برگردان به زبان ساده
چون شیشه پرم از غم پیمان گسل خویش
بگذار که خالی کنم از گریه دل خویش
هوش مصنوعی: من همچون شیشهای هستم که از اندوه و غم پر شده، بیچاره با قول و قرارهایی که شکسته شده، بگذارید تا اشکهای دل خود را بیرون بریزم و این بار را سبک کنم.
گر سوزش پروانه ز نزدیکی شمع است
من سوختم از دوری شمع چگل خویش
هوش مصنوعی: اگر پروانه به خاطر نزدیکی به شمع میسوزد، من نیز از دوری شمع خودم میسوزم.
داغ سگ کویت همه را خط غلامی است
ما نیز نهادیم برین خط سجل خویش
هوش مصنوعی: عشق و علاقه به تو برای ما افتخار بزرگی است و ما نیز با کمال خرسندی نام خود را در لیست عاشقان تو ثبت کردهایم.
حقا که برابر نکنم عیش دو عالم
با شادی گه گاه و غم متصل خویش
هوش مصنوعی: درست است که من لذت و خوشی زندگی در دو جهان را با شادیهای گاه به گاه و غمهای پیوستهام برابر نمیگذارم.
هرچند که اهلی ز جهان مهر گیاجست
بویی نشنیدست مگر ز آب و گل خویش
هوش مصنوعی: با وجود اینکه اهلی (مخلوقی) از جهان عشق و محبت دور شده، اما هیچ بویی را جز از آب و خاک خود احساس نکرده است.