برگردان به زبان ساده
نقش پای او که محراب دعا می یابمش
سجده شکری کنم در هر کجا می یابمش
هوش مصنوعی: هر جا که رد پای او را میبینم، به یاد دعا و طلب نیاز میافتم و در هر زمان، شکرگزاری میکنم.
زهره دیدن ندارم از جفای خوی او
گرچه با خود باز در عین وفا وی یابمش
هوش مصنوعی: من نمیتوانم درد و رنجی را که به من میزند تحمل کنم، هرچند میدانم که هنوز هم با وجود این بیوفایی، میتوانم او را در دل خود داشته باشم.
جور خوبان آتش افروزست و مهر آتشفشان
در وفا آن ذوق نبود کز جفا می یابمش
هوش مصنوعی: ستم و زیان زیباییها مانند آتش سوزاننده است، و عشق واقعی در وفا به اندازهای دلنشین نیست که از ظلم و آسیب آن را به دست آورم.
بعد عمری چون گرفتم دامنش ندهم ز دست
گر نگیرم کام از او دیگر کجا می یابمش
هوش مصنوعی: پس از سالها که به دوستی او دست یافتم، دیگر نمیخواهم این دوستی را از دست بدهم. اگر نتوانم از او بهرهمند شوم، دیگر کجا میتوانم مانند او را پیدا کنم؟
خانه یی کز برق دیدار بتی روشن نگشت
گر حریم کعبه باشد بی صفا می یابمش
هوش مصنوعی: اگر خانهای که در آن دیدار محبوبی رخ نداده و روشن نشده باشد، حتی اگر در بهترین مکانها و مقدسترین جاها باشد، برای من بیارزش و بیمزه است.
من نمیدانم که جانست اینکه دارم یا خیال
زین دو بیرون نیست باری آشنا می یابمش
هوش مصنوعی: من نمیدانم آیا آنچه دارم حقیقتی از زندگی است یا تنها خیال و توهمی است که نمیتوانم از آن دو جدا کنم. اما به هر حال، به نظر میرسد که من به نوعی با آن آشنا میشوم.
بر سر کوی مغان اهلی به کنج عافیت
پادشاه وقت بود اکنون گدا می یابمش
هوش مصنوعی: در کنار مسیر عرقفروشان، در جایی آرام و بیدغدغه، من در حال حاضر شخصی را میبینم که در گذشته مقام و ثروت داشته اما اکنون به صورت یک گدا در آمده است.