برگردان به زبان ساده
در غمت گر جان غمپرور نباشد گو مباش
چون تو باشی جان من جان گر نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: اگر در غم تو، جانم نیز نرنجد، پس چرا زنده بمانم؟ چون تو هستی، جان من هم جان توست. اگر تو نباشی، پس من هم وجود نخواهم داشت.
سجده روی تو ای بت کفر و ایمان منست
سر نمیتابم ازین گر سر نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: سجده کردن بر روی تو، ای معبود من، نشانهای از ایمان و نیکوییام است. هرگز از این مسیر نمیگذرم، حتی اگر سرم را از دست بدهم.
از عدم بهر تو جان در ملک هستی آمده
گر تو میگویی درین کشور نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: از نبود وجود، جان تو به عالم هستی آمده است. اگر تو میگویی که در این سرزمین جایی نیست، پس چرا خودت در اینجا هستی؟
یوسف جان با تو میباید که باشد همنفس
گر ترا ای خواجه سیم و زر نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: یوسف عزیز، باید با تو همصحبت شوم. اگر تو ای آقا، دارای ثروت و جواهر نباشی، پس وجود نداشتهات ارزشی ندارد.
گر دم آبی دهد ساقی شراب کوثر است
مست ساقی باش اگر کوثر نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: اگر ساقی به تو آب بدهد، شراب بهشتی است. مست آن ساقی باش، اگر شراب بهشتی نباشد، نباش.
کار ما لبتشنگان طوطیصفت شکرست و بس
لب به خون تر کن اگر شکر نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: ما که همیشه در جستجوی شیرینی و خوشی هستیم، باید همواره مراقب باشیم. اگر شکر و لذت وجود نداشته باشد، خون دل خوردن بهتر است. به یاد داشته باش که در غیاب خوشی، نباید بیدلیل به سرنوشت خود شکایت کنی.
یار باید مهربان اهلی مرا چون آفتاب
یاری چرخ ستمگر گر نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: دوست من باید مهربان و دلنشین باشد، مانند آفتاب که در زندگی من روشنایی و گرما میبخشد. اگر در کنارم نباشد و تنها بگذاردم، بهتر است که اصلاً وجود نداشته باشد.