معمیات
اهلی شیرازی
»
دیوان اشعار
»
معمیات
بخش ۱ - دوازده امام : آب حیوان خوش بود و ان لعل لب زان خوشترست
بخش ۲ - آدم : بدل طبیب چو دستی نهاد شیون خاست
بخش ۳ - آتشی : دلم دور از تو هر شمعی که افروخت
بخش ۴ - ایاز : گر انا الحق ندهم دست چرا ایدل و جان
بخش ۵ - اسعد : آنکه خلقی از غمش سرگشته روز و شب شدند
بخش ۶ - الله وردی : یار عاشق کشته لیکن کشته در خاک مزار
بخش ۷ - اگهی : در سر میدان جانبازان خود بهر خدای
بخش ۸ - اصیل : ساقیا بشکند صراحی تن
بخش ۹ - افصح : نشان خدنگ از رهی باز جست
بخش ۱۰ - اختیار : بسکه پرشد سینه ز تیر ترک مست
بخش ۱۱ - انس : قلب روی اندوده نستانند در بازار حشر
بخش ۱۲ - بابر : نابرده رنج گنج میسر نمیشود
بخش ۱۳ - ثابت : در قافله که نقد نام همه است
بخش ۱۴ - بهاء میر : دو دلبرید تو مهر چرخ لایق هم
بخش ۱۵ - پیری : بیزلف از شست بتان دلها پریشان دیده ام
بخش ۱۶ - بها : گرچه در دل سر جنگست بتان را همه دم
بخش ۱۷ - بلال : چو پیراهن ز شوق آن نوگل من
بخش ۱۸ - تاج : چشمم که بود از اشک درجی از لیالی
بخش ۱۹ - پیری : هرگز نکند فلک بکس پروایی
بخش ۲۰ - پهلوان : عاشق که مراد خویش جوید مادام
بخش ۲۱ - پیر : برداشت ساقی ما شرم از میان و منهم
بخش ۲۲ - جنید : اگر نه در پی نردند آن دو نرگس مست
بخش ۲۳ - جمشید : دل گرچه مفلس است بسی گوهر مراد
بخش ۲۴ - حالی : نشد از آه و ناله احباب
بخش ۲۵ - حمید : گل شکفت و کوه و صحرا سبز و خرم گشت هم
بخش ۲۶ - حاجب : تیغ جور مدعی زخمی مرا بر دل رساند
بخش ۲۷ - حیدر : تن که بیمار تو شد بر سرکه باشد یاورش
بخش ۲۸ - حسام : کاش خجسته دل دهد جرعه لعل خویش وی
بخش ۲۹ - حسام : تیر مژگان تو بی زهرست زهر آلود نیست
بخش ۳۰ - حمزه : جهانی دل کباب از غم که آن گل ز آه مستانش
بخش ۳۱ - حسام : نقل سر شراب ندارد دل کباب
بخش ۳۲ - حسینی : براه دل ایجان من نگروی
بخش ۳۳ - خرم : گرخم زلفش درآرد سر بدل همدم شود
بخش ۳۴ - ذهبی : رود چون قطره های ژاله اشک از چشم نمدیده
بخش ۳۵ - رفیع : گوشه برقع بر آن خورشید رخ داغ دلست
بخش ۳۶ - زیرک : ترک خورشیدی که شاه ملک نیکویی بود
بخش ۳۷ - سیفی : نسیم صبح میخواهم که شاخ گل بجنباند
بخش ۳۸ - سهراب : مه شهره بحسن و چون تو خوش نه
بخش ۳۹ - شاه ملا : خاکروبان درت را هوس کعبه خطاست
بخش ۴۰ - زین : بصید دل کمند ره شد آنکاه کل بهر گامی
بخش ۴۱ - سهراب : شب هجرست و ما آشفته ایم از زلف او ایدل
بخش ۴۲ - سعد و سعید : اهلی چه خوش آنعید که او سوی تو بشتافت
بخش ۴۳ - شاپور : نمک در آب حیوان زان لبت از خنده اندازد
بخش ۴۴ - شمس : گمان نیست بعد از کمند تو رستن
بخش ۴۵ - شیخ امین : خورشید من برقع کشد تا روی چو مه بینمش
بخش ۴۶ - شیخ زین : مشتاق تو ای نگار مفلس گردید
بخش ۴۷ - عفیف : ای دور گشته عافیتم از دهان تو
بخش ۴۸ - عبدالله : نه که بیخون جگر راحت دل دیده نیافت
بخش ۴۹ - غریب : چو چشم از مژه پرویز نی است لؤلؤ بیز
بخش ۵۰ - غنی : یکدم آسوده ز کشتن دل قصاب نبود
بخش ۵۱ - قطب الدین : قطره با سیل دو بینی به محل صمدیت
بخش ۵۲ - کاکا : جهان تنها گرفت از خلق خوش یار
بخش ۵۳ - کریم مراد : کرام کریم و مرید مراد
بخش ۵۴ - قلی : گفته دیوانه باشد خنده و در دل چرا
بخش ۵۵ - منصور : برنگین خاتم جانست نام آن صنم
بخش ۵۶ - مرشد : هر که از اهل یقین از جام حیدر گشت مست
بخش ۵۷ - مسکر : گر نسیم از طره سنبل بیفشاند غبار
بخش ۵۸ - محمود : آن دهانم برده است از یاد و باز آرد به یاد
بخش ۵۹ - میر شیخ علی : ز درد درد تو بسیار خون دل خوردم
بخش ۶۰ - میرعطا : ای کرده نهان در لب در بار گهر
بخش ۶۱ - مدامی : روز دل من بتلخکامی
بخش ۶۲ - معین : اعدا شمردیم بسی جمله یکی بود
بخش ۶۳ - مقصود : اهلی از گفتن و ناگفتن غم پا بگل است
بخش ۶۴ - ورامی : دل گرچه از هوایت دارد غم پیاپی
بخش ۶۵ - نامی : زان پری دیوانگی جز از دل دیوانه نیست
بخش ۶۶ - نوح : نخواهم بنگرد در آینه خویش
بخش ۶۷ - ولی : مسند شاهی بود دام ره هر بیبصر
بخش ۶۸ - عیسی : آتشی کز برق غیرت برفروخت