برگردان به زبان ساده
چو گفتم از کف من زلف را به تاب مکش
بخنده گفت کهه کوته کن و دراز مکش
هوش مصنوعی: وقتی گفتم که موهایش را از دستم نکش، با خنده گفت: "کوتاه بگو و آن را طولانی نکن."
سرم فدای تو باد ای طبیب بهر خدا
قدم ز پرسش بیمار خویش بازمکش
هوش مصنوعی: سرم فدای تو باشد ای پزشک. برای خدا، دیگر از بیمار خود سوال نپرس و او را بیشتر نآزمای.
بدامن تو غبارم نمیرسد ای گل
تو دامن از من رسوا به احتراز مکش
هوش مصنوعی: به تو نزدیک نمیشوم، ای گل؛ نگذار دامن من لکهدار شود. از من دوری نکن.
بیا نظاره کن آن سرو ناز را ای دل
ز باغبان بتماشای سرو نازمکش
هوش مصنوعی: بیا و تماشا کن آن درخت زیبای قد بلند را، ای دل، که باغبان به تماشایش مشغول است.
به خشم و ناز اگر یار سر کشد از تو
تو گر حریف نیازی سر از نیاز مکش
هوش مصنوعی: اگر معشوق با خشم و ناز رفتار کند و تو در حال نیاز باشی، نبایستی از نیاز خود کوتاه بیایی یا طفره بروی.
گرفت آتش آه تو در دلم اهلی
بسوختم دگر این آه جانگداز مکش
هوش مصنوعی: آتش آه تو در دلم زبانه کشید و من به شدت سوختم. دیگر این آه جانگداز را از من نگیر.