخ ثوابت ز کمانش نهم ایوان
هوش مصنوعی: زیبایی او همانند قامت دختران جوان، در تمام دنیا برجسته و بینظیر است؛ مانند آسمان که از تیرک کمانش به خوشی میچرخد و درخشش آن، قصرها را شگفتانگیز و باشکوه میکند.
با حمله سرمای خلافش نشود کرم
خورشید حرارت دهش اندر مه آبان
هوش مصنوعی: با وجود حمله شدید سرما در فصل پاییز، باز هم گرمای خرما به خاطر نور خورشید از بین نمیرود.
موج کف او کف گهر افکند بساحل
ابر کف او قطره زر افشاند به نیسان
هوش مصنوعی: موج دریا با دستانش جواهرات را به ساحل میبرد و او در فصل بهار، قطرات طلا را پخش میکند.
بیرق بظفر بست بر آن نیزه براق
گوهر ز اجل ریخت بر آن خنجر بران
هوش مصنوعی: پرچم پیروزی را بر روی نیزهای برافراشتهاند که گوهرش مانند نور درخشان است و تقدیر، بر آن خنجر تیز ریخته است.
تنگ آمد از آن دایره عالم او، جود
پرداخته چون نقطه وطن در دل دوران
هوش مصنوعی: آنقدر از دایره محدودیتهای این دنیا خسته شده است که بخشش و generosity او به اندازهای است که مثل یک نقطه در دل زمان به نظر میرسد.
ای منشی دیوان ازل نامه جان را
اول رقم نام تو بر خوانده زعنوان
هوش مصنوعی: ای منشی دایرهی ابدیت، نامهی جان را با نام تو آغاز کردهام و در ابتدا به عنوان تو اشاره کردهام.
تا زادن مثل تو و کمتر زتو در عقل
یک جزو وجوب آمد و یک باب زامکان
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وجود افرادی مانند تو و حتی افرادی با افکار و عقل کمتر از تو، در حقیقت، الهی و ضروری است. این افراد به نوعی در دایره وجود و امکان قرار دارند و جایگاه خاصی در عقل و تفکر دارند.
سبزی سر و سرخشی روی گل و دل را
هم ابر سخا باری و هم عقل سخندان
هوش مصنوعی: سبزی موها و سرخی صورت همچون گل است و دل همچنین تحت تأثیر سخاوت و عقل قرار دارد.
چون دعوی فضل تو کند ساغر و خنجر
در حال گواهی بدهد مجلس و میدان
هوش مصنوعی: زمانی که جام و شمشیر به نفع تو صحبت کنند و در حضور دیگران، در مجلس و میدان با همدیگر گواهی بدهند.
گر بحر جلا یافتی از مصقل تیغت
هرگز نزدی باد ز رخ آب به سوهان
هوش مصنوعی: اگر در دریا به جلا و درخشندگی دست یافتی، هرگز به سبب وزش باد یا ماهیگیری از تیزی و برندگی شمشیر خود غافل نشو.
ور مائده جود تو بنهند بر افلاک
در خاک برآیند خور از قرص و مه از نان
هوش مصنوعی: اگر سفره سخاوت تو را در آسمان بچینند، در زمین از نان، خورشید و ماه به وجود خواهند آمد.
شاخ آن همه زیور ز چه بربست بنوروز
پیرایه احسان تو گر نیست بر ارکان
هوش مصنوعی: باید بگویی که چرا شاخ آن همه زیبایی و زینت را از این جا و آن جا گرفتهای؟ اگر لباس زیبای نیکوکاری تو در این سرزمین نباشد، پس زیبایی و زینت چه ارزشی خواهد داشت؟
باغ آن همه نعمت، ز کجا یافت به تمّوز
سکبای کفت گر نرسیده است بدربان
هوش مصنوعی: باغ با آن همه نعمت، از کجا به دست آمده است؟ اگر تابستان و گرما به درختان نرسیده باشد، چگونه ممکن است این همه باروری وجود داشته باشد؟
تو معجز ملکی و کرامات الهی
در جبهه غرای تو پیداست چو برهان
هوش مصنوعی: تو نشانهای از قدرت فرشتگان و آثار الهی هستی که در ویژگیهای تو به روشنی قابل مشاهده است، مانند دلیلی روشن و روشنگر.
با معجزه ی احمد اگر سنگ سخن راند
با سنگ دلان در کف زید از سرطغیان
هوش مصنوعی: اگر احمد (پیامبر اسلام) با معجزه خود، حتی سنگ را به صحبت درآورد، دلهای سنگی و سفت را میتوان به آرامش و سرکشی نجات داد.
موسی به عصار مار نمود و تو بناورد
از رمح عصا شکل کنی صورت ثعبان
هوش مصنوعی: موسی با عصای خود مار را به وجود آورد و تو هم میتوانی با عصای خود، به شکل نیزه، صورت یک مار را بسازی.
با معجزه ی مدح تو از دفتر الهام
پولاد زبان ور شود و سنگ سخندان
هوش مصنوعی: با ستایش تو، لبههای زبان و دل انسانها نرم میشود و حتی سنگها هم میتوانند به سخن درآیند.
