برگردان به زبان ساده
صد تلخ دهان میگزد از غصه لب خویش
ای نخل کرم تابکه بخشی رطب خویش
هوش مصنوعی: این بیت به بیان حالتی از ناامیدی و غم و اندوه اشاره دارد. گویی شخصی از درد و غصههایش به شدت رنج میبرد و در جستجوی دلیلی برای شاد شدن و کسب آرامش است. در این میان، درخت نخل به عنوان نمادی از برکت و میوهای سالم و شیرین در نظر گرفته شده که امید به دریافت آن وجود دارد. در واقع، این شخص در حال طلب کردن نعمتها و خوشیها از زندگی است.
آن چاشنی ذوق که فرهاد ز غم یافت
خسرو نچشیده است ز عیش و طرب خویش
هوش مصنوعی: فرهاد به خاطر عشق و غمش طعمی از ذوق و لذت واقعی را تجربه کرده که خسرو هرگز نتوانسته از شادیها و خوشیهای خود بچشد.
خواهی که نچیند گل مقصود ز رویت
چون مرغ سحر روز کن از ناله شب خویش
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که کسی از زیبایی تو بهرهمند نشود، مانند پرنده صبح، شب را با ناله و غم بگذران.
هرچند کشد دوست عنان تو به بازی
زنهار نگهدار عنان ادب خویش
هوش مصنوعی: هرچند که دوست ممکن است تو را به بازی بگیرد، اما هوشیار باش و ادب خود را فراموش نکن.
نومید مشو زآب بقا همچو سکندر
چون خضر قدم بازمکش از طلب خویش
هوش مصنوعی: ناامید نشو از زندگی همواره، مانند سکندر که با وجود تلاش و جستجو با خضر، که نماد حکمت و زندگی جاودان است، در پی آرزوهای خود گام برمیدارد.
ما خاک نشینان مغانیم و ز خاکیم
ایخواجه تو میدانی و اصل و نسب خویش
هوش مصنوعی: ما انسانهای سادهای هستیم که از خاک آمدهایم و به خاک برمیگردیم. ای آقا، تو خود بهتر میدانی که از کجا آمدهای و ریشهات چیست.
مرغ از رخ گل سرخوش و اهلی ز رخ یار
مستند ازین می همه کس بر حسب خویش
هوش مصنوعی: پرندهای که از چهره گل خوشحال و آرام است، از چهره محبوبش نیز مست و سرمست است. هر کسی طبق طبع و حال خود از این مینوشد.