برگردان به زبان ساده
نمیخواهد که دست کس رسد بر طاق ابرویش
بود پیوسته آن ابرو بلند از تندی خویش
هوش مصنوعی: او نمیخواهد کسی به زیبایی و جذابیتش دسترسی پیدا کند، زیرا همیشه ابروهای بلند و خمیدهاش به خاطر خشم و تندیاش در حال بالا رفتن است.
چنین در خاک و خون افتاده ام مگذرا ای همدم
که میترسم بخون من کشد تهمت سگ کویش
هوش مصنوعی: من بهطرز عجیبی در مصیبت و اندوه غرق شدهام، ای رفیق، از کنار من نگذرجو که نگرانم با تهمت به من، تباهی بیشتری به بار بیاوری.
پی تسکین دل خواهم نشینم پهلویش لیکن
دلم افزون طپد هرگه رسد پهلو به پهلویش
هوش مصنوعی: میخواهم در کنار او بنشینم تا دل خود را آرام کنم، اما هر بار که به او نزدیک میشوم، قلبم بیشتر و بیشتر به تپش میافتد.
همان بهتر که لب بندم زآه گرم پیش او
مبادا در عرق افتد زآه من گل رویش
هوش مصنوعی: بهتر است که من از گفتن این آه گرم خودداری کنم، زیرا نخواهم که اثر آن بر چهره گلگون او بیفتد و آن را تحتتأثیر قرار دهد.
سگ مشکین غزال خود من از بوی خوشم باری
که هرجا بگذرد خلقی برآسایند از بویش
هوش مصنوعی: سگی سیاه، غزال من است که بوی خوش آن باعث میشود هر جا که برود، مردم از بوی خوشش لذت ببرند و احساس آرامش کنند.
مبین زنهار ای همدم چو اهلی سرو قد او
که حسرت بار می آرد هوای سرو دلجویش
هوش مصنوعی: ای همدم، مراقب باش که مانند کسی نشوی که به قامت زیبای او حسرت میبرد و دلش به خاطر یادآوری او غمگین است.