عیسی به نفس مرده تن، زنده هیمگرد
تو باز بکف زنده کنی مرده ی احزان
هوش مصنوعی: اگر عیسی به روح مرده جان ببخشد، تو ای محبوب میتوانی با دستانت روحی تازه به دلهای غمزده ببخشی.
ور، وی ز گریبان کف رخشنده برآورد
تو صبحدمان ماه برآری ز گریبان
هوش مصنوعی: اگر او از گریبان خود دمی درخشان و زیبا بیرون آورد، تو هم در صبحگاهان همچون ماه از گریبانش بیرون خواهی آمد.
نوح اررک سیلاب گشادی، تو به نخجیر
در رزم ز شریان عدو رانی طوفان
هوش مصنوعی: اگر نوح سیلاب وسیعی را به ودیعه میگذاشت، تو با شجاعت و دلاوری خود میتوانی در میدان جنگ، دشمن را همچون طوفانی، به عقب برانی.
آدم سبب نسل شد از اول فطرت
تا قطع نگردد ز جهان بچه انسان
هوش مصنوعی: انسانی که از ابتدا به وجود آمده، منشأ تولید نسل است و این ویژگی او هرگز از جهان نخواهد رفت.
پیوند مبارک سبب نسل تو آمد
تا قطع نگردد کرم وجود ز کیهان
هوش مصنوعی: پیوند خوشیمن باعث شد که نسل تو به دنیا بیاید تا رحمت وجود از عالم قطع نشود.
در مملکت شاه بدین مرتبت خاص
شاید که مباهات کنی بر همه اقران
هوش مصنوعی: در کشور پادشاهی که مقام و مرتبت ویژهای دارد، شاید بتوانی به دیگران نسبت به خودت افتخار کنی.
کاین صید نکردند بمردی و به اقبال
دستان که بکابل شد و رستم به سمنگان
هوش مصنوعی: این ابیات از پادشاهی و قدرت رستم در افسانههای ایرانی سخن میگوید. در اینجا اشاره میشود که او با شجاعت و توانمندی خود، به موفقیتهایی دست یافته و در سرزمینی به نام سمنگان مورد تقدیر قرار گرفته است. به نوعی میتوان گفت که سرنوشت و شایستگی رستم موجب شده تا او به مقام و منزلت ویژهای برسد.
این مرتبت از همت خاتون جهان بین
وین تربیت از حضرت خاتون دویم دان
هوش مصنوعی: این جایگاه ناشی از تلاش و اراده بانوی جهان است و این تربیت از صفات بانوی دوم به دست آمده است.
یکدانه عقد عقب آدم و حوا
اکلیل کمال گهر خسرو و خاقان
هوش مصنوعی: عقد ازدواج آدم و حوا تنها یک جواهر با ارزش و زیباست که نشاندهنده کمال و بزرگی مانند تاجی برای پادشاهان است.
زهرای دوم رابعه ی ثانیه کز قدر
پیدای نهان است فلک وار و ملک سان
هوش مصنوعی: زهرای دومی که مانند رابعه ثانیه است، از نظر زیبایی و عظمت به گونهای است که نهان است و از قدرتش فقط قدر و اندازهاش پیدا است، و همچون فلک و ملک از خود نور و شکوه دارد.
از همدمی سایه ی او مهر به خجلت
وز همرهی هودج او باد بزندان
هوش مصنوعی: از همراهی با سایه او، محبت به شرم کشیدهام و از همراهی با هودج او، همچون بادی در زندانی فرود آمدهام.
در پرده کیفیت او، وهم فضولی
ماخوذ به کنکی شد و موسوم به نسیان
هوش مصنوعی: در پرده وجود او، خیالات اضافی ما دچار تردید و فراموشی میشود.
با جاه عریضش خرد پیر، یک اعرج
در ستر رفیعش فلک ثابته، حیران
هوش مصنوعی: با مقام بلند و گستردهاش، عقل پیر خود را به تحیر واداشته، و یک انسان لنگ در زیر آسمان ثابت و بلند او، حیران و سرگردان است.
هر سعی که فرمود در این باب، خدایا
در هر دو جهان پر ثمر و فایده گردان
هوش مصنوعی: خدایا، هر تلاشی که در این مورد انجام شده، در هر دو دنیا برای ما پربرکت و مفید قرار بده.
قدرش چو فلک وار، سهی اوج و سهاسای
عمرش چو سخن، دار ازل پود و ابد، تان
هوش مصنوعی: شرافت و ارزش او مانند ستارهای دور در آسمان است که همواره در اوج قرار دارد و عمرش مانند کلامی است که از ازل شروع شده و به ابد ادامه پیدا میکند.
سر بر خط فرمان همایون شه او
گردون چو رعایای دگر، از بن دندان
هوش مصنوعی: پادشاه بزرگ، بر سر خط فرمان نشسته است و مانند دیگر مردمان، با دندانهایش در تلاش است.
این شادی و آبادی و آزادی و رادی
تا حشر مبرا، وز، آب و گل زنگان
هوش مصنوعی: این شادی و خوشبختی و آزادی که ما داریم تا روز قیامت باقی است و از هر نوع آلودگی و مشکلات دور خواهیم بود.